کانون ایرانیان

‏نمایش پست‌ها با برچسب رهبران،جنبش سبز،ریاست جمهوری،اصولگرا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رهبران،جنبش سبز،ریاست جمهوری،اصولگرا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه

اگر کسی حرف رهبر را قبول نکرد ضد نظام نیست

علی مطهری نماینده مردم تهران در برنامه زنده "رو به فردا" که از شبکه سوم پخش شد، گفت: حتی اگر کسی گفت حرف رهبری را قبول ندارم، نباید به او بگوییم که مخالف نظام است.
به گزارش جرس، در این برنامه که وحید یامین پور، نویسنده سایت رجانیوز نقش مجری را بر عهده داشت، نماینده مردم تهران گفت: نخبه باید حرف خودش را بگوید، آن چیزی را که خودش می فهمد، نه اینکه الزاما حرف نظام و حکومت را بزند.
او تاکید کرد: برخورد نظام با حوادث اخیر مناسب نبود، چون حساب رهبران این حوادث را از حساب مردمی که واقعا در مورد تقلب شبهه داشتند، جدا نکردند.
وی همچنین در ادامه انتقادات صریح خود نسبت به مواضع دولت در حوادث پس از انتخابات با بیان اینکه " ما هنوز عادت نکردیم که معترضان را به رسمیت بشناسیم" اظهار داشت: باید با معترضان در صداوسیما مناظره می شد، دولت باید مجوز راهپیمایی به سبزها ارائه می داد.
مهمان دیگر این برنامه وحید جلیلی برادر دبیر شورای عالی امنیت ملی بود که طی سخنانی با بیان اینکه " کار رسانه ای درست و لازم برای تفکیک بین کسانی که دنبال آشوب بودند و بدنه ای که رای داده بودند، انجام نشد"  تاکید کرد: "در تظاهرات روز نهم دی من حتی یک عکس احمدی نژاد را در دست مردم ندیدم."
جلیلی همچنین افزود: صداوسیما برای نقد فدراسیون فوتبال دهها برنامه دارد اما برای نقد قوه قضائیه و قوه مجریه هیچ برنامه ای پخش نمی کند.

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

خواسته‌های جنبش سبز در بيانيه‌ی جمعی از نوانديشان دينی

جمعی از نوانديشان دينی مقيم خارج از کشور با انتشار بيانيه‌ای روايت خود، از خواسته‌های جنبش سبز را تشريح کردند.عبدالعلی بازرگان، عبدالکريم سروش، محسن کديور، اکبر گنجی وعطاء الله مهاجرانی، امضاء‌کنندگان اين بيانيه هستند که در آن « استعفای محمود احمدی نژاد، برگزاری مجدد انتخابات رياست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف و لغو نظارت استصوابی» به عنوان نخستين خواست جنبش سبز مطرح شده است.آزادی کليه‌ی زندانيان سياسی و عقيدتی، آزادی کليه‌ی رسانه‌ها، استقلال دانشگاه‌ها، استقلال قوّه‌ی قضائيه، نقدپذير و پاسخگو کردن همه متصديان رده اول کشور ومحدود کردن دوره تصدی آنان، از جمله ديگر خواسته‌های مطرح شده در اين بيانيه است.امضاء‌کنندگان اين بيانيه در پايان آورده‌اند که «نپذيرفتن اين خواست‌ها و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ايران را در بحران عميق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگينی از پی خواهد آورد، که مسئوليتش با "صاحب ولايت مطلقه" است.»

