نوكر بي اختيار دست بي بي سي و سران فتنه را رو كرد (خبر ويژه)
انگليس و آمريكا با حمايت از دولت شاپور بختيار تلاش داشتند مانع از پيروزي انقلاب اسلامي در روزهاي آخر شوند.
اين مطلب را مجيد تفرشي از حاميان ميرحسين موسوي در لندن با اشاره به اسناد وزارت خارجه انگليس عنوان كرده است. اذعان به اين واقعيت تاريخي از آن جهت حائز اهميت است كه جريان سياسي همسو با انگليس در فتنه پس از انتخابات و شبكه بي بي سي، مشتركاً تلاش دارند به القاي بيطرفي انگليس و شبكه رسانه اي آن در جريان پيروزي انقلاب بپردازند و حتي چنين ادعا كنند كه بي بي سي از انقلاب اسلامي حمايت مي كرد(!؟) بنابراين امروز همكاري با آن مباح است!
تفرشي كه در لندن اقامت دارد درباره آن بخش از اسناد وزارت خارجه انگليس كه پس از 30 سال امكان انتشار يافته، گفت: نكته برجسته در اين اسناد، تلاش دولت بختيار و البته حمايت ضمني دولت هاي آمريكا و بريتانيا براي تأخيرانداختن در ورود آيت الله خميني به ايران است. آن موقع به نظر مي آمد (الان هم ثابت شده كه آن ديدگاه درست بوده) كه هر چه ورود آيت الله خميني به تأخير بيفتد، دولت شاپور بختيار مجال بيشتري خواهد داشت كه خود را به عنوان يك نيروي مستقل تثبيت كند. بختيار تلاش مي كرد آن طور كه آيت الله خميني مي خواست، مردم بختيار را با شاه در يك كفه ترازو قرار ندهند.
وي در گفت وگو با راديو زمانه درباره اسناد ديگر وزارت خارجه انگليس افزود: وقتي سايروس ونس در بيانيه اي از دولت بختيار حمايت مي كند، بختيار برآشفته مي شود و از طريق وزير خارجه اش، آقاي ميرفندرسكي و آقاي ويليام سوليوان، سفير وقت آمريكا در تهران، پيام مي دهد كه اين حمايت ها هيچ سودي براي دولت بختيار ندارد و اصرار مي كند كه دولت آمريكا هر كاري مي خواهد بكند، بدون رسانه اي شدن اين حمايت را انجام بدهد. در وزارت خارجه آمريكا دو نفر مستقيم با ايران در ارتباط بودند؛ كاپيتان گري سيك در شوراي امنيت ملي آمريكا كه الان استاد دانشگاه است، اما آن زمان افسر بازنشسته نيروي دريايي آمريكا بود و همين طور آقاي پرشت كه رئيس ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا بود. به اين دو نفر تأكيد مي شود كه به هيچ وجه آشكارا از دولت بختيار به عنوان دولت مورد حمايت آمريكا، نام برده نشود. انگليس و آمريكا اميدوار بودند بختيار موفق بشود و سركار بماند.
وي اضافه كرد: «آمريكا و انگليس علاقمند بودند توسط بختيار ورود آيت الله خميني به ايران را به تأخير بيندازند تا بختيار بتواند ارتش را پس از خروج شاه با خود متحد كند اما عملاً اين اتفاق نيفتاد.»
شايان ذكر است حاميان انگليسي- آمريكايي محمدرضا پهلوي در كودتاي 28 مرداد 1332 چند ماه پيش از پيروزي انقلاب به حمايت از شاپور بختيار (عضو گروهك جبهه ملي كه به درستي از سوي مردم به عنوان نوكر بي اختيار معرفي شد) پرداختند و پس از انقلاب هم علي الدوام از گروهك هاي ضد انقلاب حمايت كردند، طي سال هاي اخير از طيف افراطي جريان موسوم به اصلاح طلبي جانبداري نمودند و در آستانه انتخابات و يا ماجراي امسال هم عاشق چشم و ابروي آقايان موسوي، كروبي و خاتمي شدند. پيدا كنيد پرتقال فروش را!
اكونوميست: مشكل موسوي بنيان هاي انقلاب اسلامي است (خبر ويژه)
يك نشريه انگليسي از اظهارات اخير ميرحسين موسوي به بهانه سالگرد پيروزي انقلاب استقبال كرد.
«اكونوميست» با اشاره به تكرار القائات غرب توسط موسوي مبني بر اينكه انقلاب در دستيابي به اهداف خود شكست خورده است، از تمايل وي به ساختارشكني خبر داد. با وجود تظاهر موسوي به علاقمندي به آرمان هاي انقلاب، اكونوميست نوشت: اظهارات اخير موسوي نامزد شكست خورده انتخابات نشان مي دهد او قصد دارد بنيان هاي انقلاب اسلامي را نيز به چالش بكشد.
اكونوميست با بيان اينكه «اظهارات ميرحسين موسوي به منزله تحريك رژيم در آستانه سالگرد انقلاب 57 بود» نوشت: موسوي تنها كسي نيست كه مخالفان را به حضور در خيابان و به جان خريدن خطر ترغيب مي كند. خاتمي نيز با او همراه است.
گفتني است جريان هاي ضدانقلاب در پوشش حمايت از موسوي و به دعوت وي و كروبي و خاتمي، اقدام به تعرض و هتاكي عليه اسلام، انقلاب و مباني قانون اساسي كردند و نهايتا كار را به جسارت عليه امام حسين عليه السلام و امام خميني رساندند.
موسوي در بيانيه خود نظام اسلامي را متهم به استبداد كرده و مدعي شده بود بدترين نوع استبداد، استبداد ديني است. جالب اين است كه سايت ارگان رسمي سازمان سيا (راديو فردا) روز پنج شنبه در گفتگو با شكوه- م (يكي از عناصر سلطنت طلب فراري)، عين عبارت تقليدي موسوي را تكرار كرد و نوشت: بدترين نوع ديكتاتوري ديكتاتوري مذهبي است.
متهم كردن نظام اسلامي به ديكتاتوري حربه نخ نما شده اي است كه رسانه هاي رسمي استكبار و عوامل گروهك آنها طي 31سال گذشته به كار گرفته و اين بار از زبان شماري از عناصر منافق و متظاهر به همراهي به انقلاب تكرار مي كنند.
مواضع ضدانقلابي موسوي به قدري مورد استقبال محافل ضدانقلابي قرار گرفته كه احمد سلامتيان از عناصر نزديك به بني صدر و گروهك منافقين در گفت وگو با بي بي سي اعلام كرد: اظهارات اخير موسوي در تاريخ سياسي ايران بسيار كم نظير بلكه بي نظير بود.
وي درباره تظاهر موسوي به طرفداري از قانون اساسي و مخالفت ضدانقلاب با قانون اساسي گفت: آقاي موسوي دنبال يك حركت فراگير است و نمي تواند با اتكا به نيروي نظامي و خشونت به اهداف خود برسد. بنابراين در تنظيم شعارها، بايد به دنبال وسيع ترين اجماع ها باشد.
سلامتيان در پاسخ به اين سؤال كه چگونه مي توان با توجه به اعتراض اساسي مخالفان به قانون اساسي جمهوري اسلامي، آنان را حول محور اين قانون جمع كرد، گفت: چون آقاي موسوي قصد خودكشي و همچنين شعر گفتن در فضاي خالي را ندارد، ناگزير است به دنبال راه حلي برود تا بتواند در پهنه اجتماعي حداكثر وسيعي را جلب كند.
من مزدور و تو مزدور چه در تهران، چه بيروت! (خبر ويژه)
شماري از سياستمداران و روزنامه نگاران وابسته به جريان آمريكايي 14 مارس در لبنان با صدور بيانيه اي، از فتنه سبز حمايت كردند. بيانيه اين گروه كه به دعوت موسسه سمير قصير تنظيم شد، از سوي سايت ضد انقلابي و آمريكايي جرس منتشر شد.
به دنبال ترور مشكوك سمير قصير همكار روزنامه النهار در سال 2005، كميسيون اروپا با همكاري آمريكا اقدام به راه اندازي موسسه اي به نام وي براي حمايت از جريان 14 مارس و حمايت از روزنامه نگاران طرفدار آمريكا در منطقه عربي كرد.
در بيانيه ياد شده آمده است: «ما لبنانيان دموكرات همبستگي خود را از جنبش دموكراسي و پلوراليسم در ايران اعلام مي كنيم. امروز يكدل و يكصدا از بيروت تا تهران فرياد آزاديخواهي و استبدادستيزي سر مي دهيم».
تعبير اخير از سوي شماري از سياستمداران و روزنامه نگاران لبناني وابسته به آمريكا و رژيم سعودي از آن جهت قابل تامل است كه جرج بوش رئيس جمهور پيشين آمريكا مكررا در سخنراني هاي خود با استقبال از خيانت هاي جريان تابع خويش در كشورهاي منطقه گفته بود «ما از اصلاح طلبان و دموكرات ها در جاي جاي خاورميانه از بيروت گرفته تا دمشق و از تهران تا بغداد حمايت مي كنيم». برخي سران جريان 14 مارس مستقيما در استخدام آمريكا، رژيم سعودي و حتي رژيم صهيونيستي قرار دارند.
دو ماه پيش سايت ضد انقلابي روزنت به نقل از يك روزنامه نگار فراري كه در بيروت اقامت دارد، تصريح كرده بود «مردم كشورهاي منطقه نظير لبنان و مصر و فلسطين، به اصلاح طلبان و جريان سبز به چشم افرادي لس آنجلس نشين و مزدور آمريكا نگاه مي كنند». اقدام اخير شماري از عناصر سياسي وابسته به آمريكا در لبنان نيز در تاييد همين تلقي- از زاويه مخالف- صورت گرفته است.
