کانون ایرانیان

۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه

از شهریور به بعد، چهار قطعه به بهشت زهرا اضافه شد





گزارش - مینو راستین



در این مجموعه از مطالب، مردمک سعی دارد به آن چه - ظاهرا - در حاشیه انقلاب سال ۵۷ رخ داد بپردازد؛ حاشیه‌ای که رفته‌رفته خاطره تاریخی مردم از آن را شکل داد و‌ گاه از حاشیه به خود متن آمد.




20 دی 1357



ستون «حرف‌های مردم»



همه چیز می‌نویسید جز حقیقت



آقا خسته نباشید. من ارتشی هستم. شما در روزنامه هر چه می‌نویسید جز حقیقت. شما هر کسی که از تظاهرکنندگان می‌میرد می‌نویسید شهید شد و اگر ماموران وظیفه شناس کشته شوند می‌نویسید کشته شد؟ در قزوین همین مردم زن یک نظامی را به طرز فجیعی کشتند در مشهد هم همینطور. چرا مردم را با ما بد می‌کنید؟ من سرم کوتاه نیست، ریش‌ دارم و البته ساواکی نیستم. ولی وقتی کسی با موی کوتاه می‌رود بقالی به اون جنس نمی‌فروشند. می‌گویند چون نظامی است نباید تحویلش گرفت. بنویسید همه این کارها از طرف کمونیست‌ها آب می‌خورد. ما همه مسلمانیم.



این همه آدم را کی کشته؟ من کشتم؟



آقا این ارتشبد قره‌داغی از جان ما چه می‌خواهد؟ اولتیماتوم داده که شما بترسید و حقایق را ننویسید. اینها مقدمه‌چینی است برای برقراری سانسور. می‌خواهند ارتش و ملت را با هم دشمن کنند. اگر ماموران خلاف قانون آدم بکشند، باید نوشته شود. ارتشی‌های شریفی هم داریم که از این نوشته‌ها ناراحت نمی‌شوند. چون سعی می‌کنند اعمال خلاف نکنند و سر تفنگ را به طرف دشمن بگیرند و نه ملت. بهشت زهرا تا شهریور، هفده قطعه داشت. از شهریور به بعد چهار قطعه به آن اضافه شده. این همه آدم را کی کشته؟ من کشتم؟



به خاطر نفت نباید خودمان را ببازیم



اسم من اخوان است. مشکل نفت و بنزین دارد به سختی حل می‌شود. مردم انقدر در صف‌های طولانی نایستند و حرص نزنند. مگر به کجا می‌خواهند بروند؟ ما که مسلمان هستیم و از یک رهبر واقعی پیروی می‌کنیم نباید به خاطر نفت خودمان را ببازیم و در راه مبارزه‌ای که شروع کرده‌ایم، احساس خستگی کنیم.



 



شاه: 3 ماه پس از خروجم مردم تاسف خواهند خورد

فیگارو: شاه به کودتای 28 مرداد می‌اندیشد



پاریس - خبرگزاری فرانسه- فرستاده مخصوص روزنامه پاریسی «فیگارو» در تهران که اخیرا با پادشاه ایران یک مصاحبه اختصاصی انجام داده، نوشته است شاه ایران امروز یقین دارد چنانچه با رفتن به خارج بختیار را کاملا تنها بگذارد، وی به وسیله مذهبی‌ها جارو خواهد شد.



خبرنگار ویژه فیگارو معتقد است که «شاه در این لحظه به ضربه 1953می‌اندیشد». «سناریو وسوسه‌انگیز است؛ با رفتن او هرج و مرج و حمام‌خون به راه می‌افتد و ارتش، همچنان‌که اکثریت خاموش را او را باز خواهند خواند».



وی اضافه می‌کند «اما این یک ریسک، یک شرط‌بندی دیوانه‌وار است که شاه در انجام آن تردید می‌کند. او یقین دارد که سه ماه پس از رفتنش، مردم تاسف‌اش را خواهند خورد اما او شک دارد مردم فرا بخوانندش و بدون شک معتقد است که او حق ندارد بدینسان به طور رایگان این درس را به کشورش بدهد».



خبرنگار ویژه فیگارو می‌افزاید «و اما درباره اوضاع کنونی کشور، پادشاه ایران اینک به نظر می‌رسد که متقاعد شده که کمونیست‌ها یک نقش اصلی بازی می‌‌کنند. آنها سازمان‌های خود را برای ایجاد هسته‌ها، سازمان‌دهی می‌کنند و شروع به استقرار در مکانی کرده‌اند که خمینی برایشان تدارک دیده است و خود را آماده می‌کنند تا مانند شیاطین در لحظه مناسب از صندوق بیرون بجهند».



تظاهرات 19 دی



راه‌پیمایی در تهران، 19 دی / عکس از آیندگان



راه‌پیمایی در تهران، 19 دی / عکس از آیندگان



آیندگان در شرح این دو عکس نوشته است:



زن و مرد، همه، در سراسر کشور



مشت‌ها گره کرده است. فریادهای اعتراض بلند. هر روز که می‌گذرد این مشت‌ها مصمم‌تر و این فریاد رساتر می‌شود. اعتراض خیابانی دیگر در انحصار مردان نیست. خرد و کلان، زن و مرد، همه را این‌روزها در خیابان‌ها، در کوچه‌ها و محله‌ها می‌بینیم. نه فقط در تهران، در سراسر کشور، گاه با بعدی وسیع‌تر و قربانیانی بیشتر.



 



امامی: نقایص بنیاد پهلوی را رفع می‌کنیم



روزنامه آیندگان در ماره امروز خود درباره بنیاد پهلوی نوشت که این بنیاد هیجده سال پیش با یک میلیارد دلار بودجه به وجود آمد که 123 میلیون آن از وجوه شخص شاه برای استفاده سازمان‌های خیریه، پرورشگاه‌ها و آموزش عالی، تامین شد.



تهران - خبرگزاری پارس - سید احمد امامی نایب‌التولیه بنیاد پهلوی پیش از ظهر دیروز در یک گفت‌وگو با خبرگزاری پارس اقدامات انجام شده و خط و مشی آینده بنیاد و در مورد لیستی که اخیرا درباره دانشجویانی که در خارج از وام تحصیلی بنیاد استفاده می‌کنند، انتشار یافته بود، سخن گفت.



نایب‌التولیه بنیاد پهلوی گفت که این بنیاد یک موسسه خیریه بسیار بزرگ است که سرمایه و عواید زیادی دارد که به موجب فرمانی که در مهر 1340 صادر شده است، به عنوان موقوفات خاندان پهلوی شناخته شده است و منافع آن صرف امور بهداشتی، فرهنگی، اجتماعی، مستمندان و مذهبی می‌شود.



وی در مورد کمک به امور مذهبی گفت این بنیاد بر تعظیم شعائر اسلامی، تعمیر بقاء متبرکه، کمک به نشر کتب اسلامی و تعلیمات دینی، کمک به تبلیغات اسلامی به خصوص کشورهای خارجی نظارت دارد.



وی در مورد اقدامات انجام‌شده گفت تاکنون به 13 هزار دانشجوی خارج از کشور که طبق ضوابط موجود وام تحصیلی داده است که در حال حاضر 1500 نفر از این وام استفاده می‌کنند و اضافه کرد البته در هر دستگاهی ممکن است کارهای ناصحیحی هم صورت گرفته باشد و به همین جهت از دو ماه گذشته که من به عنوان نائب‌التولیه این بنیاد انتخاب شده‌ام مشغول رسیدگی می‌باشیم و پیرو آن به کسانی که نیاز مالی نداشته باشند وام داده نمی‌شود و از دادن وام تحصیلی به دانشجویانی که رشته آنها مورد نیاز نیست جلوگیری شده است.



امامی گفت که بنیاد پهلوی به منظور ازدیاد درآمد، در شرکت‌ها و تاسیسات متعدد سرمایه‌گذاری کرده است و با اخذ وام از داخل و خارج در مناطقی از کشور آپارتمان‌هایی ساخته است که از لحاظ مالی و حقوقی مشغول بررسی آنها هستیم.



او در مورد لیستی که اخیرا از دانشجویان وام گیرنده از بنیاد انتشار یافته است گفت که این لیست به طور کامل عاری از حقیقت است و افزود که دارایی بنیاد، املاک و مستغلاتی است که مشغول ثبت آن در دفتر اسناد رسمی هستیم.





شعارنویسی با گارد محافظ





شعارنویسی گروه‌های مختلف بر در و دیوارها همچنان ادامه دارد. در عکس دو جوان را می‌بینید که بر کف خیابان، مشغول شعارنویسی هستند در حالی که دیگر جوانان زنجیره‌وار آنان را در محاصره دارند تا به نوشته آیندگان، «از گزند و یورش نظامیان در امان باشند». اما شاید این زنجیره برای جلوگیری از خراب‌شدن رنگ شعارها در اثر عبور عابران باشد.





تحصن خانواده زندانیان سیاسی در کاخ دادگستری



خانواده‌های زندانیان سیاسی دیروز اعلام کردند که تا رهایی خویشان خود از بند، در کاخ دادگستری متحصن خواهند شد. این خانواده‌ها اولیا یا وابستگان 240 نفر از زندانیان قدیمی هستند که علی‌رغم همه تلاش‌ها تاکنون آزاد نشده‌اند. 11 نفر از این زندانیان زن هستند.



با وجود آن‌که کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا کوشش کرد اقدامات معمول برای آزادی این گروه همچنان ادامه بیابد و اعلام کرد احتیاجی به تحصن خانواده‌ها نیست، با این حال بی‌اعتمادی ناشی از قول و قرارهای بی‌‌اساس وزیر سابق دادگستری و نامطئن بون پایگاه وزیر فعلی دادگستری، خانواده‌ها را در این نگرانی فرو برده است که مبادا تاخیری دیگر برای آزادی این زندانیان صورت گیرد.



