مهر: آیت الله جوادی آملی گفت: اگر انسان با آموزه های پیامبر و ائمه اطهار همیشه محشور باشد و با ولایت همراهی کند راه 40ساله را یک شبه طی می کند و اگر از این موقعیت ممتاز فاصله بگیرد راه یکشبه را 100 ساله سرگردان می شود.
آیت الله عبدالله جوادی آملی ظهر پنجشنبه در دیدار با مدیران کل سازمان تبلیغات اسلامی سراسر کشور با اشاره به تلاشهای دشمنان برای القای شبهات در ذهن جوانان اظهار داشت: شبهات و مکتب های انحرافی همیشه وجود دارد و ما هم همیشه موظفیم که از اسلام و تشیع دفاع کنیم.
وی تصریح کرد: دشمنان با دست خالی به میدان می آیند ولی عالمان دینی با دست پر وارد صحنه می شوند و تفاوت این دو مبارزه این است که آنها بستر مناسبی به عنوان فطرت و عقل ندارند یعنی دل مایه ای برای مکتب های انحرافی موجود نیست ولی برای مکتب توحید دل مایه و مبدا واقعی وجود دارد.
جوادی آملی یادگیری تدریجی علوم و اصطلاحات حوزوی و دانشگاهی را یکی از خواسته های خداوند از انسانها دانست و تصریح کرد: ممکن است خداوند انسان را ناقص خلق کند اما روح ناقص الخلقه نداریم.
استاد درس خارج حوزه ادامه داد: بستر و دل مایه جذب مبانی معرفتی برای همه افراد در همه حالات وجود دارد و در این زمینه خداوند خطاب به انسانها فرمود که شما این بستر اگر را بخواهید پیامبر و ائمه اطهار را فرستادیم که این دل مایه را شکوفا کند.
آیت الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: اگر انسان از این سرمایه به بهترین شکل ممکن استفاده کند خداوند فرق بین حق و باطل و ظلم و عقل را به او نشان می دهد.
وی با بیان اینکه مکتب های انحرافی هیچکدام از عوامل شکوفایی انسان را ندارند، تصریح کرد: انبیاء الهی این مکتبها را تایید نکرده اند و خداوند تبارک و تعالی نیز به آنها توجهی ندارد.
باید به شبهات پاسخ مناسب دهیم
جوادی آملی گفت: ما با داشتن همه این مبانی معرفتی اگر نتوانیم شبهات انحرافی را شناسایی و به آنها پاسخ مثبت دهیم، معلوم می شود که از این ظرفیتها و سرمایه های وزین بهره کافی نبرده ایم.
وی با اشاره به اینکه در قبل از انقلاب اسلامی در برخی امور درد جدی داشتیم، افزود: جهان در آن روز سه قطبی بود اولی موحدان یعنی یهودی ها، زرتشتی ها و مسلمانان. دومی کمونیست ها و سومی بودایی ها و هندوها بودند که بت پرست بودند.
وی با اشاره به پیشرفت علم و صنعت در جهان کنونی خاطرنشان کرد: بیش از این مقدار که در کوچه ها و خیابانها موتورسیکلت هست بالای سر شما ماهواره وجود دارد.
جوادی آملی در همین زمینه گفت: در آن زمان نگرانی ما این بود که با پیشرفت علم بساط بت پرستی برچیده شود و اگر این اتفاق افتاد قشری عظیمی از بت پرستان به سمت کمونیستها گرایش پیدا کنند اما طولی نکشید بعد از انقلاب اسلامی اتحاد جماهیر شوروی فرو پاشید و شرک و بت پرستی همچنان وجود دارد.
وی معنویت جویی را یکی از ویژگی های بشر عنوان کرد و افزود: انسان باید به جایی تکیه کند و اگر بتوانیم تکیه گاه اصلی را به آنها بشناسانیم و خودمان عمل کنیم جامعه از شرک و شر مکتب های دیگر نجات می یابد.
آیت الله جوادی آملی تصریح کرد: بشر خلائی دارد که باید پر شود و خداوند این خلاء را با دل مایه تقوا و توحید پر می کند.
استاد درس خارج حوزه نقش سازمان تبلیغات اسلامی را در این زمینه برجسته توصیف کرد و ادامه داد: باید خودمان را بهتر بشناسیم و بدانیم مرگ پوسیدن نیست بلکه از پوسته درآمدن است. بدانیم انسان مرگ را می میراند نه مرگ انسان را؛ تا این موارد روشن نشود با موعظه و تبلیغ نه اخلاق در کشور گسترش می یابد و نه علوم اسلامی ما آنگونه که باید مورد توجه قرار میگیرد.