گفتني است شماري از عناصر ضد انقلاب فراري در لبنان اقامت گزيده و از اين كشور با رسانه هاي ضد انقلاب در آمريكا و انگليس و فرانسه و هلند و آلمان همكاري مي كنند.
حمايت علني جريان آمريكايي- صهيونيستي- سعودي 14 مارس از فتنه سبز در حالي است كه نيروهاي ميداني اين فتنه در روز جهاني قدس با خدمت به آمريكا و رژيم صهيونيستي شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران سر دادند و رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا اين شعارها را نشانه دودستگي در ايران و لزوم افزايش فشارها براي تشديد اختلاف ها عنوان كرد.
وقتي ديكتاتورهاي ناكام از اردوكشي خياباني دنده عقب مي گيرند (خبر ويژه)
ناكامي جريان نفاق ساختارشكن در دو عرصه «انتخابات» و «خيابان» آنها را به تناقض گويي بي سرانجام كشانده است.
سايت مشاركتي نوروز كه هم اكنون توسط برخي عناصر فراري خارج كشور مديريت مي شود، اخيرا در تحليلي به انكار اردوكشي خياباني افراطيون پس از انتخابات پرداخت و مدعي شد به جاي اردوكشي خياباني بايد رأي مردم حاكم باشد. نويسنده اين تحليل فاقد نام، با عنايت به هراس عميق افراطيون از قيام تاريخي ملت ايران در روز نهم دي ماه مي نويسد: تجمع نهم دي ماه يك اردوكشي خياباني بود و هرگز نمي تواند اتمام حجت باشد.
سايت وابسته به عناصر ساختارشكن كه از حاميان اردوكشي هاي خياباني بلافاصله پس از انتخابات بود، اكنون با ژست قابل تامل طرفداري از موضع رهبر انقلاب مي نويسد: برخلاف سخنان رهبري در نماز جمعه 29 خرداد كه طرفين را به پرهيز از اردوكشي خياباني دعوت كرد، آنها به اردوكشي خياباني در واكنش به واقعه عاشوراي تهران پرداختند و با تهييج احساسات ايماني و مذهبي عامه مردم درباره هتك حرمت عاشورا و پاره كردن و سوزاندن قرآن، اصرار دارند حضور افراد در آن تجمع را اتمام حجت بدانند.
ارگان افراطيون فراري در ادامه مي نويسد: با ضرس قاطع مي توان گفت اردوكشي خياباني هرگز نمي تواند معناي همه پرسي داشته باشد چرا كه هرگز تعداد دقيق افراد شركت كننده معلوم نمي شود. تكيه بر اردوكشي خياباني فقط در رژيم هاي استبدادي و توتاليتر رايج است چرا كه در نظام هاي مردم سالار، انتخابات ادواري، فصل الخطاب منازعات و رقابت هاي سياسي است(همان گونه كه رهبري در سخنان 29 خرداد به درستي يادآور اين موضوع شدند).
اين وقاحت سايت وابسته به افراطيون در حالي است كه سران فتنه، با رفتار ديكتاتوري و مستبدانه- با اطمينان به پشتوانه خارجي- در مقابل دموكراسي و انتخابات ايستادند و به خيال تمام كردن كار جمهوريت و اسلاميت(جمهوري اسلامي) يا حداقل باج گيري از نظام، اقدام به اردوكشي خياباني كردند. اين اقدام آنها ملت نجيب ايران را بر آن داشت تا تودهني دوم را در خيابان به حضرات سران فتنه بزنند و به همين دليل هم ملت فارغ از سليقه هاي سياسي، حماسه 9 دي را رقم زدند تا بگويند پاي اسلام، انقلاب، جمهوريت و امام و رهبري ايستاده اند.
هراس از حضور چند ده ميليوني ملت ايران در قيام 9 دي در حالي است كه رسانه هاي حامي فتنه، اغتشاش چند صد نفري مزدوران اجير شده گروهك ها در روز عاشورا را با آب و تاب پوشش داده بودند و البته آن روز خيال نمي كردند رفتار «بزن در رويي» با تودهني بزرگ ملت ايران مواجه شود.
گفتني است افراطيون طي 7 انتخابات اخير(انتخابات مجلس، انتخابات رياست جمهوري، انتخابات شوراي شهر و يك انتخابات خبرگان) با ناكامي مطلق مواجه شده اند.
لوموند: دولت اوباما، زوال يافته ترين دولت تاريخ آمريكاست (خبر ويژه)
مجله فرانسوي لوموند ديپلماتيك با اشاره به اوج گيري گرفتاري هاي آمريكا سياست خارجي واشنگتن را «زياده خواهي با دست هاي بسته» توصيف كرد.
اين نشريه فرانسوي نوشت: اوباما به محض بازگشت از كپنهاگ، نتايج كنفرانس سران درباره محيط زيست را نااميدكننده توصيف كرد. آنجا كه كاخ سفيد درباره پرونده هاي مهم ديگر چون جنگ افغانستان، ايجاد شهرك هاي اسرائيلي نشين در سرزمين هاي فلسطيني، وضعيت هندوراس و... از سياست خارجي جديد سخن مي گويد، در گذار از حرف به عمل بيش از آن كه قانع كننده باشد، به پرگويي مي ماند. با نگاهي به نخستين سال زمامداري اوباما به نظر مي رسد وي به چند كلاس تقويتي و آموزش اضافي نياز دارد.
لوموند ديپلماتيك در ادامه تحليل خود مي نويسد: در بررسي نخستين سال حكومت اوباما بايد به ياد بياوريم كه هيچ يك از سران آمريكا در بدو حكومت خود با موقعيتي چنين زوال يافته و رو به سقوط روبرو نبوده اند. 8 سال پيش هنگامي كه بوش رئيس جمهور شد، ايالات متحده از اقتصادي استوار و ارتشي به ظاهر پرتوان برخوردار بود و حريف جدي پيش رو نداشت. اوضاعي چنان مطلوب، اكنون از بين رفته است. تهاجم به عراق و افغانستان، همدردي و شور برآمده از 11سپتامبر را كه آمريكا برخوردار شده به هدر داد. به درازا كشيدن اين مداخلات، آن را به شكست و ناكامي فاجعه بار و پرهزينه تبديل كرده و روحيه ارتش را متزلزل ساخته است. در همان حال، دولت به مقررات مالي پشت پا زده تا وام هاي نسنجيده اي اعطا كند كه نهايتا به فروپاشي اقتصاد اين كشور انجاميده است. مبادرت به جلوگيري از زوال بيشتر، محتواي اصلي سياست دولت اوباما را تشكيل مي دهد.
لوموند با برشمردن فهرست گرفتاري ها و بحران هاي آمريكا در قبال روسيه، چين، افغانستان و عراق نوشت: شايد زماني هنوز ممكن بود كه موضوع برقراري دموكراسي در افغانستان و بهبود وضعيت زندگي مردم آن كشور را پيش كشيد. اما اكنون به نظر مي رسد كه چنين امري، دست كم با هزينه اي كه آمريكا بتواند تحمل كند، ديگر از دسترس واشنگتن بيرون باشد. ناگزير گزينه موجود ميان پيروزي ممكن طالبان و انجام عملياتي به قصد دادن فرصتي ديگر به رئيس جمهور حامد كرزاي براي جبران اشتباهات گذشته خلاصه مي شد. تشويش ديگر آن است كه نكند پيروزي طالبان در افغانستان به نيروهاي طالبان در پاكستان دل و جرئت بيشتري بخشد.
اين نشريه فرانسوي مي افزايد: وضعيت ايران نيز مبارزه طلبي دردسرساز و دست و پاگيري است. ترجيح آقاي اوباما روشن است. وي خواستار طرح ريزي شيوه برون رفتي از كشمكش بر سر تغليظ اورانيوم بر پايه مذاكره و گفتگوست. اوباما براي تحقق خواسته خويش كوشيد تا ايرانيان را به پاي ميز مذاكره بكشاند و در همان حال لزوم اعمال مجازات ها در صورت شكست اين روش را به روس ها بقبولاند. احتمال اندكي مي رود كه مجازات هاي تازه ايرانيان را به زانو درآورد.
نمایش پستها با برچسب اخبار ویژه کیهان. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب اخبار ویژه کیهان. نمایش همه پستها
۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه
۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه
اخبار ویژه کیهان
منوشه امير: براي مقابله با خطر شيعه بايد از سبزها حمايت كرد! (خبر ويژه)
يك مستخدم صداي اسرائيل و سرويس جاسوسي موساد كه با عناصر ضدانقلاب در داخل ايران مرتبط است مي گويد مخالفان در ايران از اعمال تحريم هاي جديد عليه جمهوري اسلامي حمايت مي كنند و خواستار تشديد اين تحريم ها هستند.
منوشه امير طي سخناني در مركز روابط همگاني تل آويو تاكيد كرد: مخالفان اميدوارند تحريم هاي جديد و شديدي عليه ايران از سوي جامعه جهاني وضع شود. اين در حالي است كه به عنوان مثال با وجود موضع آشكار آنجلا مركل صدراعظم آلمان عليه جمهوري اسلامي، شركت هاي آلماني به تجارت با ايران در حجم بالا ادامه مي دهند.