تحصن خانواده زندانیان سیاسی در کاخ دادگستری



با این حال دیروز دکتر یحیی صادق وزیری در یک تماس تلفنی با متحصنان در کاخ دادگستری به آنها قول داد که بعد از اخذ رای اعتماد از مجلس نسبت به آزادی زندانیان سیاسی اقدام خواهد کرد.



با این حال متحصنان کاخ دادگستری با ترتیب چند کمیته برای تدارک مقدمات یک تحصن نامحدود نشان داده‌اند که به هیچ وجه از خواست خود دست بر نخواهند داشت. سازمان ملی دانشگاهیان از حیث غذا و پتو برای متحصصان کاخ دادگستری اقدام کرده است.



فرودگاه مهرآباد، سوت و کور است





گزارش - مینو راستین



در این مجموعه از مطالب، مردمک سعی دارد به آن چه - ظاهرا - در حاشیه انقلاب سال ۵۷ رخ داد بپردازد؛ حاشیه‌ای که رفته‌رفته خاطره تاریخی مردم از آن را شکل داد و‌ گاه از حاشیه به خود متن آمد.




19 دی 57



- بختیار به خاطر عشق به میهن، کابینه تشکیل داد

-این دولت دست‌نشانده امپریالیسم است



دکتر هادی منافی، پزشک: به اعتقاد من دولت شاپور بختیار نمی‌تواند پابرجا بماند زیرا مورد درخواست مردم نیست.



علی حسینی، کارمند: دولت بختیار یک توطئه غربی برای سرپوش‌گذاشتن و خواباندن صدای انقلاب مردم و ایجاد یک دیکتاتوری نظیر دیکتاتوری‌های گذشته ایرانی دارد.



سیما مستشاری، دانشجوی حقوق: مرجع‌تقلید من حضرت آیت‌الله عظمی سید محمد کاظم شریعت‌مداری است. من با رژیم موافقم البته به شرط اینکه سلطنت باشد و نه حکومت. بختیار این توقع من و امثال من را قول داده است که برآورده کند و یک حکومت ملی مستقل تشکیل دهد.



بختیار برای این قبول کرد کابینه تشکیل دهد که غیرت، شرافت و از خودگذشتگی و عشق به میهن به او فرمان داد. او در این وضع بحرانی آبروی سی ساله خود را گروه گذاشته است که به نفع همه ما است. حضرت علی گفته است که فرصت دوباره را به هر کسی بدهید. باید به بختیار هم فرصت داد تا مسائل را حل کند.



حسن احمدی، دانشجو: دولت بختیار نمی‌تواند موفقیتی داشته باشد زیرا مردم علیه بیدادگری‌های امپریالیست‌ها قیام کرده اند و این دولت حافظ منافع امپریالست‌ها است.



احمد شفاهی، تاجر: بختیار به مردم پشت کرده است. دولتی که مردم پشتش نباشند، شکست خواهد خورد و ضمنا امکان کار دولت بختیار، انقلاب مردم را به تاخیر خواهند انداخت.



صادق شیرازی، کارمند: اگر دولت بختیار بتواند به وعده‌های خود از جمله لغو حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه مسئولان وقایع اخیر کشور عمل کند، بی‌شک می‌تواند برای تشکیل یک حکومت مردمی نظر عده زیادی را جلب کند.



 



فرودگاه مهرآباد سوت و کور است



فرودگاه بین‌المللی مهرآباد، پر پروازترین و در عین حال پر ازدحام‌ترین فرودگاه کشور در چند هفته اخیر چهره‌ای جدا از گذشته به خود گرفته است. این فرودگاه که اوایل سال نو مسیحی به اوج پروازها و ازدحام خود می‌رسید، این روزها به دلیل اعتصاب کارکنان فرودگاه، نبودن سوخت و شرایط خاص حاکم بر ایران، در شمار آرام‌ترین و کم‌پروازترین فرودگاه‌های دنیا درآمده است.



در عین حال شمار اندکی ازهواپیماهای خارجی در فرودگاه تهران به زمین می‌نشینند، هیچ‌کدام بیش از 15 مسافر به همراه ندارند.



شرکت‌های کوچیک هواپیمایی تمام پروازهای خود را به فرودگاه مهرآباد قطع کرده‌اند و چند شرکت بزرگ هواپیمایی نیز، پروازهای خود را به حداقل ممکن کاهش داده‌اند.



کاهش پروازهای فرودگاه مهرآباد با اعتصاب کارکنان هواپیمایی ملی که برای چندمین بار از ششم دی‌ماه آغاز شد و با اعتصاب کارکنان سازمان هواپیمایی کشوری درهم‌آمیخته شد، هر روز بیشتر می‌شود. از طرفی این اعتصاب‌ها سبب شد که کنترل قسمت ترافیک هوایی را نیروی هوایی بر عهده بگیرد.



در حال حاضر آن گروه از شرکت‌های هواپیمایی که به تهران پرواز دارند، به سبب نارسایی‌هایی که درترافیک هوایی وجود دارد، ناگزیرند در ساعات روشن روز در فرودگاه مهرآباد فرود آیند و یا از آن پرواز کنند و به‌طور کلی هیچ پرواز یا فرودی در شب صورت نمی‌گیرد.



پان‌امریکن، بریتیش ایرویز، ارفرانس، سوئیس ایر و آلیتالیا از جمله شرکت‌هایی هستند که هم‌اکنون بیشترین پروازها را به ایران دارند اما همه آنها از خدمات و سرویس‌های از قبیل انتقال مسافر و حمل چمدان بی‌بهره هستند به همین دلیل این روزها، در فرودگاه مهرآباد حمل چمدان و جا دادن آن در قسمت بار، به عهده خود مسافران است.



از سوی دیگر نبودن سرویس‌های لازم برای هواپیما سبب شده است که پروازها در موعد مقرر انجام نشود و گاه چندین ساعت در پرواز یک هواپیما تاخیر روی دهد.



ازدیگر مشکلات شرکت‌های هواپیمایی، کمبود بنزین در ایران است و به همین سبب هواپیماهایی که در مهرآباد به زمین می‌نشینند باید آنقدر سوخت داشته باشند که در تهران ناچار به سوخت‌گیری نشوند.



 



تصویر روزنامه آیندگان از یک راهپیمایی «بیست هزار نفری» که از خیابان سلسبیل تهران راه افتاده است. تظاهرکنندگان، تصویر غلام‌رضا تختی، کشتی‌گیر فقید ایرانی را در دست دارند.



تصویر روزنامه آیندگان از یک راهپیمایی «بیست هزار نفری» که از خیابان سلسبیل تهران راه افتاده است. تظاهرکنندگان، تصویر غلام‌رضا تختی، کشتی‌گیر فقید ایرانی را در دست دارند.



زنان در راه‌پیمایی روز 18 دی



 



شکایت از «بی‌اعتنایی هیئت‌حاکمه به بیماری به‌آذین»: به وکیل به‌آذین اجازه ملاقات ندادند



همسر محمود اعتمادزاده (م. به‌آذین) دیشب به آیندگان گفت که همسر دربندش به شدت مریض است و خونسردی هیئت‌حاکمه در رسیدگی به وضعیت این مرد دیگر قابل تحمل نیست. اعتمادزاده اکنون از بیماری قلبی به دشت رنج می‌برد و فقط داروی او مربوط به نسخه‌ای است که قبل از زندان از پزشک خود دریافت کرده بود. پزشکان زندان از او مواظبت می‌کنند اما او به درمان کامل احتیاج دارد.



اعتمادزاده نزدیک به سه ماه است که در زندان به سر می‌برد و محاکمه او مرتبا به تعویق می‌افتد. دکتر عبدالکریم لاهیجی، وکیل‌مدافع دبیر کانون نویسندگان و بنیان‌گذار «اتحاد دموکراتیک مردم ایران» دیروز به آیندگان گفت او را برای ملاقات با موکل خود راه نداده‌اند. وکیل‌مدافع به‌آذین گفت: قرار بودهفته گذشته پرونده به دادگاه رود ولی به علت جریان‌های اخیر هنوز نرفته است.



محمود اعتمادزاده که اینک در بند 6 زندان قصر زندانی است، خود نویسنده‌ای صاحب‌قدر است. اوبه اتهام ابراز عقیده و نشر مرام‌نامه «اتحاد دموکراتیک» از اول آبان‌ماه ( زمان صدارت جعفر شریف‌امامی) دستگیر و زندانی شد. اعتمادزاده در زندان به خونریزی معده دچار شد ولی در همان حال به بهداری منتقل و تحت درمان قرار گرفت.



 



گزارش آیندگان از «کله‌گنده»‌هایی که ارز خارج کرده‌اند



پوردخت کریمی در گزارشی در روزنامه آیندگان، به لیستی پرداخته است که جامعه کارکنان بانک مرکزی پیش‌تر منتشر کرده بود.



او نوشته است: یکی از اقدام‌های روشن‌کننده گروهی از اعتصاب‌های جامعه ایران در دو ماه اخیر که مطبوعات به علت اعتصاب نتوانستند ان را منتشر کنند، انتشار لیست پر سروصدای جامعه کارکنان بانک مرکزی ایران بود که طی آن اسامی 175 نفر از افراد به اصطلاح سرشناس و یا به عبارتی «کله‌گنده» مملکت که در امور سیاسی و اجتماعی و اقتصادی سال‌ها دست داشتند و در دو ماه شهریور و مهر میلیون‌ها تومان ارز از ایران خارج کرده بودند.



اهمیت این لیست چنان بود که شعاع عمل جامعه کارکنان بانک مرکزی حتی تا آن سوی مرزها نیز کشانده شد و دولت غلام‌رضا ازهاری را غافل‌گیر کرد. بر اساس این لیست در دو ماه شهریور و مهر در دوران حکومت جعفر شریف‌امامی، تعدادی از وزرای وقت و قدیمی، جمعی از افراد خانواده سلطنتی، گروهی از افراد سرشناس نظامی و غیرنظامی، برخی از سناتورها و وکلای مجلس، تعدادی از بازرگانان و حتی معدودی از بازماندگان کسانی که مرحوم شده بودند و بالاخره آن سال‌ها به بیت‌المال مردم دست‌درازی کرده بودند، با وخیم‌شدن اوضاع از بیم آن که مبادا روزی قرار شود به حساب‌ها برسند، تا توانستند پول‌ها را به ارز تبدیل کردند و به حساب‌های بانکی خود در خارج از کشور واریز کردند.