آیت الله جوادی آملی اظهار داشت: اگر این گونه مسایل برای جوانان به خوبی روشن شود، آنها به دنبال دین منحوس نخواهند رفت.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تلاشهای حضرت موسی برای هدایت مردم و عدم همراهی برخی افراد با ایشان اشاره کرد و گفت: اگر انسان با آموزه های پیامبر و ائمه اطهار همیشه محشور باشد و با ولایت همراهی کند راه 40ساله را یک شبه طی می کند و اگر از این موقعیت ممتاز فاصله بگیرد راه یکشبه را 100 ساله سرگردان می شود.
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه خدای سبحان می خواهد ما کریمانه زندگی کنیم، تصرح کرد: باید شبهات را شناسایی کرد و اسرار این مسئله را با جوانان در میان گذاشت. آن وقت ذات اقدس الله ما را کمک می کند.
وی بر ضرورت توجه به مباحث تحقیقی و علمی و لزوم پاسداشت از تلاش علما برای تبیین معارف اهل بیت تاکید کرد و گفت: ائمه اطهار که اسوه هدایت هستند از عالمان دینی که در نشر معارف الهی می کوشیدند تقدیر می کردند و مقدم آنها را گرامی می داشتند.
آیت الله جوادی تصریح کرد: اولین روز جهل هر کسی این است که فقط بگوید از دانشگاه یا حوزه فارغ التحصیل شده است. به خاطر اینکه روح تحقیق و پژوهش باید همواره زنده باشد.
نمایش پستها با برچسب آیتالله جوادیآملی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب آیتالله جوادیآملی. نمایش همه پستها
۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه
۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه
موضع آیتالله جوادیآملی درباره حوادث روز عاشورا
حوادث روز عاشورا در تهران که به درگیریهای گسترده در خیابانهای پایتخت، کشته و زخمیشدن تعدادی از هموطنان و هتک حرمت روز شهادت امام حسین توسط عدهای انجامید، محمل مناسبی برای گروههای سیاسی شده است که از وقایع این روز، به نفع خود بهره گیرند و با تفسیرهای دلخواه خویش که عمدتاً مبتنی بر بزرگنمایی برخی زوایای وقایع این روز بود، کامگیری سیاسی نمایند.
هر چند زاویه دید گروههای سیاسی مختلف و گاه متخاصم نسبت به وقایع این روز، بسیار متفاوت بوده، اما نکته مشترک اغلب آنها، یکجانبه نگری و تنها به قاضی رفتن بوده است که با توجه به عیان بودن مواضع طرفهای مختلف قضیه، نیازی به باز کردن بیشتر مساله نیست.
در این میان اما، فقیهی فرزانه که گاه و البته به ندرت در امور سیاسی سخن میگوید، حکمیانهترین و منصفانهترین موضع را اتخاذ کرده است تا این امید همچنان در دلها زنده بماند که انصاف و عدالت، هنوز در جامعه نفس میکشد.
آیتالله جوادیآملی در تبیین وقایع عاشورای تهران، در دام یکسویه نگری نیفتاده و دو نکته را در این باب ، مختصر و مفید بیان داشته و گفتهاند: نکته اول اینکه اهانت به مقدسات برای همیشه محکوم است مخصوصا در روز عاشورا و اهانتکنندگان به مقدسات برابر قانون باید مورد مواخذه قرار بگیرند.
دوم این که در این جریانها اگر به یک بیگناهی آسیبی رسید، آن هم خسارتش ترمیم بشود. تا برابر آیه وامتازوا الیوم ایها المجرمون مجرم از غیر مجرم جدا بشود.
واقعیت این است که تعدادی از کسانی که در روز عاشورا با پلیس تهران درگیر شدند، برخلاف شأن و حرمت این روز که حتی غیرمسلمانان نیز آنرا پاس میدارند، در مقاطعی که به پلیس و مثلاً خودروهای آن آسیبی میرساندند، بیتوجه به اینکه در ظرف زمانی عاشورا قرار دارند، به شادمانی میپرداختند و کف میزدند و سوت میکشیدند.
این در حالی است که عاشورا، روز حزن شیعه و اهل بیت است و تظاهر به شادمانی و دست یازیدن به نمادهای سرور و شادمانی، در تضاد کامل با باورهای اعتقادی و احساسات فردی و مذهبی جامعه ایران است.