اين مهره صهيونيست با حمايت از آشوبگراني كه در حوادث پس از انتخابات به خيابان آمده و به تحركات ضدانقلابي پرداختند، گفت: اين افراد از ناتواني قدرت هاي بزرگ در اعمال تحريم عليه ايران ناراحتند و از اينكه تحريم موثري اعمال شود نااميد شده اند اما در مقابل حكومت اسلامي اميدوار و تقويت شده است. قدرت هاي بزرگ چون خطر ايران و تشكيل امپراتوري شيعي ]!؟[ را درك نمي كنند، موفق به در پيش گرفتن اقدام موثر عليه ايران و توقف برنامه هسته اي آن نشده اند.
همكار سازمان جاسوسي و وزارت خارجه رژيم صهيونيستي در اين سخنراني، به برنامه ريزي عوامل اين رژيم براي ايجاد تنش در راهپيمايي باشكوه و ملي 22 بهمن اشاره كرد و گفت: مي توان انتظار داشت مخالفان در 11 فوريه (22 بهمن) به خيابان بيايند و به درگيري بپردازند. البته آنچه بيشتر محتمل است، سركوب شديدتر آنها از سوي پليس و بسيج است.
منوشه امير (منوچهر ساچمه چي) كه پشت پرده برخي سايت هاي اينترنتي ضدانقلاب نظير «بالاترين» قرار دارد، همچنين خواستار بمباران پايگاه هاي سپاه در كنار تاسيسات هسته اي شد و گفت: جامعه جهاني كوركورانه به دنبال يافتن راه حل سياسي براي برنامه هسته اي ايران است در حالي كه چاره كار در دادن اولتيماتوم نظامي و سپس حمله به تاسيسات هسته اي و پايگاه هاي سپاه است.
اشاره اين همكار وزارت خارجه رژيم صهيونيستي به مبادلات تجاري وسيع ميان آلمان و ايران در حالي است كه روزنامه آلماني هندلز بلات ديروز در گزارشي تصريح كرد: شركت هاي آلماني مخالف تحريم ايران هستند و از اينكه دولت اين كشور تحت فشار لابي هاي آمريكا و اسرائيل مي باشند، به شدت خشمگين شده اند. آنتون بورنر رئيس فدراسيون فروش عمده و تجارت خارجه آلمان هشدار مي دهد كه آلمان مي تواند در ميان بازندگان سياست تحريم عليه ايران باشد. اتاق بازرگاني و صنعت آلمان (DIHK) هم اعلام كرده تحريم عليه ايران مي تواند به قيمت بيكار شدن 10 هزار آلماني و تاثير منفي بر اقتصاد آلمان تمام شود.
خاتمي: سال 76 اگر احتمال پيروزي مي رفت نه نامزد مي شدم و نه اصلاح طلبان حمايت مي كردند (خبر ويژه)
خاتمي گفت اگر مي دانستم در انتخابات سال 76 رئيس جمهور مي شوم، نامزدي را قبول نمي كردم و كساني هم كه به من پيشنهاد نامزدي دادند، شايد اصلا اين پيشنهاد را نمي دادند.
«روح الله- ش» عضو شوراي مركزي ستاد ملي جوانان 88 (حاميان خاتمي و موسوي در انتخابات اخير) با اشاره به ملاقات يك سال پيش با خاتمي، مطالب فوق را از قول وي نقل كرد. ستاد ياد شده چند ماه پيش منحل شد اما در جريان انتخابات در امر شبكه سازي براي اردوكشي خياباني فعاليت داشت و شماري از اعضاي آن در بازداشت به سر مي برند.
روح الله- ش در سايت ضدانقلابي روزنت نوشت: يك سال پيش در چنين روزهايي پس از آن كه خاتمي اعلام كرد يا من مي آيم يا ميرحسين، به ديدار خاتمي شتافتيم و بسيار گله كرديم... او در آن ملاقات گفت من همان سال 75 هم كه از من خواسته شد در انتخابات شركت كنم اگر مي دانستم رئيس جمهور خواهم شد قبول نمي كردم. من به همراه دوستانم فقط مي خواستيم شعارهايي از جمله جامعه مدني و آزادي هاي سياسي را زنده كنيم تا زمينه براي حضور چهره هاي ديگر در انتخابات بعدي فراهم شود. اگر كسي مي دانست كه كانديداي ما قرار است پيروز شود شايد اصلا به من پيشنهاد نمي كردند چه رسد به اينكه من بپذيرم. براي همين كسي بايد كانديدا باشد كه هم از لحاظ شخصيتي توانمند باشد هم از لحاظ سياسي در برابر تهاجم ها آسيب پذيري كمتري داشته باشد. من فكر مي كنم ميرحسين در اين شرايط بهترين گزينه است. مهم پس از انتخابات است. بايد فردي باشد كه در شنبه پس از انتخابات روحيه حمايت از خواسته هاي مردم را داشته باشد. مي دانم كه ميرحسين مرد روز شنبه است.
سايت ضدانقلابي روزنت سپس كساني چون موسوي و كروبي و خاتمي را تنها گزينه هاي موجود معرفي كرد و نوشت: «ايرانيان خارج نشين از خاتمي و كروبي و موسوي حمايت مي كنند. مي دانيم كه گزينه اي ديگر براي جايگزيني اين 3 رهبر اصلاحات نداريم يا حداقل تاكنون كسي پيدا نشده است، بگذريم از شومن هاي تلويزيوني و اينترنتي. پس اي كاش به جاي موضع گيري عليه اين 3 نفر به ويژه خاتمي، كمي جانب احساس را كنار بگذاريم. اگر زورمان به رقيب نمي رسد دليلي ندارد كه خودي را حذف كنيم. البته كار سياسي بدون انتقاد مثل اسب سواري بدون زين است، پس از مدتي هم اسب آسيب مي بيند و هم اسب سوار»!!
گفتني است نقل قول ياد شده مربوط به يك سال پيش است كه هنوز موسوي و كروبي با راديكاليسم كور، ته مانده حيثيت و آبروي مدعيان اصلاحات را تبديل به خاكستر نكرده و به دست باد نسپرده بودند وگرنه آخرين نامه نگاري هاي خاتمي با مقامات ارشد نظام و سخنان وي در محافل خصوصي مجمع روحانيون و... حاكي از ناراحتي شديد او از نتيجه تندروي ها و بازي آشكار موسوي در پروژه هاي ساختارشكنانه است. خاتمي در جلسات خصوصي ابراز داشته كه عملكرد موسوي پس از انتخابات باعث بدگماني شديد نظام و مردم به اصلاح طلبان و بسته شدن راه بازگشت به حاكميت شده است.
چگونه اعتراض كند وقتي بخشي از پازل بهائيت است؟! (خبر ويژه)
سكوت ميرحسين موسوي در برابر هتاكي هاي ضدديني هسته اصلي حمايت از وي، براي طيف حاميان متدين او سؤال برانگيز شده است.
اكبر- گاف دن كيشوت فراري حلقه كيان و روزنامه هاي زنجيره اي، اخيرا در مصاحبه با شبكه بي بي سي انگليس به انكار صريح امام زمان(عج) و عصمت ائمه عليهم السلام پرداخت. وي عضو تيم 5 نفره به سرپرستي بهاءالله مهاجراني- وزير ارشاد و سخنگوي دولت اصلاحات- است كه خود را هسته اصلي و اتاق فكر جنبش سبز معرفي كرده اند بي آن كه با مخالفت موسوي مواجه شوند.
با سپري شدن بيش از يك هفته از گستاخي اكبر- گاف و سكوت موسوي، سايت خبري «عصر ايران» كه از سايت هاي اصلاح طلب و منتقد دولت به شمار مي رود، به انتقاد از اين سكوت پرداخت و نوشت: پافشاري و اصرار بر مواضع، هرگز به معناي آن نيست كه موسوي درباره كساني كه با بليت او سخن مي گويند، نتواند يا نخواهد اعلام موضع كند. اخيرا اكبر گنجي در قالب عضو اتاق فكر جنبش سبز به دفاع از سبزها و موسوي مي پردازد. البته تا اين جاي كار مشكلي نيست اما وقتي اين بيان ديدگاهها باعث هزينه سازي براي شخص ديگر (موسوي) مي شود انتظار اين است كه آن فرد اعلام موضع كند و نسبت خود با ماجرا را تبيين كند.
«عصر ايران» اضافه كرد: گنجي كه روزگاري در دهه 60 خورشيدي شلوار لي پوشيدن جوانان، غيرت او را جريحه دار مي كرد اينك در همان حال كه مدعي حمايت از موسوي است مقدسات اكثريت قريب به اتفاق ملت ايران را به طور واضح زير سؤال مي برد و به راحتي و وقاحت، حتي منكر وجود مقدس امام زمان(عج) مي شود. اين در حالي است كه حتي كساني كه در تقيدات مذهبي خود چندان مستحكم نيستند، معتقد به وجود امام عصر(عج) هستند و احترام آن حضرت را پاس مي دارند و به عنوان مثال، در برگزاري مراسم جشن و شادي هم ترجيح مي دهند آن را با نيمه شعبان مقارن سازند. در چنين شرايط و جامعه اي، ناگهان فردي پيدا مي شود و با استفاده از تريبون رسانه هاي خارجي، صريح و وقيح، باور عمومي جامعه را به بازي مي گيرد و از انكار امامي سخن مي گويد كه دهها ميليون نفر در كشور به او ايمان و عشق دارند. گنجي مدعي حمايت از شخصي (موسوي) مي شود كه بيانيه آخرش را با سلام و ارادت نسبت به جد امام زمان(عج) يعني وجود نازنين امام حسين(ع) آغاز مي كند.