بازتاب انتشار این لیست، در ابعاد گسترده جامعه ایران چنان مردم را متحیر کرد که تا مدت‌ها بحث داغ روز بود و هنوز هم هست. در این میان دولت ازهاری که می دید «گند» قضیه در آمده، و این موضوع وبال گردن دولت به اصطلاح طرفدار قانون اساسی او شده، به وزیر دادگستری وقت دستور داد که هیئتی را مامور بررسی این لیست کند. و دادستان تهران نیز سه نفر از قضات دادگستری را به بانک مرکزی فرستاد و آنها پس از چند روز نتیجه گزارش خود را به دادستان دادند که او در یک مصاحبه رادیویی اعلام کرد اسامی 102 نفر از 175 نفر لیست با واقعیت وفق دارد.



در بررسی گذرای اسامی کسانی که به خارج از کشور پول فرستاده اند، تنها سه نفر از اعضای خانواده سلطنتی یعنی شهرام، شهریار و شهناز 1085 میلیون تومان ارز فرستاده اند. یوسف خوش‌کیش رئیس بانک مرکزی نیز 21 میلیون دلار به خارج از کشور حواله کرده است. جالب ترین نامی که در این لیست به چشم می‌خورد، مهندس حسن رمزی عطایی است. او همان فرمانده سابق نیروی دریایی است که دو سال قبل به اتهام دزدی و فروش یک کشتی سی میلیون تومانی، به پنج سال زندان با پرداخت تمام خسارت‌ها محکوم شده و معلوم نبود که او چگونه از زندان پول حواله کرده است.



حالا دیگر اعلی‌حضرت همایونی شاهنشاه آریامهر، شده‌اند شاه





گزارش - مینو راستین



در این مجموعه از مطالب، مردمک سعی دارد به آن چه - ظاهرا - در حاشیه انقلاب سال ۵۷ رخ داد بپردازد؛ حاشیه‌ای که رفته‌رفته خاطره تاریخی مردم از آن را شکل داد و‌ گاه از حاشیه به خود متن آمد.




21 دی 1357



ستون حرف‌های مردم



روزنامه آیندگان درباره این ستون نوشت: حرف‌های شما در این ستون سانسور نمی‌شود. همان‌طور که مطالب دیگر در صفحات دیگر. برای همین این حق را برای خود محفوظ می‌داریم که اعلام کنیم مطالب این ستون صرفا نظر خوانندگانی است که با ما تماس می‌گیرند. تاکید می‌کنیم که کمال دقت را به کار خواهیم برد که این ستون محل برخورد عقاید مغرضانه و احتمالا توهین‌آمیز به هیچ شخص و گروه اجتماعی نشود.



حالا دیگر شد شاه...



من رفیعه بصیری هستم. آقا حالا که از دام سانسوربا پیروزی در آمدید، حق مطلب را ادا کنید و از هیچ گروهی نهراسید و حقایق را بگویید. آقا اگر مطبوعات این رویه عوام‌فریبانه را ادامه دهند ما آنها را تحریم می‌کنیم. حالا دیگر اعلیحضرت همایونی شاهنشاه آریامهر شده‌اند، شاه و لیکن آیت‌الله خمینی شدند حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی. من از حضرات آیت عظام می‌پرسم؛ مگر ما جز 12 امام، امام دیگری هم داریم؟ نکته دیگر اینکه چرا آیت‌الله خمینی به ایران بازنمی‌گردند؟ من هم یک مسلمان شیعه هستم اگر ایشان بازگشتند می‌روم پای رکاب ایشان و شربت شهادت می‌نوشم. و کلام آخر اینکه، آقا تو را به خدا از بختیار حمایت کنید، او یک وطن‌پرست است. چرا مردم شجاعت‌شان را در بیان عقاید خود از دست داده‌اند؟



به ارتشیان احترام می‌گذاریم



آقا من مجید ش هستم و از قزوین تلفن می‌کنم. خبری داشتید از قول یک ارتشی که گفته بود مردم قزوین یک زن ارتشی و یک فرزند استوار را کشته و سوزانده‌اند. باید اعلام کنم که این خبر به هیچ‌وجه حقیقت ندارد و اصولا مردم این شهرستان از اینکه خانواده‌های ارتشیان مدتی است در پادگان قزوین زندگی می‌کنند، سخت ناراحتند. زیرا احساس می‌کنند زندگی در پادگان برای زن و فرزندان ارتشیان دشوار و نگران‌کننده است. از قول من بنویسید که مردم به برادران ارتشی خود شدیدا احترام می‌گذارند.



از مدت خاموشی بکاهید



من میرنادر ص هستم. از همکارانم چه در برق منطقه‌ای و چه در نیروگاه ها تقاضا دارم به خاطر شرایط دشوار زمستان میزان خاموشی برق را فقط به زمان پخش اخبار تلویزیون محدود کنند.



دوباره بت نسازید



آقا اسم من حمید ح است و یک کارگر هستم. زمانی که حزب رستاخیز به وجود آمد، در یکی از کانون‌های این حزب درباره «فرد پرستی» مطالبی مطرح کردم که نتیجه آن 12 ماه زندان بود و امروز اعلام می‌کنم که دارند بت‌پرستی را در اجتماع شکل می‌دهند.



مشکل دانشجویان در خارج از کشور



من تنباکوئی هستم و فرزندانم خارج از کشور تحصیل می‌کنند. مدتی است که هر وقت خواسته‌ام هزینه زندگی آنها را حواله کنم، با مشکلات متعدد روبه‌رو شده‌ام و اخیر که موفق شدم در نوبت قرار گیرم در بانک به من گفتند که ما قبول می‌کنیم ولی تلکس چون در اختیار ما نیست، برای ما امکان آن نیست که فورا کارها را روبه‌راه کنیم و ممکن است این حواله تا دو ماه به طول بیانجامد. لطفا بنویسید جوان‌های مردم در کشورهای خارج (البته آنها که زندگی‌شان بسته به 200 دلار است) چه باید بکنند و آیا بهتر نیست ترتیبی داده شود که این جوانان از نگرانی فزاینده‌ای که دارند بیرون ایند.



حالا هم آزادی‌بیان نداریم



آقا من یک ایرانی مسلمان هستم. توقع نداشته باشید یه خاطر وحشتی که توسط گروهی ایجاد شده نام خود را بگویم. جان کلام این است که یک روزی بود که جرات حرف‌زدن درباره مقام‌های دولتی و علی‌رتبه را نداشتیم و امروز هم کم‌کم دارد همان وضع به‌صورتی دیگر پیش می‌آید. زیرا حالا جرات نداریم درباره گفته‌های فلان روحانی یا فلان شخصیت ملی اظهارنظر کنیم.



خرید مواد مخدر آسان‌تر شده است



من راضیه ک هستم. این روزها در روزنامه‌ها همه‌‌گونه مطالب چاپ می‌شود جز درباره معتادان. همه مردم قبول دارند که معتادان هیچ عامل موثری در انقلاب کنونی نیستند، با این حال این روزها تهیه مواد مخدر حتی از خرید آسپرین هم آسان‌تر است و حاضر قسم بخورم که مامورین اداره مبارزه مواد مخدر با فروشندگان همکاری دارند.



سرنوشت مملکت کجا تعیین می‌شود؟



من یک استاد دانشگاه هستم. آقای کریم سنجابی ( از بینان‌گذاران جبهه‌ملی) در مصاحبه خود گفته است که سرنوشت کشور نباید در واشنگتن و نه لندن و نه مسکو تعیین گردد. ظاهرا ایشان فراموش کرده که سرنوشت کشور اکنون در پاریس تعیین می‌شود.



این شعار با دموکراسی منافات دارد



من یک افسر خلبان نیروی هوایی هستم. برای انجام ماموریتی به همدان رفته بودم که تظاهرکنندگان آنجا شعار می‌دادند «حرب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله». این یک شعار غیردموکراتیک است، زیرا در یک کشور دموکراسی باید چند حزب باشد و نه یک حزب.



چرا برچسب به مردم می‌زنند؟



من کامیار هستم و در خیابان خاوران زندگی می‌کنم. در این منطقه عده‌ای کولی زندگی می‌کنند. چند جنایت‌کار به این بهانه که در میان این کولی‌ها ساواکی وجود دارد، چادرهای آنها را آتش زده و اموالشان را به غارت بردند. خواهش می‌کنم بنویسید که بدون جهت برچسب ساواک را به هر کسی نزنند و اینطور زندگی مردم را متلاشی نکنند.



 



روزنامه نیویورک‌تایمز: شاه یکی از سه ثروتمند بزرگ خاومیانه است



روزنامه نیویورک‌تایمز نوشت ثروت شاه ایران در خاورمیانه تنها با دارایی‌های سعودی‌های عربستان و خانواده الصباح در کویت قابل مقایسه است. این روزنامه نوشت که بخش قابل ملاحظه‌ای از دو تا چهار میلیارد دلاری که از ایران در دو سال گذشته به آمریکا انتقال یافته است، متعلق به خانواده سلطنتی است.



روزنامه آمریکایی افزود که جمع‌آوری این مبلغ عظیم از طریق درهم و برهم کردن‌های صندوق‌های حکومتی و سلطنتی در ایران میسر شده است. در 1958 شاه بنیاد پهلوی را تاسیس کرد و 90 درصد دارائی‌های خود را در اختیار آن گذاشت. شاه اخیرا از سایر اعضای خانواده خود درخواست کرده که اموال خود را در اختیار این بنیاد قراردهند.