این مساله، به اندازهای مهم و جا افتاده است که حتی اقلیتهای مذهبی نیز حرمت عاشورا را حفظ میکنند و نه تنها در این ایام مراسم جشن مانند عروسی و تولد و... برگزار نمیکنند ، بلکه بعضاً به همراه مسلمانان، به عزاداری برای سیدالشهداء نیز میپردازند.
از این رو ، ولو آنکه تعداد کسانی که در روز عاشورا کف و سوت زدند، اندک باشد، باز هم جامعه عزادار حسین نمیتواند از کنار این بیاحترامی با بیتفاوتی رد شود چه آنکه اگر این حرمتشکنیها باب شود، آن وقت دیگر هیچ حرمتی در جامعه محفوظ نخواهد ماند.
لذا در محکوم کردن این هتک حرمت، جای هیچ تردیدی نیست و هیچ فرقی هم نمیکند که چه کسی و با چه انگیزههایی روز عاشورا را به صحنه شادمانی تبدیل کرده است.
البته باید گفت- و به تلخی هم باید گفت - هتک حرمت عاشورا، به همین مورد کف و سوت زدن ختم نمیشود بلکه در این روز، تهران شاهد بیاحترامیهای دیگری نیز به ساحت عاشورای حسینی بودهایم که متاسفانه صدا و سیما آنرا به حاشیه کف و سوتهای حرمتشکنانه برده و کوچکترین اشارهای به آن نمیکند.
بیتردید، بروز رفتارهای شادمانه در روز حزن اهل بیت به هر دلیلی که باشد، قابل توجیه نیست چه آنکه این اقدام، علاوه بر حرمتشکنی، جریحهدار کردن احساسات دینی مردم نیز هست، اما بیگمان کشتن و ریختن خون انسانها در روز عاشورا که در ماه حرام نیز واقع شده است بیاحترامی محض به عاشورای حسینی است.
البته نیروی انتظامی در اطلاعیههای خود تصریح داشته که قتلهای عاشورای تهران، کار نیروهای رسمی نبوده است زیرا آنها سلاح گرم نداشتهاند؛ ما نیز در این مقال به دنبال قاتلانی که خون چند انسان را در این روز غمبار بر خیابانهای تهران ریختند نیستیم چه آنکه مانند برخی رسانهها، نه ادعای کارآگاهی داریم و نه آن قدر بیپروا و بیتقوا شدهایم که این و آنرا به گناهی بزرگ مانند قتل نفس متهم کنیم و ککمان هم نگزد!
اما دردمندانه باید دست بر پیشانی کوبید که در عاشورای 88 تهران، شکستن حرمت این روز، فقط به کف و سوت عدهای، محدود نشد و علاوه بر آن، خونهایی بر زمین ریخت، خانوادههایی برای همیشه عزادارشدند و حرمت ماه حرام شکست.
آیا کسانی که در این روز، به سمت پدر دو فرزند تیر شلیک کردند و او را کشتند(و پلیس نیز این اقدام را تروریستی و مشکوک خواند)، یا بر سینه دیگری چاقو زدند و یا با اتومبیل از روی جوان مردم رد شدند، عاشورای حسینی را هتک حرمت نکردند؟ مگر اعلام نشده که این قتلها مشکوک و حتی کار تروریستها بوده است؟ پس آیا جا ندارد حرمتشکنی کسانی که در ماه حرام و روز عاشورا مرتکب گناه آدمکشی شدند نیز محکوم شود؟
انتظاری که از دستگاه قضایی- که در رأس آن عالمی مجتهد قرار دارد - میرود این است که تمام حرمتشکنان عاشورای حسینی را چه آنان که در این روز به شادمانی پرداختند و چه کسانی که مرتکب قتل نفس شدند، به جزای اعمالشان برساند تا دیگر کسی جرأت نکند مقدسات دینی مردم را این چنین هتاکانه و بیشرمانه زیر پا بگذارد و در این مسیر، حتی عاشورای حسین را نیز حرمت نگه ندارد. اینجا دیگر جای مسامحه و تعارف نیست چه آنکه اگر جلوی این حرمتشکنی در همین جا گرفته نشود، دیگر امیدی به حفظ احترام مقدسات مردم نیست و این آغاز بلوایی مستمر در جامعه خواهد بود.