سايت مذكور با نگراني نوشت: «نمي توان موضوع را به سادگي برگزار كرد و از كنار آن با بي اعتنايي گذشت. وانگهي سكوت در برابر اين موضع گيري هاي ضد ديني باعث مي شود رقباي سياسي با صغري و كبراهاي خاص خود چنين وانمود كنند كه موسوي نيز مانند حامي اش گنجي، اعتقادي به مباني شيعه ندارد. لذا طبيعي است كه فردي مانند موسوي كه به واسطه افاضات ضدديني يكي از مدعيان حمايتش در معرض آسيب قرار دارد، به موضع گيري شفاف بپردازد. البته سخنان گنجي به حدي موهن بوده كه حتي اگر وي مدعي حمايت از ميرحسين نيز نبود، باز انتظار مي رفت كه چنين اهانت هايي به ساحت پاك امام زمان(عج) محكوم شود و اكنون كه چنين شخصي ادعاي حمايت از جنبش سبز و موسوي را نيز دارد و خود را عضو اتاق فكر اين جريان هم مي داند، لزوم موضع گيري و تبيين مواضع نسبت به سخنان او دوچندان مي شود. سكوت موسوي در قبال اهانت ها و كفرگويي هاي كسي كه حتي منكر قرآن نيز شده و محكوم نكردن اين رويكرد، آن هم در شرايط فعلي، مي تواند متضمن هزينه هاي سياسي سنگيني براي موسوي وحاميانش باشد، آن هم در جامعه اي كه قريب به اتفاقش شيعيان دوازده امامي اند و حتي اهل سنت اش نيز به خاندان رسول خدا(ص) خالصانه و عاشقانه ارادت دارند.»
ضمن تقدير از غيرت ديني گردانندگان سايت عصر ايران، بايد اين حقيقت را گوشزد كرد كه حوادث پس از انتخابات، رقابت بين جناح هاي سياسي نبود و حوادث 7 ماه اخير نيز اين واقعيت را به تدريج نمايان كرد اما توقع موضع گيري موسوي عليه كفريات و اراجيف يك عضو اتاق فكر جنبش سبز، توقع دور از واقعي است. چگونه مي توان از موسوي انتظار داشت عليه اراجيف يك مهره مفلوك و دم دستي سازمان سيا موضع بگيرد در حالي كه خود در بيانيه 17، حرمت شكنان روز عاشورا را «مردم خداجو» توصيف مي كند؟! يا چه توقعي است وقتي مي بينيم طي حوادث 7 ماه گذشته عناصر ضدانقلاب با استفاده از بسترسازي و حمايت موسوي، تصوير حضرت امام را به آتش مي كشند، عليه اصل ولايت فقيه فحاشي مي كنند، به دعوت وي در روزهاي ملي مبارزه با استكبار و قدس، به نفع آمريكا و اسرائيل شعار مي دهند و اسلام را از جمهوري اسلامي حذف مي كنند اما حتي يك كلمه مخالفت و اعتراض هم از او نمي شنوند؟ خوش بينانه ترين علت اين است كه موسوي با اطلاع از بدبيني و انزجار قاطبه مردم، درصدد است ضدانقلاب را از دست ندهد اما تحليل هاي ديگر حاكي از اين است كه وي در همان پروژه اي نقش ايفا مي كند كه گنجي و سروش و مهاجراني و كديور و... قطعات ديگر پازل آن هستند. بنابراين موسوي به هر دليل اجازه و جرئت ندارد كه به عملكرد و مواضع گستاخانه عناصر بهايي مسلك، ضد دين و ضد انقلاب اعتراض داشته باشد.
يك مستخدم صداي اسرائيل و سرويس جاسوسي موساد كه با عناصر ضدانقلاب در داخل ايران مرتبط است مي گويد مخالفان در ايران از اعمال تحريم هاي جديد عليه جمهوري اسلامي حمايت مي كنند و خواستار تشديد اين تحريم ها هستند.
منوشه امير طي سخناني در مركز روابط همگاني تل آويو تاكيد كرد: مخالفان اميدوارند تحريم هاي جديد و شديدي عليه ايران از سوي جامعه جهاني وضع شود. اين در حالي است كه به عنوان مثال با وجود موضع آشكار آنجلا مركل صدراعظم آلمان عليه جمهوري اسلامي، شركت هاي آلماني به تجارت با ايران در حجم بالا ادامه مي دهند.
اين مهره صهيونيست با حمايت از آشوبگراني كه در حوادث پس از انتخابات به خيابان آمده و به تحركات ضدانقلابي پرداختند، گفت: اين افراد از ناتواني قدرت هاي بزرگ در اعمال تحريم عليه ايران ناراحتند و از اينكه تحريم موثري اعمال شود نااميد شده اند اما در مقابل حكومت اسلامي اميدوار و تقويت شده است. قدرت هاي بزرگ چون خطر ايران و تشكيل امپراتوري شيعي ]!؟[ را درك نمي كنند، موفق به در پيش گرفتن اقدام موثر عليه ايران و توقف برنامه هسته اي آن نشده اند.
همكار سازمان جاسوسي و وزارت خارجه رژيم صهيونيستي در اين سخنراني، به برنامه ريزي عوامل اين رژيم براي ايجاد تنش در راهپيمايي باشكوه و ملي 22 بهمن اشاره كرد و گفت: مي توان انتظار داشت مخالفان در 11 فوريه (22 بهمن) به خيابان بيايند و به درگيري بپردازند. البته آنچه بيشتر محتمل است، سركوب شديدتر آنها از سوي پليس و بسيج است.
منوشه امير (منوچهر ساچمه چي) كه پشت پرده برخي سايت هاي اينترنتي ضدانقلاب نظير «بالاترين» قرار دارد، همچنين خواستار بمباران پايگاه هاي سپاه در كنار تاسيسات هسته اي شد و گفت: جامعه جهاني كوركورانه به دنبال يافتن راه حل سياسي براي برنامه هسته اي ايران است در حالي كه چاره كار در دادن اولتيماتوم نظامي و سپس حمله به تاسيسات هسته اي و پايگاه هاي سپاه است.
اشاره اين همكار وزارت خارجه رژيم صهيونيستي به مبادلات تجاري وسيع ميان آلمان و ايران در حالي است كه روزنامه آلماني هندلز بلات ديروز در گزارشي تصريح كرد: شركت هاي آلماني مخالف تحريم ايران هستند و از اينكه دولت اين كشور تحت فشار لابي هاي آمريكا و اسرائيل مي باشند، به شدت خشمگين شده اند. آنتون بورنر رئيس فدراسيون فروش عمده و تجارت خارجه آلمان هشدار مي دهد كه آلمان مي تواند در ميان بازندگان سياست تحريم عليه ايران باشد. اتاق بازرگاني و صنعت آلمان (DIHK) هم اعلام كرده تحريم عليه ايران مي تواند به قيمت بيكار شدن 10 هزار آلماني و تاثير منفي بر اقتصاد آلمان تمام شود.
خاتمي: سال 76 اگر احتمال پيروزي مي رفت نه نامزد مي شدم و نه اصلاح طلبان حمايت مي كردند (خبر ويژه)
خاتمي گفت اگر مي دانستم در انتخابات سال 76 رئيس جمهور مي شوم، نامزدي را قبول نمي كردم و كساني هم كه به من پيشنهاد نامزدي دادند، شايد اصلا اين پيشنهاد را نمي دادند.
«روح الله- ش» عضو شوراي مركزي ستاد ملي جوانان 88 (حاميان خاتمي و موسوي در انتخابات اخير) با اشاره به ملاقات يك سال پيش با خاتمي، مطالب فوق را از قول وي نقل كرد. ستاد ياد شده چند ماه پيش منحل شد اما در جريان انتخابات در امر شبكه سازي براي اردوكشي خياباني فعاليت داشت و شماري از اعضاي آن در بازداشت به سر مي برند.
روح الله- ش در سايت ضدانقلابي روزنت نوشت: يك سال پيش در چنين روزهايي پس از آن كه خاتمي اعلام كرد يا من مي آيم يا ميرحسين، به ديدار خاتمي شتافتيم و بسيار گله كرديم... او در آن ملاقات گفت من همان سال 75 هم كه از من خواسته شد در انتخابات شركت كنم اگر مي دانستم رئيس جمهور خواهم شد قبول نمي كردم. من به همراه دوستانم فقط مي خواستيم شعارهايي از جمله جامعه مدني و آزادي هاي سياسي را زنده كنيم تا زمينه براي حضور چهره هاي ديگر در انتخابات بعدي فراهم شود. اگر كسي مي دانست كه كانديداي ما قرار است پيروز شود شايد اصلا به من پيشنهاد نمي كردند چه رسد به اينكه من بپذيرم. براي همين كسي بايد كانديدا باشد كه هم از لحاظ شخصيتي توانمند باشد هم از لحاظ سياسي در برابر تهاجم ها آسيب پذيري كمتري داشته باشد. من فكر مي كنم ميرحسين در اين شرايط بهترين گزينه است. مهم پس از انتخابات است. بايد فردي باشد كه در شنبه پس از انتخابات روحيه حمايت از خواسته هاي مردم را داشته باشد. مي دانم كه ميرحسين مرد روز شنبه است.