نیویورک‌تایمز افزود بیشتر ثروت شاه به علت وجود همین بنیاد است که در واقع به شخص وی تعلق دارد. دارائی‌های بنیاد را سه میلیارد دلار تخمین می‌زنند. صرف‌نظر از فعالیت‌‌های رفاهی، بنیاد از سه طریق مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ منبع مالی برای خانواده سلطنتی، راه کنترل بر اقتصاد کشور از طریق وجود اموال بنیاد در بخش‌های کلیدی و موسسه‌ای برای پاداش دادن به هواداران حکومت.



 



گزارش هفته‌نامه تایم از دشواری زندگی آمریکایی‌ها در ایران



احساسات ضد آمریکایی در ایران / عکس از آیندگانسی‌هزار آمریکایی که هنوز در ایران مانده‌اند طی هفته‌های اخیر روزهای بدی را گذرانده‌اند . در این مدت برای بسیاری از این جماعت – کارکنان دولت، مشاوران نظامی، بازرگانان، تکنیسین‌ها، معلمان- زندگی در فضائی آکنده از بحران و تنش فزاینده خلاصه می‌شده است.



این به دلیل است که لحن تظاهرکنندگان ضد شاه هر روز ضد آمریکایی‌تر می‌شود. بسیاری از آمریکایی‌ها این وضع را با نگرانی اما صبورانه تحمل کرده‌اند. یکی از مدیران آمریکایی نفت که در منطقه نفتی جنوب سرگرم کار است می‌گوید: «بسیاری از ماها خانواده‌های خود را از ایران خارج کرده‌ایم و خودمان نیز تا اندازه‌ای آماده رفتن شدیم. غیر از این کار دیگری نیست که بکنیم».



اگر شاه از ایران برود و به‌ویژه اگر دولت جدید، دولتی ضدخارجی از آب دربیاید، می‌توان در انتظار یک مهاجرت دسته‌جمعی از سوی خارجیان بود. در حال حاضر آمریکایی‌های باقی‌مانده در ایران می‌کوشند در خیابان‌ها ظاهر نشوند و از آسیب تظاهرکنندگان در امان بمانند.



بسیاری از آمریکایی‌های ساکن ایران نامه‌هایی تهدیدآمیز دریافت کرده‌اند که از زیر در به داخل منازل آنان انداخته می‌شود و یا به شیشه اتومبیلشان چسبانده می‌شود. اکنون در ایران وسائل ارتباطی غیرقابل اعتماد هستند و از این رو سراسر کشور به یک کارخانه شایعه‌سازی تبدیل شده است.



معلم یک مدرسه آمریکایی در شاهین‌شهر اصفهان می‌گوید: ـما میان وحشت و بیزاری زیاد در نوسان هستیم. بعضی روزها یک کار درست و حسابی نیز نمی‌توانیم انجام دهیم». یک کدبانوی آمریکایی می‌گوید: «کار به جایی رسیده است که مزه‌مزه کردن یک فنجان قهوه و گوش‌دادن به بی‌بی‌سی حادثه اجتماعی بزرگی به حساب می‌آید».



سفارت آمریکا برای رویارویی با شایعه‌های که به سرعت پراکنده می‌شوند یک نظام ارتباطی به صورت هرم به وجود آورده است. این نظام 450 شرکت آمریکایی را که در ایران کار می‌کنند، دربرمی‌گیرد. کارکنان بلندپایه سفارت مامور هستند که اخبار را به مدیران شرکت‌ها برسانند و آنها نیز اخبار را به آگاهی سایر آمریکاییان می‌رسانند.



یک آمریکایی می‌گوید: « ایرانی‌ها می‌خواهند بدانند چرا آمریکایی‌ها نتوانستند در کشور آنها ریشه بدوانند. باید گفت که یک عدم اعتماد کامل بین ایرانیان و آمریکایی‌ها وجود دارد».



با تمام گرفتاری‌ها بسیاری از سوداگران آمریکایی با توجه به سرمایه‌گذاری‌های سنگین خود در ایران میل دارند محکم سرجای خود بنشینند و همچنان امیدوار باشند. یکی از مدیران«جنرال الکتریک» می‌گوید: «ما به قدری تعهدات در ایران داریم که باور کردن یک دگرگونی بنیادی و تغییر ناگهانی در ایران برایمان مشکل است».



درگیری‌های خیابانی / عکس از آیندگان



بیشتر دیابتی‌ها در ایران، از بیماری خود خبر ندارند





گزارش - نسیم یاران



رئیس انجمن دیابت ایران می‌گوید ۶۰ درصد دیابتی‌های کشور از ابتلای خود به این بیماری خبر ندارند و به همین دلیل غربالگری درباره این بیماری، اهمیت دارد.




اسدالله رجب در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، با ابراز تاسف از بی‌توجهی افراد به سلامتی خود تا هنگام بروز نشانه‌های بیماری گفت: دیابت، یک بیماری بدون علامت است و به همین دلیل بسیاری از ابتلای خود به این بیماری اطلاعی ندارند.



دو سال پیش، امیرکامران نیکوسخن، معاون فدراسیون بین‌المللی دیابت در ایران گفته بود که در دنیا تقریبا نیمی از بیماران دیابتی از بیماری خود باخبر نیستند، این در حالی است که در ایران بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد نمی‌دانند که دیابت دارند.



او گفته بود که یکی از علت‌های عمده آگاهی نیافتن مردم ایران از بیماری خود، نبود فرهنگ معاینات کامل و انجام آزمایش‌های سالانه و دوره‌ای است.



به گفته آقای نیکوسخن، بسیاری از افرادی که قند خون‌ آنها بالای ۲۵۰ است به دلیل نداشتن درد، متوجه بیماری خود نیستند و حتی نشانه‌هایی مانند تشنگی، ادرار زیاد، پرخونی و ضعف بینایی نیز همیشه وجود ندارد.



دیابت، یک بیماری مزمن است که به دلیل ناتوانی لوزالمعده در تولید کافی انسولین یا ناتوانی بدن در استفاده از انسولین تولید شده، ایجاد می‌شود و نشانه بارز آن، افزایش قند خون است.



به گزارش سازمان جهانی بهداشت، در آغاز سال ۲۰۱۱ بیش از ۲۲۰ میلیون نفر در سراسر جهان به دیابت مبتلا بوده‌اند.



تنها در سال ۲۰۰۴ نزدیک به ۳.۵ میلیون نفر جان خود را از عوارض ناشی از بیماری از دست داده‌اند که بیش از ۸۰ درصد آن در کشورهای با درآمد کم یا متوسط بوده است.



بنابر برآورد سازمان جهانی بهداشت این مرگ و میر بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۳۰ به دو برابر افزایش خواهد یافت.



بروز تدریجی دیابت نوع دوم و تشخیص دشوار آن



به گفته رئیس انجمن دیابت ایران، در حال حاضر بیماری دیابت در بیش از سه میلیون از پنج میلیون دیابتی کشور شناسایی شده است.



آقای رجب معتقد است که  که علاوه بر غربالگری باید به دیابتی‌های شناخته شده خدمات رسانی شود تا آن‌ها دچار عوارض ناشی از بیماری نشوند.



بر اساس گزارش انجمن دیابت ایران، شروع بیماری دیابت نوع اول که بیشتر در کودکان و جوانان شایع است، بسیار ناگهانی و معمولا با تکرر ادرار، تشنگی و خشکی دهان، کاهش ناگهانی وزن، تاری دید و عفونت‌های مکرر همراه است که باعث مراجعه بیمار به پزشک شده و تشخیص میسر می‌شود.



اما بروز دیابت نوع دوم که تقریبا ۹۰ تا ۹۵ درصد کل بیماران دیابتی را تشکیل می‌دهد، تدریجی است و بنابراین تشخیص آن با دشواری انجام می‌شود.



در این بیماران معمولا نشانه زودرس بیماری دیده نمی‌شود و ممکن است سال‌ها پس از ابتلا در صورتی که فرد آزمایش خون نکند، تشخیص داده نشود.



به همین دلیل نیمی از افرادی که تشخیص درباره آن‌ها انجام می‌شود به دلیل بروز عوارض مختلف در دستگاه قلبی و عروق، کلیه‌ها، چشم و سلسله اعصاب به پزشک مراجعه کرده‌اند.



دیابت نوع دوم در افراد میان‌سال به بالا شایع است اما سال گذشته اعلام شد که سن ابتلا به دیابت نوع دوم در ایران مانند کشورهای دیگر در حال توسعه پایین آمده به طوری که افراد زیر ۳۰ سال و حتی کودکان و نوجوانان نیز به آن مبتلا می‌شوند.



این در حالی است که دیابت نوع دوم در کشورهای توسعه‌یافته بیشتر در دوره سالمندی و در سنین بالای ۶۵ سال بروز می‌کند.



تغییر شیوه زندگی تنها راه پیشگیری از دیابت و عوارض آن



رئیس انجمن دیابت ایران معتقد است که «تغییر رفتار» اصل اول درمان دیابت است. به گفته اسدالله رجب، درصورتی که بیمار مبتلا به دیابت، شیوه زندگی خود را تغییر دهد می‌تواند از بسیاری از بیماری‌ها مانند چاقی، فشار خون و چربی بالا پیشگیری کند.



اگر چه آقای رجب، دارو را آخرین راهكار درمان دیابت نوع دوم دانست اما تاکید کرد که فعالیت جسمی و تغذیه مناسب بیشترین اهمیت را در درمان این بیماری دارند.



او گفت که در ایران بیشترین توجه به دارودرمانی است در حالی که داروهای دیابت نیز مانند داروهای دیگر دارای عوارض جانبی هستند و ممکن است برای بیماران زیانبار باشند.



بر اساس گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت، تغذیه سالم، فعالیت منظم جسمانی، نگهداشتن وزن طبیعی بدن و اجتناب از تنباکو می‌تواند از بروز دیابت نوع دوم پیشگیری کند یا آن را به تاخیر بیاندازد.