وزارت امور خارجه ايران سفر يك هيئت پارلمانى اروپا به تهران را لغو كرد

در حالى كه جمهورى اسلامى ايران از تعويق سفر يك هيئت پارلمانى اروپايى به اين كشور خبر داده است، رییس اين هيئت گفته كه مخالفت تهران با ديدار اعضاى آن با چهره هاى مخالف در ايران علت لغو این سفر است.خبرگزارى جمهورى اسلامى، ايرنا، به نقل از سخنگوى وزارت امور خارجه ايران گزارش داده كه برنامه سفر اين هيئت پارلمانى برای روزهاى هفتم تا يازدهم ژانويه برنامه ريزى شده بود ولى انجام آن به منظور آمادگى بيشتر به منظور تدارك مقدمات يك «سفر سازنده» به تعويق افتاده است.رامين مهمانپرست گفته است: «در جهت بهره بردارى حداكثرى از همكارى ‌هاى پارلمانى متقابل و سازنده و ضرورت برنامه ريزى هاى لازم مقرر گرديد زمان سفر به فرصت ديگرى كه طرفين از طريق كانال‌هاى مربوطه هماهنگ خواهند كرد، موكول گردد.»در طرف مقابل، باربارا لخ بيلر، رياست آلمانى اين هيئت اروپايى مى گويد كه از برگزارى نشست اعضای این هیئت با مقام هاى ارشد مجلس ايران و همچنين سياستمداران مخالف دولت محمود احمدى نژاد جلوگيرى به عمل آمده است و لذا انجام چنين سفرى بى معنى است.وى به خبرگزارى رويترز گفته است: «اين هيئت علاقمند است تا تعامل را تقويت كند ولى زمانى كه انجام گفت و گو ميسر نيست چنين توقعى بى فایده است.»   بیشتر بخوانید: وزير امور خارجه ايتاليا: نبايد همه پل ها را در ارتباط با ايران خراب کنيم اتحاديه اروپا و بريتانيا سركوب معترضان در ايران را محكوم كردند به گفته خانم لخ بيلر، «هيئت اروپايى در نظر داشت تا همبستگى خود را با جنبش اعتراضى بيان كند، جنبشى كه از سوى دولت ايران بسيار خطرناك تشخيص داده شده است.»جمهورى اسلامى ايران بارها سفر هيئت پارلمانى اروپا به تهران را به تعويق انداخته است و اين نخستين بار ظرف يكسال گذشته بود كه قرار بود يك هيئت غربى از ايران ديدار كند.۱۵ عضو كنگره آمريكا روز ۲۲ دسامبر در نامه اى به همتايان اروپايى خود از آنها خواسته بودند تا سفر هيئت یاد شده به ايران لغو شود چرا كه به گفته اين نمايندگان، انجام چنين سفرى «به طور بالقوه زيانبار» است.در اين نامه که به امضاى اعضاى كميته امور خارجى كنگره رسيده، تاكيد شده است: «ما بر اين اعتقاديم كه ديدار هيئت اروپايى (از ايران) پيام نامناسبى را به حكومت ايران مى فرستد و تلاش هاى بين المللى براى پايان دادن به برنامه هسته اى ايران را خنثى مى كند.» در صورتى كه اين سفر لغو نمى شد انجام آن در يكى از بحرانى ترين شرايط سياسى ايران صورت مى گرفت. به دنبال برگزارى انتخابات دهم رياست جمهورى در ایران، معترضان به نتيجه آن در بيش از شش ماه گذشته بارها با ريختن به خيابان ها اعتراض هاى گسترده اى را صورت داده اند.كشورهاى اروپايى در موضعگيرى هاى خود سركوب خشونت بار اين تظاهرات را محكوم كرده و از جمهورى اسلامى ايران خواسته اند تا آزادى بيان و اجتماعات را براى مردم خود به رسميت بشناسد.اين در حالى است كه مقام ها و رسانه هاى دولتى ايران كشورهاى غربى را متهم كرده اند كه در بر افروختن نا آرامى هاى داخلى دست دارند و هدف آنها مترلزل كردن پايه هاى جمهورى اسلامى ايران بوسيله ابزارهاى «جنگ نرم» هستند. کشورهای غربی این اتهام ها را رد کرده اند.

۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

رهبران جنبش سبز واقع‌گراتر شده‌اند

میرحسین موسوی، نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، اعلام کرد که «قانون اساسی، وحی منزل نیست که نشود آن را اصلاح کرد.»آقای موسوی با اعلام این مطلب در مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی « جماران» گفت که « مردم از نظام انتظار دارند مشکلات‌شان را حل کند» و «عدم کارآمدی» را موجب «سلب مشروعیت نظام» دانست.او افزود: « نظام سیاسی ایران دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده و همچون بیمار جذامی‌که در حالت کرختی متوجه جدا شدن اجزای بدن خود نیست، متوجه بخش‌هایی از بدنه انقلاب نیست.»بیشتر بخوانید: موسوی: نمی‌شود از مردم خواست با همه فسادها پشت حاکمیت بایستند سراج الدین میردامادی، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی در پاریس، درباره تازه‌ترین سخنان میرحسین موسوی به رادیو فردا می‌گوید: به نظر می‌رسد که حوادثی که پس از انتخابات در ایران رخ داد و ویژگی‌هایی که حضور مردم در صحنه داشت و نحوه مواجهه حاکمیت با اعتراضات مردمی‌و رهبران معترضان، به گونه‌ای در ادبیات گفتاری تمام نیروهای سیاسی تاثیر شگرفی داشته است . به ویژه در ادبیات گفتاری جوانان معترض موسوم به جنبش سبز و ادبیات گفتاری مصاحبه‌های اخیر آقایان موسوی و کروبی که به نحو محسوسی تغییر کرده و این تغییرات به سمت واقع گرایانه‌تر شدن دیدگاه رهبران جنبش سبز می‌رود، و نه لزوما به معنای تندتر شدن یا رادیکال‌تر شدن آن‌ها.البته نحوه مواجهه حاکمیت و حملات و تخریب‌ها و فحاشی‌ها و هتاکی‌هایی که از سوی رسانه‌های نزدیک به حاکمیت ، نسبت به رهبران جنبش سبز اعمال شد در این تغییر بی تاثیر نبوده است؛ که رهبران جنبش سبز چشمان خود را نسبت به آنچه که در طول سه دهه، در قلبشان به عنوان یک اعتقاد و ایمان قوی به آن پایبند بودند ، بیشتر باز کنند.و آن چیزی نبوده است به جز اعتقاد به مفهوم نظام جمهوری اسلامی‌و ارزشهایی که در این مدت به آن دل بسته بودند. ولی امروز می‌بینند که بسیاری از آن ارزش‌ها توسط حاکمیت و دولت دهم و رهبری و کل نظام به تسخیر درآمده و علیه خودشان به کار گرفته می‌شود.با این تفاصیل است که آقای موسوی که تا به حال به قانون اساسی تا این حد پافشاری می‌کرده است، الان می‌گوید که قانون اساسی وحی منزل نیست و می‌شود آن را بر اساس مقتضیات زمان تغییر داد. آنچنان که در سال ۶۸ همه این اتفاقات افتاد.فکر می‌کنید که آیا ممکن است که ادبیات آقای موسوی و کروبی بازهم به موازات ادامه اعتراضاتی که از سوی برخی از مردم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و عملکرد نظام انجام می‌شود، تغییر کند؟بله. می‌شود کاملا پیش‌بینی کرد. با توجه به روند حوادثی که در طول این مدت شاهد آن بودیم، مجموعه حملاتی که توسط حاکمیت و رسانه‌های نزدیک به جریان اصولگرا صورت گرفت و همچنان تاکید روزافزون روزنامه کیهان، صدا و سیما و سایر رسانه‌های وابسته به حاکمیت، بر برخورد قضایی و محاکمه رهبران جنبش سبز، به نظر می‌رسد که باز هم ممکن است مواضع حاکمیت از این هم تندتر شود و بتواند به سمتی برود که به طور کلی رهبران جنبش از بخش اعظمی‌ از مفاهیمی‌ که در ماه‌های اول جنبش از آن‌ها به عنوان مفاهیم ارزشی و حفظ نظام و یا حتی آرمان‌های آیت الله خمینی از آن دفاع می‌کردند دست بردارند.فکر می‌کنید با این تغییر ادبیات، برخورد مقامات جمهوری اسلامی‌ با رهبران معترضین- یعنی آقایان موسوی و کروبی – چگونه خواهد بود؟بی‌شک این برخوردها شدیدتر خواهد شد. همان طور که شدیدتر هم شده است. نحوه سرکوب و خشونتی که در برابر معترضین در راهپیمایی ۱۳ آبان شاهد آن بودیم، خشن‌تر بود. از آن سو، شعارهای مردم هم تندتر شده بود. شاید تعداد جمعیتی که دراین راهپیمایی شرکت کرده بودند کمتر از راهپیمایی روز قدس بود، یا اینکه گسترده‌تر و پراکنده‌تر بود و انبوهی جمعیت نسبت به روز قدس کم‌تر دیده می‌شد، اما ضرب‌آهنگ شعارها و اعتراضات سیاسی ، شدیدتر و تندتر شده بود. به نظر می‌رسید که هم حاکمیت و هم معترضان بیش از پیش دارند تندتر می‌شوند و به سمت به چالش کشیدن مبانی نظری و فکری هم‌دیگر پیش می‌روند