سايت ضدانقلابي روزنت سپس كساني چون موسوي و كروبي و خاتمي را تنها گزينه هاي موجود معرفي كرد و نوشت: «ايرانيان خارج نشين از خاتمي و كروبي و موسوي حمايت مي كنند. مي دانيم كه گزينه اي ديگر براي جايگزيني اين 3 رهبر اصلاحات نداريم يا حداقل تاكنون كسي پيدا نشده است، بگذريم از شومن هاي تلويزيوني و اينترنتي. پس اي كاش به جاي موضع گيري عليه اين 3 نفر به ويژه خاتمي، كمي جانب احساس را كنار بگذاريم. اگر زورمان به رقيب نمي رسد دليلي ندارد كه خودي را حذف كنيم. البته كار سياسي بدون انتقاد مثل اسب سواري بدون زين است، پس از مدتي هم اسب آسيب مي بيند و هم اسب سوار»!!
گفتني است نقل قول ياد شده مربوط به يك سال پيش است كه هنوز موسوي و كروبي با راديكاليسم كور، ته مانده حيثيت و آبروي مدعيان اصلاحات را تبديل به خاكستر نكرده و به دست باد نسپرده بودند وگرنه آخرين نامه نگاري هاي خاتمي با مقامات ارشد نظام و سخنان وي در محافل خصوصي مجمع روحانيون و... حاكي از ناراحتي شديد او از نتيجه تندروي ها و بازي آشكار موسوي در پروژه هاي ساختارشكنانه است. خاتمي در جلسات خصوصي ابراز داشته كه عملكرد موسوي پس از انتخابات باعث بدگماني شديد نظام و مردم به اصلاح طلبان و بسته شدن راه بازگشت به حاكميت شده است.
چگونه اعتراض كند وقتي بخشي از پازل بهائيت است؟! (خبر ويژه)
سكوت ميرحسين موسوي در برابر هتاكي هاي ضدديني هسته اصلي حمايت از وي، براي طيف حاميان متدين او سؤال برانگيز شده است.
اكبر- گاف دن كيشوت فراري حلقه كيان و روزنامه هاي زنجيره اي، اخيرا در مصاحبه با شبكه بي بي سي انگليس به انكار صريح امام زمان(عج) و عصمت ائمه عليهم السلام پرداخت. وي عضو تيم 5 نفره به سرپرستي بهاءالله مهاجراني- وزير ارشاد و سخنگوي دولت اصلاحات- است كه خود را هسته اصلي و اتاق فكر جنبش سبز معرفي كرده اند بي آن كه با مخالفت موسوي مواجه شوند.
با سپري شدن بيش از يك هفته از گستاخي اكبر- گاف و سكوت موسوي، سايت خبري «عصر ايران» كه از سايت هاي اصلاح طلب و منتقد دولت به شمار مي رود، به انتقاد از اين سكوت پرداخت و نوشت: پافشاري و اصرار بر مواضع، هرگز به معناي آن نيست كه موسوي درباره كساني كه با بليت او سخن مي گويند، نتواند يا نخواهد اعلام موضع كند. اخيرا اكبر گنجي در قالب عضو اتاق فكر جنبش سبز به دفاع از سبزها و موسوي مي پردازد. البته تا اين جاي كار مشكلي نيست اما وقتي اين بيان ديدگاهها باعث هزينه سازي براي شخص ديگر (موسوي) مي شود انتظار اين است كه آن فرد اعلام موضع كند و نسبت خود با ماجرا را تبيين كند.
«عصر ايران» اضافه كرد: گنجي كه روزگاري در دهه 60 خورشيدي شلوار لي پوشيدن جوانان، غيرت او را جريحه دار مي كرد اينك در همان حال كه مدعي حمايت از موسوي است مقدسات اكثريت قريب به اتفاق ملت ايران را به طور واضح زير سؤال مي برد و به راحتي و وقاحت، حتي منكر وجود مقدس امام زمان(عج) مي شود. اين در حالي است كه حتي كساني كه در تقيدات مذهبي خود چندان مستحكم نيستند، معتقد به وجود امام عصر(عج) هستند و احترام آن حضرت را پاس مي دارند و به عنوان مثال، در برگزاري مراسم جشن و شادي هم ترجيح مي دهند آن را با نيمه شعبان مقارن سازند. در چنين شرايط و جامعه اي، ناگهان فردي پيدا مي شود و با استفاده از تريبون رسانه هاي خارجي، صريح و وقيح، باور عمومي جامعه را به بازي مي گيرد و از انكار امامي سخن مي گويد كه دهها ميليون نفر در كشور به او ايمان و عشق دارند. گنجي مدعي حمايت از شخصي (موسوي) مي شود كه بيانيه آخرش را با سلام و ارادت نسبت به جد امام زمان(عج) يعني وجود نازنين امام حسين(ع) آغاز مي كند.
سايت مذكور با نگراني نوشت: «نمي توان موضوع را به سادگي برگزار كرد و از كنار آن با بي اعتنايي گذشت. وانگهي سكوت در برابر اين موضع گيري هاي ضد ديني باعث مي شود رقباي سياسي با صغري و كبراهاي خاص خود چنين وانمود كنند كه موسوي نيز مانند حامي اش گنجي، اعتقادي به مباني شيعه ندارد. لذا طبيعي است كه فردي مانند موسوي كه به واسطه افاضات ضدديني يكي از مدعيان حمايتش در معرض آسيب قرار دارد، به موضع گيري شفاف بپردازد. البته سخنان گنجي به حدي موهن بوده كه حتي اگر وي مدعي حمايت از ميرحسين نيز نبود، باز انتظار مي رفت كه چنين اهانت هايي به ساحت پاك امام زمان(عج) محكوم شود و اكنون كه چنين شخصي ادعاي حمايت از جنبش سبز و موسوي را نيز دارد و خود را عضو اتاق فكر اين جريان هم مي داند، لزوم موضع گيري و تبيين مواضع نسبت به سخنان او دوچندان مي شود. سكوت موسوي در قبال اهانت ها و كفرگويي هاي كسي كه حتي منكر قرآن نيز شده و محكوم نكردن اين رويكرد، آن هم در شرايط فعلي، مي تواند متضمن هزينه هاي سياسي سنگيني براي موسوي وحاميانش باشد، آن هم در جامعه اي كه قريب به اتفاقش شيعيان دوازده امامي اند و حتي اهل سنت اش نيز به خاندان رسول خدا(ص) خالصانه و عاشقانه ارادت دارند.»
ضمن تقدير از غيرت ديني گردانندگان سايت عصر ايران، بايد اين حقيقت را گوشزد كرد كه حوادث پس از انتخابات، رقابت بين جناح هاي سياسي نبود و حوادث 7 ماه اخير نيز اين واقعيت را به تدريج نمايان كرد اما توقع موضع گيري موسوي عليه كفريات و اراجيف يك عضو اتاق فكر جنبش سبز، توقع دور از واقعي است. چگونه مي توان از موسوي انتظار داشت عليه اراجيف يك مهره مفلوك و دم دستي سازمان سيا موضع بگيرد در حالي كه خود در بيانيه 17، حرمت شكنان روز عاشورا را «مردم خداجو» توصيف مي كند؟! يا چه توقعي است وقتي مي بينيم طي حوادث 7 ماه گذشته عناصر ضدانقلاب با استفاده از بسترسازي و حمايت موسوي، تصوير حضرت امام را به آتش مي كشند، عليه اصل ولايت فقيه فحاشي مي كنند، به دعوت وي در روزهاي ملي مبارزه با استكبار و قدس، به نفع آمريكا و اسرائيل شعار مي دهند و اسلام را از جمهوري اسلامي حذف مي كنند اما حتي يك كلمه مخالفت و اعتراض هم از او نمي شنوند؟ خوش بينانه ترين علت اين است كه موسوي با اطلاع از بدبيني و انزجار قاطبه مردم، درصدد است ضدانقلاب را از دست ندهد اما تحليل هاي ديگر حاكي از اين است كه وي در همان پروژه اي نقش ايفا مي كند كه گنجي و سروش و مهاجراني و كديور و... قطعات ديگر پازل آن هستند. بنابراين موسوي به هر دليل اجازه و جرئت ندارد كه به عملكرد و مواضع گستاخانه عناصر بهايي مسلك، ضد دين و ضد انقلاب اعتراض داشته باشد.
۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه
اخبار ویژه کیهان
به چه حقي به ما گفتي عزادارامام حسين؟! (خبر ويژه)
بيانيه ميرحسين موسوي پس از قيام عاشورايي ملت ايران در روز 9 دي، تناقضات موجود در ميان گروه هاي ضد انقلاب را پررنگ تر كرده و به اختلافات بيشتر دامن زده است.
به رغم اينكه موسوي در آن بيانيه از اوباش حرمت شكن در روز عاشورا جانبداري كرده بود اما صرف بازي وي با الفاظ اسلامي موجب اعتراض محافل ضدانقلاب شده است. از جمله شبكه «ايران گلوبال» نوشت: موسوي و كروبي دو كانديدايي كه از فيلتر نظام گذشته و براساس پيشينه شان انتظار حضور در صحنه و در مقابل نظام از آنها نمي رفت اما در صحنه ماندند... اما موسوي در بيانيه خودش مي نويسد «لازم مي دانم بر هويت اسلامي و ملي و مخالف سلطه بيگانگان جنبش سبز تاكيد كنم. ما پيروان اباعبدالله حسين عليه السلام هستيم. ما شيفتگان حريتي هستيم كه مناديش آن امام مظلوم بود». ايشان محق نيستند من را كه سكولار هستم و براي دولتي سكولار تلاش مي كنم، پيرو اباعبدالله معرفي كنند. آيا ما بايد به علت هراس از راديكاليسم در برابر چنين تفسيراتي از خود سكوت كنيم؟
سعيد رضوي فقيه از عناصر تندرو نفوذي در ستاد كروبي، از زاويه ديگري به بيانيه موسوي و بيانيه بعدي 5 ضدانقلاب فراري (مهاجراني، كديور، بازرگان، سروش و اكبر گاف) پرداخت. وي با اذعان به اينكه بيانيه 5 نفره، حمل بر شكاف و اختلاف شده گفت: از آن جايي كه آقايان موسوي، كروبي و خاتمي هيچ وقت نخواسته اند به عنوان رهبر تمام عيار جنبش، يا منفرداً يا مجتمعاً مطرح شوند، طبيعتاً نمي توانند معترض باشند كه چرا فرد يا افراد ديگري دارند خواسته هاي جنبش را مطرح مي كنند. اما من هم معتقدم كه ما نبايد با بيانيه هاي رهبران سياسي جنبش در داخل طوري برخورد كنيم كه بوي شكاف يا استنباط عبور از رهبران جنبش از آن بيايد.