اشپیگل: «جعفر پناهی قربانی پارانویای رژیم اسلامی است»





گزارش - مردمک



سایت مجله آلمانی اشپیگل، حکم صادره در مورد جعفر پناهی را نشانه‌ای از پارانویای جمهوری اسلامی و ترس او از مخالفان‌اش دانسته است.




اشپیگل در گزارشی که با عنوان «کافکا در تهران» روز گذشته (9 فوریه) در وب‌سایت این روزنامه منتشر شده به جعفر پناهی و حکمی که درباره او صادر شده پرداخته است.



این مقاله در حالی منتشر شده است که شصت‌ویکمین فستیوال بین المللی فیلم برلین که از امروز دهم فوریه آغاز به کار می کند، برنامه مفصلی را در حمایت از جعفر پناهی که عضو هیئت داوران این فستیوال است، تدارک دیده است پناهی عضو هیئت داوران این دوره فستیوال برلین است، اما به دلیل ممنوع الخروج بودن نمی تواند در این فستیوال شرکت کند.



اشپیگل از قول عباس بختیاری، صاحب فرهنگسرای پویا در پاریس می نویسد، شاید جعفر پناهی روزی بتواند فیلمی درباره زندگی او بسازد که اوایل دهه هشتاد با زنش سوار بر قایقی از تنگه هرمز در دوبی گذشتند و خود را به پاریس رساندند. سربازان دوست او را کشته بودند و زنش هم به خاطر ضربه‌های قنداق تفنگ سربازها سقط جنین کرده بود.



اشپیگل می نویسد، بختیاری اکنون به صدای جعفر پناهی تبدیل شده چرا که دولت ایران پناهی را از گفتگو با مطبوعات و رسانه‌های داخلی و خارجی منع کرده است.



به نوشته اشپیگل، پناهی هم اکنون به سمبل آزادی بیان هنری که با خطر سانسور، خشونت و رژیم های توتالیتر روبه‌رو است، تبدیل شده.



جعفر پناهی در فستیوال برلین



دیتر کوسلیک مدیرهنری فستیوال فیلم برلین از جعفر پناهی دعوت کرده تا عضو هیئت داوران این جشنواره باشد، اما جمهوری اسلامی ایران با این دعوت مخالفت کرد و به آقای کوسلیک پیام داد که به جای جعفر پناهی، فیلم‌ساز ایرانی دیگری را به جشنواره خواهد فرستاد، اما فستیوال برلین این تقاضا را رد کرد.



به گفته مدیر فستیوال برلین، همه فیلم‌های پناهی در طی روزهای برگزاری در این جشنواره نمایش داده خواهد شد.



به نوشته اشپیگل قرار است روز یازدهم فوریه نیز هم‌زمان با سالگرد بزرگداشت انقلاب ایران و به قدرت رسیدن آیت‌الله خمینی در این کشور، فیلم آفساید ساخته پناهی در فستیوال برلین به نمایش درآید.



بر اساس این گزارش، با این که پناهی با فیلم‌هایی که ساخته یکی از موفق‌ترین فیلم‌سازان ایرانی خارج از مرزهای ایران است، اما «رژیم ملاها» او را دشمن خود می‌داند، چرا که فیلم‌های پناهی درباره موضوع‌هایی مثل فحشا، مصرف الکل و سرکوب زنان است که از نظر حکومت ایران تابو تلقی می‌شود. به همین دلیل دولت ایران همه فیلم‌های پناهی را توقیف کرده است.



سینما و رهبران مذهبی ایران



اشپیگل در ادامه این گزارش به رویکرد رهبران مذهبی ایران با پدیده سینما در مقطع انقلاب اشاره می‌کند.



نویسنده اشپیگل آتش زدن سینما رکس و سوختن 400 تماشاگر آن را به عنوان نمونه‌ای از برخورد خصمانه هواداران آیت‌الله خمینی با پدیده سینما ذکر می‌کند.



آن گاه نویسنده به وضعیت سینما در ایران بعد از انقلاب می پردازد. به نوشته اشپیگل امروز در تهران، شهری با 13 میلیون جمعیت تنها 90 سینما وجود دارد و تعداد آنها در کل کشور 270 سینما است.



اشپیگل می‌نویسد، بیشتر مردم ایران ترجیح می‌دهند فیلم‌ها را روی دی‌وی‌دی در خانه خود تماشا کنند، چرا که دختران و پسران جوانی که ازدواج نکرده‌اند نمی‌توانند با هم به سینما بروند. با این حال، همه فیلم‌های ممنوع شده ایرانی از جمله فیلم‌های پناهی و آخرین فیلم‌های هالیوودی بدون سانسور در بازار سیاه ایران فروخته می‌شود.



پناهی و جنبش سبز



اشپیگل شروع کشمکش حکومت ایران را با پناهی به خاطر حمایت او از میرحسین موسوی نامزد اصلاح طلب ریاست جمهوری در سال گذشته می‌داند.



به نوشته این روزنامه، پناهی در خرداد سال 1388 همراه صدها هزار ایرانی دیگر در تظاهرات اعتراض‌آمیز علیه دولت محمود احمدی‌نژاد و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد.



اشپیگل آن گاه به دستگیری پناهی و دخترش سولماز در مراسم تدفین ندا آقاسلطان در بهشت زهرا در 30 ژوییه سال گذشته و آزاد شدن فوری‌اش اشاره می‌کند.



همین طور حضور پناهی در فستیوال مونترال در کانادا و حمایت آشکارش از جنبش سبز در آن فستیوال و بعد دستگیری او در خانه‌اش در تهران به جرم ساختن فیلمی علیه حکومت، از مواردی است که گزارشگر اشپیگل در مقاله‌اش به آنها اشاره کرده است.



به نوشته اشپیگل، پناهی توانست یک سوم این فیلم را به کمک دوست و همکارش محمد رسول‌اف کارگردان ایرانی تمام کند. رسول‌اف نیز به شش سال زندان محکوم شده است.



اشپیگل از قول عباس بختیاری، پرونده پناهی را حدود 750 صفحه ذکر می‌کند که شامل مصاحبه‌های پناهی با رسانه‌های خارجی و انتقادهای او علیه رژیم ایران است.



کافکا در تهران



اشپیگل آن گاه با اشاره به حکم صادره شعبه 26 دادسرای انقلاب اسلامی تهران علیه پناهی که به موجب آن به 6 سال زندان و 20 سال محرومیت از فیلم‌سازی محکوم شده، این حکم را حکمی علیه همه سینماگران مستقل در ایران ارزیابی کرده است. حکمی که فیلم‌سازان ایرانی را به خودسانسوری و جلوگیری از انتقاد علیه رژیم مجبور می‌کند.



گزارشگر اشپیگل به شرح دیدارش با رفیع پیتز فیلم‌ساز ایرانی ساکن پاریس می‌پردازد که آخرین فیلم‌اش «شکارچی» را با الهام از رویدادهای سیاسی اخیر ایران ساخته و در ماه‌های اخیر از جعفر پناهی حمایت کرده است.



رفیع پیتز می‌گوید، دستیارش در تهران به همراه پناهی دستگیر شده است.



پیتز برای حمایت از پناهی از همه فیلم‌سازان دنیا خواسته است تا یازدهم فوریه، هم‌زمان با نمایش فیلم «آفساید» در فستیوال برلین، دو ساعت دست از کار بکشند، پیشنهادی که با استقبال برخی از چهره ‌ای سیاسی و هنری فرانسه از جمله برنار هانری لوی مواجه شده است. او این کار را «اعتراض خاموش» می‌داند.



با این حال، پیتز معتقد است که فشار زیاد نیروهای خارج از کشور می‌تواند باعث شود رژیم بیشتر لج کند.



به نوشته اشپیگل، رژیم ایران پناهی را متهم کرده است که در فیلم آخر خود خواسته شورش‌های خیابانی تهران و حامیان جنبش سبز را تصویر کند، اما پناهی این اتهام را رد کرده است. او در دفاعیات خود در دادگاه گفته است که گاهی اوقات فکر می‌کند حتی فکر ساختن فیلم در ذهن‌اش می تواند جرم تلقی شود و به خاطر آن تنبیه شود.



اشپیگل این حرف پناهی را به یک موقعیت کافکایی تشبیه کرده و می نویسد، این همان صحنه کابوس‌گونه‌ای است که فرانتس کافکا یا جرج اورول در آثار خود ترسیم کرده‌اند و بیانگر پارانویای رژیمی است که بعد از تظاهرات تابستان 2009 می‌داند که حامیان اندکی دارد.


اعلام موجودیت شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی





خبر - مردمک



شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار بیانیه‌ای اعلام موجودیت کرد.




شاخه برون مرزی این حزب در بیانیه‌ای که آن را در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی ایران منتشر کرده، اعلام کرده است که چون «کودتاچیان» حاکم با انحلال احزاب و سازمان‌های اصلاح طلب، فضای اختناق امنیتی و پلیسی ایجاد کرده‌اند و امکان فعالیت برای هرگونه فعالیت سیاسی و حزبی در داخل غیر ممکن شده است، شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را فعال کرده‌ایم تا به وظایف ملی، سیاسی و تشکیلاتی خود در خارج از کشور ادامه دهیم.



سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ایران، از عمده‌ترین تشکل‌های سياسی اصلاح‌ طلبان است که در انتخابات رياست جمهوری سال گذشته از نامزدی ميرحسين موسوی حمايت کرده بود و پس از انتخابات نیز به نحوه برگزاری و نتایج اعلام شده آن اعتراض کرد.



این گروه سیاسی که در سال ۱۳۷۰شمسی رسما تشکیل شد، هم‌چنین به سرکوب اعتراض‌های پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸انتقاد کرده است.



این تشکل در ابتدا با تلاش برخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تأسیس شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ۱۶ فروردین ۱۳۵۸ با به هم پیوستن ۷ گروه اسلام‌گرای مخالف نظام پیشین شکل گرفت که برخی سابقه مبارزه نظامی را نیز داشتند.