تعقیب حرمتشکنان عاشورا، نکتهای است که آیتالله جوادیآملی نیز به درستی و صراحت به آن اشاره داشته و بر مؤاخذه قانونی این افراد تاکید کردهاند.
اما نکته دومی که در سخن آیتالله جوادیآملی وجود دارد این است که باید مجرم از غیرمجرم تفکیک شود.
متاسفانه باید گفت که در پی حوداث تلخ عاشورای تهران، گروهی بر آنند که همه معترضین را ضدحسینی معرفی کنند. این درحالی است که باید حساب حرمتشکنان را از بقیه معترضین غیرمعاند جدا کرد و تر و خشک را با هم نسوزاند.
لذا همانطور که آیتالله جوادیآملی نیز گفتهاند، باید مجرم از غیرمجرم تفکیک شود تا خدای ناکرده به گناه یکی، دیگری مجازات نشود همانطور که اگر به فرض یک مامور پلیس مرتکب خطایی شود، مجازات همه ماموران و همهشان را خطاکار دانستن به هیچ روی منبطق با عدالت و انصاف نخواهد بود.
و مخلص کلام همان سخن فقیه فرزانه است: هتاکان مواخذه شوند ولی گناه عدهای معدود به حساب دیگران نوشته نشود.
هر چند زاویه دید گروههای سیاسی مختلف و گاه متخاصم نسبت به وقایع این روز، بسیار متفاوت بوده، اما نکته مشترک اغلب آنها، یکجانبه نگری و تنها به قاضی رفتن بوده است که با توجه به عیان بودن مواضع طرفهای مختلف قضیه، نیازی به باز کردن بیشتر مساله نیست.
در این میان اما، فقیهی فرزانه که گاه و البته به ندرت در امور سیاسی سخن میگوید، حکمیانهترین و منصفانهترین موضع را اتخاذ کرده است تا این امید همچنان در دلها زنده بماند که انصاف و عدالت، هنوز در جامعه نفس میکشد.
آیتالله جوادیآملی در تبیین وقایع عاشورای تهران، در دام یکسویه نگری نیفتاده و دو نکته را در این باب ، مختصر و مفید بیان داشته و گفتهاند: نکته اول اینکه اهانت به مقدسات برای همیشه محکوم است مخصوصا در روز عاشورا و اهانتکنندگان به مقدسات برابر قانون باید مورد مواخذه قرار بگیرند.
دوم این که در این جریانها اگر به یک بیگناهی آسیبی رسید، آن هم خسارتش ترمیم بشود. تا برابر آیه وامتازوا الیوم ایها المجرمون مجرم از غیر مجرم جدا بشود.
واقعیت این است که تعدادی از کسانی که در روز عاشورا با پلیس تهران درگیر شدند، برخلاف شأن و حرمت این روز که حتی غیرمسلمانان نیز آنرا پاس میدارند، در مقاطعی که به پلیس و مثلاً خودروهای آن آسیبی میرساندند، بیتوجه به اینکه در ظرف زمانی عاشورا قرار دارند، به شادمانی میپرداختند و کف میزدند و سوت میکشیدند.
این در حالی است که عاشورا، روز حزن شیعه و اهل بیت است و تظاهر به شادمانی و دست یازیدن به نمادهای سرور و شادمانی، در تضاد کامل با باورهای اعتقادی و احساسات فردی و مذهبی جامعه ایران است.
این مساله، به اندازهای مهم و جا افتاده است که حتی اقلیتهای مذهبی نیز حرمت عاشورا را حفظ میکنند و نه تنها در این ایام مراسم جشن مانند عروسی و تولد و... برگزار نمیکنند ، بلکه بعضاً به همراه مسلمانان، به عزاداری برای سیدالشهداء نیز میپردازند.
از این رو ، ولو آنکه تعداد کسانی که در روز عاشورا کف و سوت زدند، اندک باشد، باز هم جامعه عزادار حسین نمیتواند از کنار این بیاحترامی با بیتفاوتی رد شود چه آنکه اگر این حرمتشکنیها باب شود، آن وقت دیگر هیچ حرمتی در جامعه محفوظ نخواهد ماند.
لذا در محکوم کردن این هتک حرمت، جای هیچ تردیدی نیست و هیچ فرقی هم نمیکند که چه کسی و با چه انگیزههایی روز عاشورا را به صحنه شادمانی تبدیل کرده است.