در اين حال سايت راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا)، اهميت بيانيه موسوي را آن بخش از بيانيه عنوان كرد كه وي اذعان مي كند جرياني غيرمذهبي مستقل از موسوي و اصلاح طلبان، در جنبش سبز وجود دارد و موسوي آن را به رسميت مي شناسند.
فرج سركوهي نويسنده تحليل راديو فردا توضيح مي دهد: پيشنهادهاي 5گانه آقاي موسوي، تناقض بيانيه وي به شمار مي رود و وحدت ساختاري آن را مختل مي كند چرا كه اين تناقضات با مفهوم تغيير در چارچوب قانون اساسي و نظام حقوقي جمهوري اسلامي سازگار نيست. موسوي در عين حال بخش مستقل جنبش را به رسميت مي شناسد كه از او، خاتمي و كروبي و اصلاح طلبان مذهبي جدا هستند. اين بخش از جنبش با هواداري از آقايان موسوي و كروبي، شعارهاي فراتر از قانون اساسي مطرح كرده است. به رسميت شناخته شدن اين بخش مهم ترين و تاريخي ترين بخش بيانيه اوست و اين در حالي است كه همه جناح هاي حكومت، آن را رد مي كردند.
برخلاف اين تحليل راديو فردا، سايت ضدانقلابي خودنويس، بيانيه موسوي را «فرمان عقبگرد» توصيف كرد و از اينكه واژه هاي اسلامي و ارزشي نظير «حسين]ع[، منافقين، شهدا، مستضعفان، امام و حرام» در آن بيانيه به كار رفته انتقاد كرد! سايت مذكور مي افزايد: اگر نگاهي به سه بيانيه نخست موسوي بيندازيم و آن را با اين «بيانيه حداقلي» مقايسه كنيم درخواهيم يافت كه موسوي يك عقب گرد كامل كرده است و در حالي كه در بيانيه نخست خود «ملت شريف ايران» را مورد خطاب قرار مي دهد و تاكيد مي كند كه «تسليم اين صحنه آرايي خطرناك» نخواهد شد، در بيانيه هفدهم خود حاكميت را مورد خطاب قرار مي دهد. و هرگاه از دولت ياد مي كند آن را با كلماتي چون «خائنين»، «متقلب»، «دروغگو» و «متصديان بي امانت» نام مي برد اما در بيانيه هفدهم نه تنها هيچ توصيه اي براي ادامه اعتراضات نمي كند بلكه هيچ اشاره اي هم به نامشروع بودن دولت نمي كند و از دولت و حاكميت مي خواهد كه به پنج خواسته وي توجه كنند و حتي مي گويد لزومي ندارد همه اين خواسته ها همزمان تامين شود و « به نظر بنده حتي يك جوي كوچك زلال در اين بين مي تواند مغتنم باشد». البته مخالفان براي انتخاب بين بد و بدتر، در انتخابات شركت كرده بودند تا ابتدا از شر بدتر و سپس از شر بد ]موسوي[ راحت شوند اما اكنون معلوم شده اين توهم شركت در نمايش رژيم به كجا ختم شد.
كشف يك وانت پر از لوازم راهپيمايي مسالمت آميز! (خبر ويژه)
خودرويي مملو از سلاح هاي پيشرفته و جنگي در ميدان وليعصر كشف و ضبط شد
يك منبع مطلع در گفتگو با «جهان» گفت: اين وانت پس از تجمعات روز عاشورا شناسايي و با اقدام به موقع مأموران كليه سلاح هاي موجود در آن ضبط شد.
به گفته وي در اسلحه هاي ضبط شده علاوه بر سلاح مدرن دورزن، تفنگ هاي ساچمه اي هم وجود دارد. اهميت اين كشف از آن جهت است كه 2 نفر از كشته شدگان روز عاشورا توسط اين نوع سلاح هاي ساچمه اي مورد هدف قرار گرفته اند.
اين منبع مطلع همچنين از كشف و شناسايي چند خودرو حاوي چوب، چماق و لاستيك براي آتش افروزي در مسير كوي دانشگاه تهران خبر داد و گفت: صاحبان اين خودروها اعتراف كردند كه در طول اعتراضات و ناآرامي هاي تهران اين امكانات را در اختيار اغتشاشگران قرار مي دادند.
اين صهيونيست با بقيه فرق دارد سوروس خيلي بشردوست است! (خبر ويژه)
اطلاع رساني به موقع وزارت اطلاعات درباره 60 مأسسه و رسانه آمريكايي فعال در زمينه براندازي، 2 رسانه رسمي آمريكا را به تكاپو انداخت. دنفورت آستين با اشاره به بيانيه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي و ذكر نام مأسسات مذكور اظهار داشت: ترساندن افراد از صداي آمريكا و بي .بي.سي شرم آور است.
صداي آمريكا همچنين از مأسسه جامعه باز وابسته به جورج سوروس (سرمايه دار صهيونيست و سرمايه گذار كودتاهاي مخملين در شرق اروپا) نام برد و گفت: جرج سوروس ميلياردري بشردوست است.
همزمان راديو فردا واكنش مأسسه وابسته به جرج سوروس را منتشر كرد و گفت: «مأسسه جامعه باز اطلاعيه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي را مايه تأسف خواند. جورج سوروس سرمايه دار خير آمريكايي، بنيانگذار اين مأسسه است. مأسسه جامعه باز اطلاعيه مذكور را مايه تأسف و عميقاً آزار دهنده مي داند و اعلام مي كند فعاليت هاي خود را در ايران متوقف كرده است. اين بيانيه همچنين در مورد وضعيت كيان تاج بخش پژوهشگر ايراني- آمريكايي و از مشاوران مأسسه جامعه باز كه در ايران زنداني است، عميقاً ابراز نگراني مي كند.»
ديگ به ديگ ميگه روت سياهه! (خبر ويژه)
يك ضد انقلاب «سلطنت طلب، كمونيست و ليبرال»! گفتار و ادله موسوي و كروبي و خاتمي را دچار تضاد توصيف كرد.
جمشيد اسدي با وجود سوابق سلطنت طلبانه، در آستانه انقلاب از محافل كمونيستي نظير كنفدراسيون و حزب رنجبران سردرآورد و امروز خود را چهره اي ليبرال و عضو گروهك «اتحاد جمهوري خواهان» كه ملغمه اي از بقاياي گروهك هاي منحله است معرفي مي كند.
وي با اين حال به مثابه «ديگ به ديگ ميگه روت سياهه!» به انتقاد از تناقضات سران فتنه پرداخت. اسدي در گفت وگو با يكي از سايت هاي ضد انقلاب، اظهار داشت: اينكه چرا كساني چون آقايان موسوي و كروبي و خاتمي از سنگر مقاومت به سنگر رهبري جنبش نمي روند يا نمي توانند بروند گمانه هاي متفاوتي مي توان زد. گمانه من اين است كه آنها با وجود مقاومت استوار و آفرين برانگيز در برابر حكومت از تحليل و نتيجه گيري بحران پرهيز دارند. به طور مرتب ميان گفتار و كردار آنها تضاد و شكاف ديده مي شود. آنها نمي توانند از يك سو جزو نخستين كساني باشند كه با شيردلي درگذشت آيت الله منتظري را به عنوان فقيه مدافع حقوق بشر ارج نهند و در عين حال راه نجات از بحران كنوني را بازگشت به انديشه هاي آيت الله خميني بدانند يعني همان كسي كه فرمان عزل و حذف منتظري را داد! نمي توان هم منتظري را به عنوان مدافع حقوق شهروندان بزرگ داشت و راه نجات را در انديشه خميني جست. بالاخره منتظري مخالف خميني بود و در برابر او ايستاد. حالا چطور ممكن است، هر دو را بزرگ دانست؟ از اين تناقضات و تضادها نمونه هاي فراواني مي توان آورد.
وي همچنين فتنه سبز را «بيشتر يك نيروي مزاحم» توصيف كرد و گفت: جنبش برنامه اي ندارد. بسيار شنيده ايم كه بدون رهبري و خودجوش پيش مي رود بلكه هر كوشنده اي در آن خود رهبر است. حقيقت اين است كه با وجود ايستادگي شيردلانه چهره هايي چون موسوي و كروبي و خاتمي، آنها بيشتر چهره مقاومتند تا شخصيت هاي رهبري. اين فقدان مديريت مورد نگراني است.
عنكبوت ها در تارنماي خود به دام افتادند (خبر ويژه)
«هشدار! توجه داشته باشيد كه طي روزهاي آتي ممكن است از اين آدرس]...[ Mojesabs براي شما ايميلي بيايد. به هيچ وجه ايميل را باز نكنيد!!!»