نویسندگان این بیانیه، در ابتدا به تجربه‌های پیشین ملت ایران، از حرکت‌های آزادی‌خواهانه که به گفته آنها با دو کودتا و توسط دیکتاتوری نظامی و پلیسی - امنیتی سرکوب شد تا حوادث پیش از انقلاب و سرکوب حرکت‌های مردمی توسط رژیم پهلوی اشاره می‌کنند.



در این بیانیه به جنبش مردم در روزهای پیش از انقلاب اسلامی ایران اشاره شده که به نوشته نویسندگان بیانیه، جنبشی سریع و غافلگیرانه بود و در کمتر از یک سال «طومار رژیم استبدادی را درهم پیچید» و «انقلاب مردم ایران» پیروز شد.



شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در این بیانیه خود به رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه ۱۳۸۸ اشاره می‌کنند و می‌نویسند که حاکمیت، اکنون آرمان‌ها و حقوق فردی، اجتماعی و ملی مردم را تحریف کرده و با توسل به نیروهای سرکوبگر پلیس و ایجاد فضای امنیتی-نظامی و شبه نظامی در حال تکمیل روند تبدیل جمهوریت به سلطنت مطلقه، زیر لوای دین است.



در این بیانیه از «جنبش سبز» به عنوان جنبشی مردمی یاد شده که در سوی دیگر این ماجرا است و می‌کوشد از حقوق اساسی، حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و آزادی و عدالت و کرامت انسانی دفاع کند. نویسندگان این بیانیه می‌نویسند: به همین دلیل است که رهبران جنبش سبز بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تاکید دارند.



در این بیانیه تاکید شده است که بازتاب «جنبش سبز ملت ایران» در جنبش‌های آزادی‌خواهانه تونس، مصر و یمن هم دیده شد. شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب در بیانیه خود می‌نویسد: جنبش‌های مردمی در خاورمیانه علیه رژیم‌های استبدادی نشان می‌دهد که عصر دیکتاتوری فردی اعم از سکولار و مذهبی به سر آمده و موج دموکراسی خواهی در خاورمیانه همه حکومت‌های یکه سالار را در برابر دو گزینه محتوم قرار خواهد داد؛ تن دادن به اصلاحات دموکراتیک یا سقوط و سرنگونی.



نویسندگان این بیانیه بهترین گواه بر زنده بودن این جنبش و بطلان ادعاهای استبداد حاکم مبنی بر پایان «فتنه سبز» را عدم موافقت با درخواست «ساده» و «قانونی» رهبران جنبش برای برگزاری یک راهپیمایی آرام، مدنی و مسالمت‌آمیز می‌داند و معتقد هستند که حکومت امنیتی- نظامی از صدور مجوز ابا دارد، زیرا از چنین تجمع‌هایی وحشت دارد.



شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در بیانیه خود تاکید کرده است که جنبش سبز ملت ایران هم‌چنان زنده است و با تسخیر روزافزون دل‌ها و ذهن‌ها، در شبکه‌های اجتماعی خرد اما بیشمار و گسترده جریان دارد.



محمد سلامتی، بهزاد نبوی، محسن آرمین، مصطفی تاج‌زاده، هاشم آقاجری، ابوالفضل قدیانی، فیض‌الله عرب‌سرخی و صادق نوروزی از جمله اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران هستند. پروانه این تشکل سیاسی پس از گذشت ۱۹ سال از آغاز فعالیت این سازمان، مهرماه امسال با رای دادستان تهران و از سوی وزارت کشور باطل اعلام شد.



با وجود این، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار بیانیه‌‌ای به روند مبهم دادرسی پرونده و لغو مجوز فعالیت اعتراض و اعلام کرد به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد.



لااقل موقع نمایش کارتون از تلویزیون، برق را خاموش نکنید





گزارش - مینو راستین



در این مجموعه از مطالب، مردمک سعی دارد به آن چه - ظاهرا - در حاشیه انقلاب سال ۵۷ رخ داد بپردازد؛ حاشیه‌ای که رفته‌رفته خاطره تاریخی مردم از آن را شکل داد و‌ گاه از حاشیه به خود متن آمد.




۳ بهمن ۱۳۵۷



ستون حرف‏های مردم



حوصله‏ام سر می‌‏رود



من فامیلم آشتی است، ده سال دارم و در کلاس چهارم درس می‌‏خوانم. می‌‏خواستم بگویم که مدرسه‏‌ها تعطیل است و از صبح تا بعدازظهر مرتبا مشق‏های تکراری‏ام را می‌‏نویسم که حوصله‏ام سر نرود. من از اداره برق خواهش می‌‏کنم که لااقل موقع نمایش فیلم‏های کارتون از تلویزیون برق را خاموش نکنند.



همان آزادی که برایش خون داده‏ایم



بهجت میرعلمی - آقای زرکوب کارمند فنی شرکت مخابرات از طریق این ستون گفته است که شما طرفدار کمونیست‏‌ها شده‏اید و همچنین تهدید کرده است که تلفن‌های آیندگان را قطع خواهد کرد. بنویسید که این طرفداری از کمونیست نیست بلکه‌‌ همان آزادی است که به خاطرش خون داده‏ایم. اگر قرار است فقط حرف‏های یک گروه چاپ شود دیگر چه فرقی با اختناق گذشته دارد؟



دموکراسی واقعی



عبدالله تهرانی - اربعین روزی بود که روحانیون برای تظاهرات انتخاب کرده بودند. کسانی که طرفدار جمهوری اسلامی نیستند، می‌‏توانند در روز دیگری تظاهراتی ترتیب دهند و البته به این اصل معتقدم که باید حرفشان را بزنند و دموکراسی واقعی یعنی همین.



آزادی‏ام گرفته شده



مریم - یک خیاط‏خانه دارم. مرا تلفنی تهدید می‌‏کنند که اجازه نداری مغازه‏ات را باز کنی. آزادی‏ای که داشتم گرفته شده است.



بی‏انصافی نیست؟



احمد - آیا این بی‏انصافی نیست که شما شعارهای چپی‏‌ها را در راهپیمایی اربعین نقل کردید اما شعارهای مذهبی‏‌ها را ننوشتید.



نجات دهید



یدالله احسانی، بازرگان - به دنبال اعتصابات اخیر، وضع اقتصاد مملکت در مرحله خطرناکی است و از زعمای قوم تقاضا دارم هر چه زود‌تر مملکت و مردم را نجات دهند.



انگلیس کجا بود؟



کاوه - چرا در راهپیمایی روز اربعین به چین، شوروی و آمریکا حمله شد ولی اسمی از انگلیس به میان نیامد؟ درحالی که تمام فتنه‏‌ها از سیاست انگلیسی‏‌ها است.



روز قیامت دامن‏تان را می‌‏گیریم



علی زمردی - اگر انقلاب اصیل ملت به کمونیسم و یا تجزیه ایران منتهی شود، خون شهدا پایمال می‌‏شود و در این صورت پیش‏بینی حاکم صحیح از کار در می‌‏آید و اینجانب که شیعه اثنی‏عشری هستم روز قیامت دامن شما را می‌‏گیرم.



تقاضای کمک



موسسه خیریه پناهگاه کودکان استثنایی به علت اعتصابات اخیر در مضیقه سخت از نظر مالی و آذوقه قرار گرفته است. کسانی که مایلند به این موسسه کمکی بکنند با تلفن ۶۲۷۴۱۸ تماس بگیرند.



حال نامساعد زندانی سیاسی



احمد - یکی از زندانیان سیاسی به نام کامران چنگیززاده از ۲۵ مرداد ۵۷ در زندان به سر می‌‏برد و وضعیت خوبی ندارد.



کمبود بنزین و نفت



علی‏خانی - خواندیم که با اقدامات مهندس بازرگان پالایشگاه‏‌ها برای رفع نیاز داخلی مشغول به کار شده‏اند. اما هنوز کمبود بنزین و نفت محسوس است. می‌‏پرسم که نتیجه اقدامات ایشان کی معلوم می‌شود؟



ما را کتک زدند



معصومه - با عده‏ای از هم‏رزمان به خیابان آمدیم و گروهی ما را کتک زدند. ما حرف‏های نخست‏وزیر را که گفته یک استبداد جدید می‌‏خواهد جای‏گزین استبداد قدیم شود، تائید می‌‏کنیم.



دیکتاتوری از نوعی دیگر



آذرپاد - در راهپیمایی اربعین دیدم عکس دکتر قبادی شهید راه خلق را که مادرش در دست داشت، پاره کردند. این راه می‌‏تواند سرآغاز دیکتاتوری از نوعی دیگر باشد.



بحث پس از پیروزی



نوروزی - برادر مبارز، حالا وقت گفتن حزب ما و حزب شما نیست. ما باید تا رهایی کامل از استعمار و استثمار مبازه کنیم و بحث چپ و راست را واگذار کنیم.



مامورین کجا بودند؟



اسماعیل شیرازی - حدود ساعت ۲: ۳۰ بامداد چند روز قبل، چماق به دستان پاساژ کویتی‏های بازار را مورد حمله قرار دادند. این‏‌ها با وانت‏بار نمره خرم آباد به بازار حمله کرده بودند. سئوال می‌‏کنم که پس ماموران فرماندار نظامی کجا بودند؟



جلوی حرف‏های مردم را می‌‏گیرند



رویا بنایان- پس از ۲۵ سال مبارزه برای آزادی روزی رسید که ملت خواست عقاید خود را بگوید. پس چرا در راهپیمایی و تظاهرات اجازه نمی‌‏دهند که دیگران نیز حرف‏های خود را بزنند؟



تغییر نام میدان‏‌ها، رفع نارسائی نیست



خانم حیدری - آیا با عوض‏کردن نام شهرستان‏‌ها، خیابان‏‌ها و می‌دان‏‌ها می‌توان کلیه گرفتاری‏‌ها و نارسائی‏های اجتماعی و اقتصادی را حل کرد؟



به کار‌تر مربوط نیست



زهره - ملت ما شهید نداده است که آقای کار‌تر درباره مملکت ما اظهارنظر کند.