البته باید گفت- و به تلخی هم باید گفت - هتک حرمت عاشورا، به همین مورد کف و سوت زدن ختم نمیشود بلکه در این روز، تهران شاهد بیاحترامیهای دیگری نیز به ساحت عاشورای حسینی بودهایم که متاسفانه صدا و سیما آنرا به حاشیه کف و سوتهای حرمتشکنانه برده و کوچکترین اشارهای به آن نمیکند.
بیتردید، بروز رفتارهای شادمانه در روز حزن اهل بیت به هر دلیلی که باشد، قابل توجیه نیست چه آنکه این اقدام، علاوه بر حرمتشکنی، جریحهدار کردن احساسات دینی مردم نیز هست، اما بیگمان کشتن و ریختن خون انسانها در روز عاشورا که در ماه حرام نیز واقع شده است بیاحترامی محض به عاشورای حسینی است.
البته نیروی انتظامی در اطلاعیههای خود تصریح داشته که قتلهای عاشورای تهران، کار نیروهای رسمی نبوده است زیرا آنها سلاح گرم نداشتهاند؛ ما نیز در این مقال به دنبال قاتلانی که خون چند انسان را در این روز غمبار بر خیابانهای تهران ریختند نیستیم چه آنکه مانند برخی رسانهها، نه ادعای کارآگاهی داریم و نه آن قدر بیپروا و بیتقوا شدهایم که این و آنرا به گناهی بزرگ مانند قتل نفس متهم کنیم و ککمان هم نگزد!
اما دردمندانه باید دست بر پیشانی کوبید که در عاشورای 88 تهران، شکستن حرمت این روز، فقط به کف و سوت عدهای، محدود نشد و علاوه بر آن، خونهایی بر زمین ریخت، خانوادههایی برای همیشه عزادارشدند و حرمت ماه حرام شکست.
آیا کسانی که در این روز، به سمت پدر دو فرزند تیر شلیک کردند و او را کشتند(و پلیس نیز این اقدام را تروریستی و مشکوک خواند)، یا بر سینه دیگری چاقو زدند و یا با اتومبیل از روی جوان مردم رد شدند، عاشورای حسینی را هتک حرمت نکردند؟ مگر اعلام نشده که این قتلها مشکوک و حتی کار تروریستها بوده است؟ پس آیا جا ندارد حرمتشکنی کسانی که در ماه حرام و روز عاشورا مرتکب گناه آدمکشی شدند نیز محکوم شود؟
انتظاری که از دستگاه قضایی- که در رأس آن عالمی مجتهد قرار دارد - میرود این است که تمام حرمتشکنان عاشورای حسینی را چه آنان که در این روز به شادمانی پرداختند و چه کسانی که مرتکب قتل نفس شدند، به جزای اعمالشان برساند تا دیگر کسی جرأت نکند مقدسات دینی مردم را این چنین هتاکانه و بیشرمانه زیر پا بگذارد و در این مسیر، حتی عاشورای حسین را نیز حرمت نگه ندارد. اینجا دیگر جای مسامحه و تعارف نیست چه آنکه اگر جلوی این حرمتشکنی در همین جا گرفته نشود، دیگر امیدی به حفظ احترام مقدسات مردم نیست و این آغاز بلوایی مستمر در جامعه خواهد بود.
تعقیب حرمتشکنان عاشورا، نکتهای است که آیتالله جوادیآملی نیز به درستی و صراحت به آن اشاره داشته و بر مؤاخذه قانونی این افراد تاکید کردهاند.
اما نکته دومی که در سخن آیتالله جوادیآملی وجود دارد این است که باید مجرم از غیرمجرم تفکیک شود.
متاسفانه باید گفت که در پی حوداث تلخ عاشورای تهران، گروهی بر آنند که همه معترضین را ضدحسینی معرفی کنند. این درحالی است که باید حساب حرمتشکنان را از بقیه معترضین غیرمعاند جدا کرد و تر و خشک را با هم نسوزاند.
لذا همانطور که آیتالله جوادیآملی نیز گفتهاند، باید مجرم از غیرمجرم تفکیک شود تا خدای ناکرده به گناه یکی، دیگری مجازات نشود همانطور که اگر به فرض یک مامور پلیس مرتکب خطایی شود، مجازات همه ماموران و همهشان را خطاکار دانستن به هیچ روی منبطق با عدالت و انصاف نخواهد بود.
و مخلص کلام همان سخن فقیه فرزانه است: هتاکان مواخذه شوند ولی گناه عدهای معدود به حساب دیگران نوشته نشود.
اشتراک در:
پستها (Atom)