اين يكي از ده ها هشداري است كه اين روزها گردانندگان شبكه عنكبوت در اينترنت به همكاران و عوامل خود در داخل كشور مي دهند. در ادامه هشدار مذكور كه توسط سايت هاي ضدانقلابي منتشر شده، آمده است «ايميل مذكور فهرست تمام ايميل آدرس هاي موجود شما را مي خواند و اقدام به شناسايي افراد و قرباني گرفتن مي كند. اطلاع رساني گسترده و آگاه كردن سايرين برعهده شماست. به همه اطلاع بدهيد».
در يكي ديگر از اين هشدارها آمده است «نامه نگاري ها و ايميل هاي مخالفان رژيم، خواستگاران زيادي نزد دستگاه هاي امنيتي جمهوري اسلامي دارد. كاربران سرويس Gmail دقت كنند زماني كه وارد اين سرويس مي شوند در صورت بروز خطاي ]...[ از ادامه مسير خودداري كنند. پذيرفتن خطاي اينترنتي مذكور به منزله لو رفتن پسورد جي ميل شماست. طبق پرس وجوي انجام شده، چند ماه است كه اين اتفاق در حال وقوع مي باشد.»
اخيراً برخي رسانه هاي انگليسي و آمريكايي در هشدار مشابهي خطاب به گروه هاي ضد انقلاب اعلام كردند شبكه تويتر (رسانه رسمي وزارت خارجه آمريكا) امنيت ندارد و به عنوان ابزارشناسايي و دستگيري شبكه مخالفان آشوبگر در ايران مورد بهره برداري قرار مي گيرد.
مگر قرار بود جنبش سبز دست به آتش سوزي و خرابكاري نزند؟! (خبر ويژه)
يك مزدبگير رسمي وزارت خارجه آمريكا درباره برخي هشدارها نسبت به تشديد خشونت از سوي عناصر آشوبگر مدعي شد: مسالمت آميز معرفي كردن جنبش سبز مغاير اين نيست كه آنها وسيله نقليه نيروي انتظامي يا ساختمان آن را به آتش بكشند.
رامين احمدي با راه اندازي سازماني موسوم به «مركز جمع آوري اسناد حقوق بشر» با همكاري چند تن از عناصر بهايي توانست وزارت خارجه و سازمان سياي آمريكا را براي چند سال سركيسه كند و از جمله سال 2007 مبلغ 6/1 ميليون دلار پول دريافت كند اما طي ماه هاي اخير با معلوم شدن فرصت طلبي و اخاذي هاي مركز مذكور، اعطاي بودجه از محل «پروژه دموكراسي سازي در ايران» متوقف شد.
رامين احمدي در محافل ضد انقلاب نيز از افراد بد نام به شمار مي رود. وي در راستاي بازسازي اعتماد محافل آمريكايي و دريافت مواجب تازه فعال شده است. نامبرده در سايت گويا نيوز مي نويسد: بايد از مبارزه بدون خشونت ابهام زدايي كرد. آتش زدن موتورسيكلت و خودرو و تخريب مراكز پليس با مبارزه بدون خشونت هماهنگي كامل دارد. نبايد به مبارزه مشروع در خيابان خرده گرفت.
گفتني است عناصر محارب و تروريست در جريان حوادث روز عاشورا با سوءاستفاده از نجابت و خويشتنداري ماموران نيروي انتظامي، قريب يكصد مامور انتظامي به ويژه سربازان را مورد ضرب و شتم شديد قرار دادند و همزمان چند تن از حاضرين در اغتشاش را مورد حمله قرار دادند كه به مرگ 6 نفر منجر شد.
رامين احمدي از جمله عناصري بود كه در جريان تشكيل كارگاه هاي آموزش براندازي در ايستگاه دوبي سازمان سيا طي سال هاي گذشته به بازي گرفته شد و برخي امور هماهنگي آمد و شد عناصر تحت آموزش را انجام مي داد. در اين كارگاه ها، انواع روش هاي كودتاي مخملين و جنگ خياباني! آموزش داده مي شد.
بيانيه ميرحسين موسوي پس از قيام عاشورايي ملت ايران در روز 9 دي، تناقضات موجود در ميان گروه هاي ضد انقلاب را پررنگ تر كرده و به اختلافات بيشتر دامن زده است.
به رغم اينكه موسوي در آن بيانيه از اوباش حرمت شكن در روز عاشورا جانبداري كرده بود اما صرف بازي وي با الفاظ اسلامي موجب اعتراض محافل ضدانقلاب شده است. از جمله شبكه «ايران گلوبال» نوشت: موسوي و كروبي دو كانديدايي كه از فيلتر نظام گذشته و براساس پيشينه شان انتظار حضور در صحنه و در مقابل نظام از آنها نمي رفت اما در صحنه ماندند... اما موسوي در بيانيه خودش مي نويسد «لازم مي دانم بر هويت اسلامي و ملي و مخالف سلطه بيگانگان جنبش سبز تاكيد كنم. ما پيروان اباعبدالله حسين عليه السلام هستيم. ما شيفتگان حريتي هستيم كه مناديش آن امام مظلوم بود». ايشان محق نيستند من را كه سكولار هستم و براي دولتي سكولار تلاش مي كنم، پيرو اباعبدالله معرفي كنند. آيا ما بايد به علت هراس از راديكاليسم در برابر چنين تفسيراتي از خود سكوت كنيم؟
سعيد رضوي فقيه از عناصر تندرو نفوذي در ستاد كروبي، از زاويه ديگري به بيانيه موسوي و بيانيه بعدي 5 ضدانقلاب فراري (مهاجراني، كديور، بازرگان، سروش و اكبر گاف) پرداخت. وي با اذعان به اينكه بيانيه 5 نفره، حمل بر شكاف و اختلاف شده گفت: از آن جايي كه آقايان موسوي، كروبي و خاتمي هيچ وقت نخواسته اند به عنوان رهبر تمام عيار جنبش، يا منفرداً يا مجتمعاً مطرح شوند، طبيعتاً نمي توانند معترض باشند كه چرا فرد يا افراد ديگري دارند خواسته هاي جنبش را مطرح مي كنند. اما من هم معتقدم كه ما نبايد با بيانيه هاي رهبران سياسي جنبش در داخل طوري برخورد كنيم كه بوي شكاف يا استنباط عبور از رهبران جنبش از آن بيايد.
در اين حال سايت راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا)، اهميت بيانيه موسوي را آن بخش از بيانيه عنوان كرد كه وي اذعان مي كند جرياني غيرمذهبي مستقل از موسوي و اصلاح طلبان، در جنبش سبز وجود دارد و موسوي آن را به رسميت مي شناسند.
فرج سركوهي نويسنده تحليل راديو فردا توضيح مي دهد: پيشنهادهاي 5گانه آقاي موسوي، تناقض بيانيه وي به شمار مي رود و وحدت ساختاري آن را مختل مي كند چرا كه اين تناقضات با مفهوم تغيير در چارچوب قانون اساسي و نظام حقوقي جمهوري اسلامي سازگار نيست. موسوي در عين حال بخش مستقل جنبش را به رسميت مي شناسد كه از او، خاتمي و كروبي و اصلاح طلبان مذهبي جدا هستند. اين بخش از جنبش با هواداري از آقايان موسوي و كروبي، شعارهاي فراتر از قانون اساسي مطرح كرده است. به رسميت شناخته شدن اين بخش مهم ترين و تاريخي ترين بخش بيانيه اوست و اين در حالي است كه همه جناح هاي حكومت، آن را رد مي كردند.
برخلاف اين تحليل راديو فردا، سايت ضدانقلابي خودنويس، بيانيه موسوي را «فرمان عقبگرد» توصيف كرد و از اينكه واژه هاي اسلامي و ارزشي نظير «حسين]ع[، منافقين، شهدا، مستضعفان، امام و حرام» در آن بيانيه به كار رفته انتقاد كرد! سايت مذكور مي افزايد: اگر نگاهي به سه بيانيه نخست موسوي بيندازيم و آن را با اين «بيانيه حداقلي» مقايسه كنيم درخواهيم يافت كه موسوي يك عقب گرد كامل كرده است و در حالي كه در بيانيه نخست خود «ملت شريف ايران» را مورد خطاب قرار مي دهد و تاكيد مي كند كه «تسليم اين صحنه آرايي خطرناك» نخواهد شد، در بيانيه هفدهم خود حاكميت را مورد خطاب قرار مي دهد. و هرگاه از دولت ياد مي كند آن را با كلماتي چون «خائنين»، «متقلب»، «دروغگو» و «متصديان بي امانت» نام مي برد اما در بيانيه هفدهم نه تنها هيچ توصيه اي براي ادامه اعتراضات نمي كند بلكه هيچ اشاره اي هم به نامشروع بودن دولت نمي كند و از دولت و حاكميت مي خواهد كه به پنج خواسته وي توجه كنند و حتي مي گويد لزومي ندارد همه اين خواسته ها همزمان تامين شود و « به نظر بنده حتي يك جوي كوچك زلال در اين بين مي تواند مغتنم باشد». البته مخالفان براي انتخاب بين بد و بدتر، در انتخابات شركت كرده بودند تا ابتدا از شر بدتر و سپس از شر بد ]موسوي[ راحت شوند اما اكنون معلوم شده اين توهم شركت در نمايش رژيم به كجا ختم شد.