برق که رفت، آب هم قطع می‌‏شود



خانم جبارزاده - با رفتن برق در خیابان امیرآباد، آب هم قطع می‌‏شود و ما از این نظر در مضیقه هستیم.



حسینیه ارشاد را باز کنید



جلیل خلیلی - بنویسید حسینیه ارشاد را باز کنند.



 



آگهی گم‌شدگان و شهدا در روزنامه آیندگان / ۳ بهمن ۵۷



آگهی گم‌شدگان و شهدا در روزنامه آیندگان



 



بازار سیاه سیگار



بعضی از کارکنان اداره دخانیات در مقابل این اداره بازار سیاه راه انداخته‏اند.



پول‏های ما چه می‌شود؟



جواهریان - پول‏هایی را که گروه‌های فرهنگی مثل «جاویدان» بابت شهریه گرفته و اکنون منحل شده چه می‌‏شود؟



برای این هم فکر کنید



مهندس کریمی - اعتبارات‏ بانکی مدت دارند و با جلوگیری از بارگیری صادرات، مدت اعتبارات از بین می‌‏رود. می‌‏خواستم تقاضا کنم فکری در این باره شود.



 



گزارش روزنامه آیندگان از شتاب شهروندان آلمانی برای خروج از ایران / آیندگان، ۳ بهمن ۵۷



گزارش روزنامه آیندگان از شتاب شهروندان آلمانی برای خروج از ایران



مهدی کروبی در خانه‌اش محصور شد





خبر - مردمک



مهدی کروبی رهبر حزب اعتماد ملی و از سران مخالفان دولت محمود احمدی نژاد، از دیدار با اعضای خانواده اش منع شده است.




سحام نیوز، وب سایت خبری حزب اعتماد ملی، امروز (۲۱ بهمن) اعلام کرد، آقای کروبی در خانه‌اش محصور شده و ماموران امنیتی مانع ورود یکی از فرزندان او به منزل پدری‌اش شدند.



بر اساس این گزارش، ماموران امنیتی که مقابل ساختمان منزل مسکونی مهدی کروبی ایستاده بودند، به فرزند آقای کروبی اعلام کردند، تا روز ۲۵ بهمن ماه، حق ورود به منزل پدری خود را ندارد.



آقای کروبی چند روز قبل در مصاحبه‌ای اینترنتی با روزنامه نیویورک تایمز، تاکید کرده بود که تقریبا در بازداشت خانگی به‌سر می‌برد و افزود که دو یا سه خودروی ماموران امنیتی بیشتر ساعات روز بیرون خانه او مستقر هستند و نمی‌گذارند ملاقات‌کنندگان به خانه او وارد شوند.



ماموران امنیتی هم‌چنین اعلام کردند، به استثنای فاطمه کروبی، همسر آقای کروبی، هیچ کدام از فرزندان، عروسان و بستگان مهدی کروبی حق ورود به خانه و دیدار با او را ندارند.



مهدی کروبی و میرحسین موسوی، از رهبران « جنبش سبز»، برای برگزاری راهپیمایی حامیان این جنبش در حمایت از حرکت آزادی‌خواهانه مردم تونس و مصر، از وزارت کشور درخواست مجوز کرده بودند.



سحام نیوز، «حصر تازه اعمال شده برای مهدی کروبی» را در ارتباط با درخواست راهپیمایی مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای حمایت از حرکت آزادی‌خواهانه مردم مصر و تونس ارزیابی کرده است.



آقای کروبی به همراه میرحسین موسوی از دولت ایران خواسته‌اند که به هواداران آنها اجازه دهد، روز دوشنبه ۲۵ بهمن برای اعلام همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه « به‌ویژه قیام آزادی‌خواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در این دو کشور» راهپیمایی کنند.



آقای کروبی در مصاحبه خود با روزنامه نیویورک تایمز، راهپیمایی روز ۲۵ بهمن را آزمونی برای حکومت و مخالفان حکومت دانسته بود. به گفته آقای کروبی، ۲۵ بهمن روزی «سرنوشت ساز» برای «جنبش سبز» خواهد بود.



رهبر حزب اعتماد ملی در این مصاحبه گفته بود، اگر حکومت اجازه راهپیمایی به مخالفان دهد، «تظاهرات بزرگی» برپا خواهد شد.



اما از سوی دیگر، سرتیپ حسین همدانی، فرمانده سپاه تهران روز گذشته (۲۰ بهمن) در واکنش به تصمیم مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای برگزاری راه پیمایی روز ۲۵ بهمن، گفت: «فتنه‌گران جنازه‌ای بیش نیستند و با هرگونه تحرک آنها به شدت برخورد می‌کنیم.»



فرمانده سپاه تهران هم‌چنین گفت: «فتنه‌گران باید بدانند که دیگر آنها را فریب‌خوردگانی نمی‌دانیم که به نتیجه انتخابات معترض هستند، بلکه قطعا آنها را ضد انقلاب و جاسوس می‌دانیم و به شدت با آنها برخورد خواهیم کرد.»



همچنین غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور نیز روز ۲۰ بهمن ماه گفت که درخواست مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای مجوز راهپیمایی برای روز ۲۵ بهمن، یک اقدام سیاسی است.



به گفته آقای اژه‌ای، تعیین روز دیگری برای راهپیمایی جز ۲۲ بهمن، « به این معنا است كه این افراد صف خود را از مردم جدا كرده و ایجاد تفرقه می‌كنند». او هم‌چنین گفت: «اگر لازم باشد، مردم ایران به آن پاسخ می‌دهند.»



وزارت کشور ایران هنوز به درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای دادن مجوز راهپیمایی روز ۲۵ بهمن پاسخ نداده است.



تخت‌جمشید از درون مضمحل می‌شود





گزارش - شادی زمانی



بازدیدکنندگانی که از نیمه بهمن به تخت‌جمشید رفتند با محدودیتی رو‌به‌رو شدند که پیش‌ از این در این محوطه باستانی سابقه نداشت.




طبق تصمیم جدید، بازدید از چهار کاخ هخامنشی «سه‌دروازه»، «تچر»، «هدیش» و بقایای کاخی موسوم به «ج» مقدور نیست و گردشگران نمی‌توانند به ایوان غربی کاخ آپادانا نزدیک شوند.



خبرگزاری میراث‌ فرهنگی، ۱۹ بهمن در گزارشی، با انتقاد از «ایجاد محدودیت برای بازدیدکنندگان»،‌ به نقل از یکی از نگهبانان تخت جمشید دلیل این کار را «ناتوانی مجموعه برای جلوگیری ازیادگاری‌نویسی بر دیواره‌ها و ستون‌ها» ذکر کرد و نوشت: فرسودگی سنگ‌ها در کاخ هدیش به حدی است که هرگونه تردد در این قسمت به متلاشی شدن سنگ‌ها می‌انجامد.



در اینکه اوضاع میراث ‌فرهنگی و بناهای باستانی و تاریخی و موزه‌ها در ایران چندان رو به راه نیست، نمی‌توان شک کرد. تخریب‌ خانه چندصدساله نواب‌صفوی در اصفهان، رانش تالار اصلی قلعه سه هزار ساله زیویه، تخریب آب‌انبار ۲۰۰ ساله سپهداری اراک، عبور مترو از زیر چهارباغ اصفهان و تخریب سرای قاجاری دلگشا در بازار تهران تنها تعدادی از خبرهایی است که با موضوع تخریب و تهدید آثار تاریخی به گوش‌مان می‌رسد.



اما در این میان آیا باید هر کدام از اقدام‌های سازمان میراث فرهنگی‌ را نشانی از اوضاع بغرنج آثار تاریخی و عملی در مسیر پنهان‌کاری و مخفی کردن آسیب‌ها از بازدید‌کننده و محدود کردن گردشگران دانست؟



مازیار کاظمی، مدیر داخلی پیشین مجموعه تاریخی تخت‌جمشید که از یازدهم اردیبهشت امسال مسئولیت اجرایی در این مجموعه را واگذار کرده است، پیش از پاسخ به این پرسش، تاکید می‌کند که «تخت‌جمشید در معرض خطر جدی است.»



به عقیده او خطری که این مجموعه را تهدید می‌کند طی دو سال اخیر به شکل فزاینده‌ای رشد داشته است.



آقای کاظمی که کارشناس مرمت بناهای تاریخی است، با تاکید بر اینکه سازه‌های کهن نیاز به حفاظت و مرمت دائم و روزانه دارند، کاهش چشمگیر بودجه عمرانی و حفاظتی در تخت‌جمشید را شاهدی می‌داند بر خطری که این مجموعه ثبت شده در فهرست میراث جهانی را تهدید می‌کند.



او در گفت‌وگو با مردمک گفت: در سال ۱۳۸۷ یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان صرف مرمت و حفاظت از مجموعه شد، این مبلغ در سال ۱۳۸۸ به صد میلیون تومان رسید و از ابتدای سال ۱۳۸۹ تا به حال بیشتر از ۵۰ میلیون تومان برای مرمت بقایای این سازه جهانی صرف نشده و این دلیل متقاعد کننده‌ای است که در سه سال اخیر، با وجود افزایش عمر مجموعه و نیاز بیشتر آن به مرمت و حفاظت درست برعکس عمل شده است.



هرچند این مدیر سابق تخت‌جمشید، از شیوه مرمت و حفاظت مجموعه راضی نیست، اما محدود کردن امکان بازدید را کاری «درست و منطقی» ارزیابی می‌کند.



به گفته آقای کاظمی، یکی از مواردی که انتقاد کارشناسان مرکز میراث جهانی و یونسکو را به دنبال داشت، باز بودن کل کاخ‌ها و فضاهای تخت‌جمشید برای بازدید‌کنندگان بود.