كشف يك وانت پر از لوازم راهپيمايي مسالمت آميز! (خبر ويژه)
خودرويي مملو از سلاح هاي پيشرفته و جنگي در ميدان وليعصر كشف و ضبط شد
يك منبع مطلع در گفتگو با «جهان» گفت: اين وانت پس از تجمعات روز عاشورا شناسايي و با اقدام به موقع مأموران كليه سلاح هاي موجود در آن ضبط شد.
به گفته وي در اسلحه هاي ضبط شده علاوه بر سلاح مدرن دورزن، تفنگ هاي ساچمه اي هم وجود دارد. اهميت اين كشف از آن جهت است كه 2 نفر از كشته شدگان روز عاشورا توسط اين نوع سلاح هاي ساچمه اي مورد هدف قرار گرفته اند.
اين منبع مطلع همچنين از كشف و شناسايي چند خودرو حاوي چوب، چماق و لاستيك براي آتش افروزي در مسير كوي دانشگاه تهران خبر داد و گفت: صاحبان اين خودروها اعتراف كردند كه در طول اعتراضات و ناآرامي هاي تهران اين امكانات را در اختيار اغتشاشگران قرار مي دادند.
اين صهيونيست با بقيه فرق دارد سوروس خيلي بشردوست است! (خبر ويژه)
اطلاع رساني به موقع وزارت اطلاعات درباره 60 مأسسه و رسانه آمريكايي فعال در زمينه براندازي، 2 رسانه رسمي آمريكا را به تكاپو انداخت. دنفورت آستين با اشاره به بيانيه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي و ذكر نام مأسسات مذكور اظهار داشت: ترساندن افراد از صداي آمريكا و بي .بي.سي شرم آور است.
صداي آمريكا همچنين از مأسسه جامعه باز وابسته به جورج سوروس (سرمايه دار صهيونيست و سرمايه گذار كودتاهاي مخملين در شرق اروپا) نام برد و گفت: جرج سوروس ميلياردري بشردوست است.
همزمان راديو فردا واكنش مأسسه وابسته به جرج سوروس را منتشر كرد و گفت: «مأسسه جامعه باز اطلاعيه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي را مايه تأسف خواند. جورج سوروس سرمايه دار خير آمريكايي، بنيانگذار اين مأسسه است. مأسسه جامعه باز اطلاعيه مذكور را مايه تأسف و عميقاً آزار دهنده مي داند و اعلام مي كند فعاليت هاي خود را در ايران متوقف كرده است. اين بيانيه همچنين در مورد وضعيت كيان تاج بخش پژوهشگر ايراني- آمريكايي و از مشاوران مأسسه جامعه باز كه در ايران زنداني است، عميقاً ابراز نگراني مي كند.»
ديگ به ديگ ميگه روت سياهه! (خبر ويژه)
يك ضد انقلاب «سلطنت طلب، كمونيست و ليبرال»! گفتار و ادله موسوي و كروبي و خاتمي را دچار تضاد توصيف كرد.
جمشيد اسدي با وجود سوابق سلطنت طلبانه، در آستانه انقلاب از محافل كمونيستي نظير كنفدراسيون و حزب رنجبران سردرآورد و امروز خود را چهره اي ليبرال و عضو گروهك «اتحاد جمهوري خواهان» كه ملغمه اي از بقاياي گروهك هاي منحله است معرفي مي كند.
وي با اين حال به مثابه «ديگ به ديگ ميگه روت سياهه!» به انتقاد از تناقضات سران فتنه پرداخت. اسدي در گفت وگو با يكي از سايت هاي ضد انقلاب، اظهار داشت: اينكه چرا كساني چون آقايان موسوي و كروبي و خاتمي از سنگر مقاومت به سنگر رهبري جنبش نمي روند يا نمي توانند بروند گمانه هاي متفاوتي مي توان زد. گمانه من اين است كه آنها با وجود مقاومت استوار و آفرين برانگيز در برابر حكومت از تحليل و نتيجه گيري بحران پرهيز دارند. به طور مرتب ميان گفتار و كردار آنها تضاد و شكاف ديده مي شود. آنها نمي توانند از يك سو جزو نخستين كساني باشند كه با شيردلي درگذشت آيت الله منتظري را به عنوان فقيه مدافع حقوق بشر ارج نهند و در عين حال راه نجات از بحران كنوني را بازگشت به انديشه هاي آيت الله خميني بدانند يعني همان كسي كه فرمان عزل و حذف منتظري را داد! نمي توان هم منتظري را به عنوان مدافع حقوق شهروندان بزرگ داشت و راه نجات را در انديشه خميني جست. بالاخره منتظري مخالف خميني بود و در برابر او ايستاد. حالا چطور ممكن است، هر دو را بزرگ دانست؟ از اين تناقضات و تضادها نمونه هاي فراواني مي توان آورد.
وي همچنين فتنه سبز را «بيشتر يك نيروي مزاحم» توصيف كرد و گفت: جنبش برنامه اي ندارد. بسيار شنيده ايم كه بدون رهبري و خودجوش پيش مي رود بلكه هر كوشنده اي در آن خود رهبر است. حقيقت اين است كه با وجود ايستادگي شيردلانه چهره هايي چون موسوي و كروبي و خاتمي، آنها بيشتر چهره مقاومتند تا شخصيت هاي رهبري. اين فقدان مديريت مورد نگراني است.
عنكبوت ها در تارنماي خود به دام افتادند (خبر ويژه)
«هشدار! توجه داشته باشيد كه طي روزهاي آتي ممكن است از اين آدرس]...[ Mojesabs براي شما ايميلي بيايد. به هيچ وجه ايميل را باز نكنيد!!!»
اين يكي از ده ها هشداري است كه اين روزها گردانندگان شبكه عنكبوت در اينترنت به همكاران و عوامل خود در داخل كشور مي دهند. در ادامه هشدار مذكور كه توسط سايت هاي ضدانقلابي منتشر شده، آمده است «ايميل مذكور فهرست تمام ايميل آدرس هاي موجود شما را مي خواند و اقدام به شناسايي افراد و قرباني گرفتن مي كند. اطلاع رساني گسترده و آگاه كردن سايرين برعهده شماست. به همه اطلاع بدهيد».
در يكي ديگر از اين هشدارها آمده است «نامه نگاري ها و ايميل هاي مخالفان رژيم، خواستگاران زيادي نزد دستگاه هاي امنيتي جمهوري اسلامي دارد. كاربران سرويس Gmail دقت كنند زماني كه وارد اين سرويس مي شوند در صورت بروز خطاي ]...[ از ادامه مسير خودداري كنند. پذيرفتن خطاي اينترنتي مذكور به منزله لو رفتن پسورد جي ميل شماست. طبق پرس وجوي انجام شده، چند ماه است كه اين اتفاق در حال وقوع مي باشد.»
اخيراً برخي رسانه هاي انگليسي و آمريكايي در هشدار مشابهي خطاب به گروه هاي ضد انقلاب اعلام كردند شبكه تويتر (رسانه رسمي وزارت خارجه آمريكا) امنيت ندارد و به عنوان ابزارشناسايي و دستگيري شبكه مخالفان آشوبگر در ايران مورد بهره برداري قرار مي گيرد.
مگر قرار بود جنبش سبز دست به آتش سوزي و خرابكاري نزند؟! (خبر ويژه)
يك مزدبگير رسمي وزارت خارجه آمريكا درباره برخي هشدارها نسبت به تشديد خشونت از سوي عناصر آشوبگر مدعي شد: مسالمت آميز معرفي كردن جنبش سبز مغاير اين نيست كه آنها وسيله نقليه نيروي انتظامي يا ساختمان آن را به آتش بكشند.
رامين احمدي با راه اندازي سازماني موسوم به «مركز جمع آوري اسناد حقوق بشر» با همكاري چند تن از عناصر بهايي توانست وزارت خارجه و سازمان سياي آمريكا را براي چند سال سركيسه كند و از جمله سال 2007 مبلغ 6/1 ميليون دلار پول دريافت كند اما طي ماه هاي اخير با معلوم شدن فرصت طلبي و اخاذي هاي مركز مذكور، اعطاي بودجه از محل «پروژه دموكراسي سازي در ايران» متوقف شد.
رامين احمدي در محافل ضد انقلاب نيز از افراد بد نام به شمار مي رود. وي در راستاي بازسازي اعتماد محافل آمريكايي و دريافت مواجب تازه فعال شده است. نامبرده در سايت گويا نيوز مي نويسد: بايد از مبارزه بدون خشونت ابهام زدايي كرد. آتش زدن موتورسيكلت و خودرو و تخريب مراكز پليس با مبارزه بدون خشونت هماهنگي كامل دارد. نبايد به مبارزه مشروع در خيابان خرده گرفت.
گفتني است عناصر محارب و تروريست در جريان حوادث روز عاشورا با سوءاستفاده از نجابت و خويشتنداري ماموران نيروي انتظامي، قريب يكصد مامور انتظامي به ويژه سربازان را مورد ضرب و شتم شديد قرار دادند و همزمان چند تن از حاضرين در اغتشاش را مورد حمله قرار دادند كه به مرگ 6 نفر منجر شد.
رامين احمدي از جمله عناصري بود كه در جريان تشكيل كارگاه هاي آموزش براندازي در ايستگاه دوبي سازمان سيا طي سال هاي گذشته به بازي گرفته شد و برخي امور هماهنگي آمد و شد عناصر تحت آموزش را انجام مي داد. در اين كارگاه ها، انواع روش هاي كودتاي مخملين و جنگ خياباني! آموزش داده مي شد.
اشتراک در:
پستها (Atom)