محدود کردن بازدید به نفع تخت‌جمشید است



آنچه در تخت‌جمشید کنونی به جای مانده بقایای کاخ‌ها و بناهایی است که ساخت آن‌ها در زمان داریوش اول، پادشاه هخامنشی آغاز شد و در دوره‌های بعدی تکمیل شد. این مجموعه، پایتخت تشریفاتی هخامنشیان بود و بارعام نوروزی در آن برگزار می‌شد. تخت‌جمشید که در سال ۱۹۷۹ میلادی در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید، بقایای کاخ‌های آپادانا، تچر، هدیش، ملکه، صدستون و شورا، آرامگاه تعدادی از شاهان هخامنشی، ساختمان خزانه و سنگ نوشته داریوش و خشایارشاه را شامل می‌شود.



به گفته آقای کاظمی ایده بسته شدن بخش‌هایی از تخت‌جمشید از حدود سه سال و نیم پیش مطرح شد و حتی در برخی مواقع اضطراری هم به اجرا در آمد.



یکی از موارد اجرای این طرح، در تعطیلات نوروز بود که تعداد بازدیدکنندگان بسیار زیاد بود و از آنجا که مردم به نقش برجسته‌ها دست می‌کشیدند و مراقبان به دلیل ازدحام جمعیت نمی‌توانستند مانع این کار شوند، دروازه ملل با حائلی جدا شد و مردم تنها از بیرون و با فاصله می‌توانستند آن را تماشا کنند.



به نظر او تغییر شیوه ورود و بازدید مخاطبان «مثبت» است و مجموعه را از یک «سایت باستانی» به یک «سایت‌موزه» تبدیل می‌کند.



مهم‌ترین ویژگی یک سایت‌موزه، فراهم آوردن امکان بازدید هدفمند است. چنانچه پس از کشف یک محوطه تاریخی و پایان عملیات کاوش، برای بازدید مخاطبان برنامه‌ریزی شود و مسیر و سناریوی بازدید تعریف شود و اقدام‌های محافظتی و محدودکننده صورت گیرد، سایت باستانی به یک سایت‌موزه تبدیل می‌شود و بازدیدکننده به صورت هدفمند در آن گردش می‌کند.



اما ایجاد این محدودیت هنوز تا تبدیل تخت‌جمشید به یک سایت‌موزه فاصله دارد. طرح بازدید هدفمند از این مجموعه که حاصل پنج سال کار پژوهشی کارشناسان بود، برای اجرایی شدن حدود سه میلیارد تومان هزینه می‌برد و علاوه بر بستن کاخ‌ها و محوطه‌ها، به نصب حائل‌های محافظتی پیرامون بخش‌های آسیب‌پذیر و در معرض خطر، نصب کف‌پوش برای جلوگیری از تماس مستقیم با سنگ‌ها و دیگر اقدام‌هایی نیاز دارد که امکان اجرای آن‌ها هنوز فراهم نشده است.



مشکلات تخت‌جمشید



آيا مشکلات تخت‌جمشید با محدود کردن بازدیدکننده مرتفع می‌شود؟ خطر دوده‌های ناشی از سوزاندن زمین‌های کشاورزی،‌ باران‌های اسیدی ناشی از پتروشیمی مرودشت و رشد افسار گسیخته گل‌سنگ‌ها روی نقش‌برجسته‌ها بیشتر است یا آسیبی که با حضور بازدیدکننده‌ها به این مجموعه وارد می‌شود؟



آقای کاظمی مهم‌ترین مشکل تخت‌جمشید را آسیب‌های انسانی می‌داند و از سوی دیگر محمدحسن طالبیان، مدیر بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد، سهم آلودگی‌های محیطی را بیشتر می‌داند.



آقای طالبیان، اسفند سال گذشته در گفت‌وگو با ایسنا «توسعه روزافزون فعالیت‌های صنعتی در شهر مرودشت» را یکی از عوامل اصلی ایجاد خطر برای بناهای تاریخی اعلام کرد که از طریق انتشار مواد آلاینده شیمیایی به تخریب سنگ‌ها منجر می‌شود.



پتروشیمی مرودشت، شهری که دیوار به دیوار تخت‌جمشید قرار دارد، کودهای شیمیایی و مواد حاوی اوره تولید و گاز سولفوریک متصاعد می‌کند، این گاز با جریان هوا به سمت تخت‌جمشید می‌آید و به هنگام بارش باران و ترکیب با آب، اسیدسولفوریک تولید می‌شود و در نهایت این اسید سنگ‌ها را دچار خوردگی می‌کند.



علاوه بر این دوده ناشی از سوزاندن ساقه‌های گندم در زمین‌های کشاورزی اطراف تخت‌جمشید یک مشکل دیگر است. مهدی رهبر، باستان‌شناس، ۲۸ بهمن در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر نشست دوده بر سنگ‌ها را یکی از عوامل تخریب در بلندمدت دانست و اعلام کرد که این اتفاق به مرور زمان سبب تغییر رنگ سنگ‌ها می‌شود و تمیز کردن آن‌ها را دچار مشکل می کند.



گل‌سنگ‌ها که روی سنگ‌ می‌رویند و مواد معدنی آنها را جذب می‌کنند، از دیگر مشکلات تخت‌جمشید است. پریسا محمدی، میکروبیولوژیست و عضو هئیت علمی دانشگاه الزهرا هم در گفت‌وگوی دیگری با خبرگزاری مهر از رشد افزون گل‌سنگ‌ها در تخت‌جمشید خبر داد و گفت که این گیاه به دو روش فیزیکی و شیمیایی بستر خود را تخریب ‌می‌کند.



در روش فیزیکی ریشه گل‌سنگ به درون سنگ نفوذ می‌کند و با فشار به لایه‌های سنگ مانند مته عمل می‌کند و به خرد شدن سنگ می‌انجامد. از سوی دیگر، ترکیبات اسیدی که در جریان رشد گل‌سنگ تولید و به بیرون ترشح می‌شود، حل شدن بستر سنگی را به دنبال دارد.



هرچند آقای کاظمی این فرضیه تاثیر آلاینده‌های محیطی بر بقایای بناهای هخامنشی را رد نمی‌کند، با این حال تاکید دارد که این مسئله هنوز اثبات نشده و اثبات آن نیازمند سیستم آزمایش و تجزیه و تحلیلی است که دو سال مداوم در فصل‌های مختلف سال آزمایش کند.



به گفته او از آنجا که تشخیص آلاینده‌ها به مونیتورینگ و کنترل دائم نیاز دارد، ایستگاه‌های سنجش آلاینده‌ها یکی از امکانات اولیه‌ای است که هر اثر جهانی باید داشته باشد اما تخت‌جمشید فاقد آن است و به همین دلیل در حال حاضر نمی‌توان به دقت و با جزییات به شیوه تاثیر آلاینده‌ها و چگونگی اثرگذاری آن‌ها اشاره کرد.



بیشترین خطر‌ی که این محوطه ۲۵۰۰ ساله را تهدید می‌کند، روند بطئی و آرام تخریب‌ها است. اثر گذاری عوامل انسانی و محیطی بر بقایای کاخ‌ها به حدی آرام است که به چشم نمی‌آید، اما در نهایت به آسیب‌های غیر قابل جبرانی ختم می‌شود.



آقای کاظمی می‌گوید: شاید همین الان که به تخت‌جمشید بروید شکل ظاهری آن با سال قبل و سال قبل‌تر از آن تفاوتی نداشته باشد، اما رویدادهای ناخوشایند از درون تخت‌جمشید را مضمحل می‌کنند.



بازداشت وزیر رفاه خاتمی و چند فعال سیاسی دیگر در آستانه ۲۵ بهمن





خبر - مردمک



محمدحسین شریف زادگان، وزیر رفاه دولت محمد خاتمی و مصطفی میراحمدی‌زاده، مشاور انتخاباتی مهدی کروبی به همراه چند فعال سیاسی دیگر در دو روز گذشته بازداشت شدند.




همزمان که خبرهایی از آماده شدن گروه‌های مخالف دولت برای تظاهرات در روز ۲۵ بهمن به گوش می‌رسد، مرحله دیگری از بازداشت فعالان سیاسی هم آغاز شده است.



به گزارش سایت خبری کلمه، محمدحسین شریف زادگان که مسئول کمیته اقشار ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در سال ۸۸ بود، چهارشنبه شب ۲۰ بهمن در خانه خود توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.



آقای شریف زادگان اکنون استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران و همسر خواهر میرحسین موسوی است.



کلمه همچنین گزارش داد که مصطفی میراحمدی‌زاده، مشاور مهدی کروبی و استاد دانشگاه مفید قم در خانه خود بازداشت شد و ماموران پس از بازرسی خانه، کامپیوتر و دست نوشته‌های او را با خود بردند.



ًآقای میراحمدی‌زاده عضو بنیاد باران و از شاگردان آیت‌الله منتظری است و در اسفند ۸۸ پس از ناآرامی‌های انتخابات ریاست جمهوری هم بازداشت شده بود.



در یک گزارش دیگر به نوشته سحام نیوز، ارگان حزب اعتماد ملی، تقی رحمانی که اعضای شورای فعالان ملی مذهبی و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی هم در خانه خود بازداشت شد.



آقای رحمانی پیش از این مدت زیادی را در دوره‌های مختلف در زندان به سر برده است که از جمله آن در فروردین ۸۱، خرداد ۸۲ و پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود.



در نیمه شب چهارشنبه ۲۰ بهمن، صالح نقره کار، دبیر کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، پس از چند ساعت بازرسی خانه‌اش بازداشت شد. آقای نقره کار خواهر زاده زهرا رهنورد، فعال سیاسی مخالف دولت، است.



سایت کلمه نوشت که آقای نقره کار توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده است. او پس از انتخابات ۸۸ هم برای مدتی در بازداشت به سر برد.



نام امید محدث و میثم محمدی از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب، هم در فهرست بازداشت شدگان دیده می‌شود. امید محدث و میثم محمدی از اعضای وب‌سایت بنیاد شهید بهشتی هستند.



هنوز روشن نیست که این افراد به چه اتهامی بازداشت شده‌اند و چه نهاد یا نهادهایی مسئول اجرا کننده حکم بازداشت آنها است.