کانون ایرانیان

‏نمایش پست‌ها با برچسب زرتشتيان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زرتشتيان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

آيين نامزدي در ميان زرتشتيان

ادرواوون (Adravvun) اصطلاحي گجراتي براي آيين پارسي* «نامزدي» است. عموماً خود والدين ازدواج‌ها را همراه با رضايت پسر و دختر ترتيب مي‌داده‌اند، اما اينك دختران و پسران غالباً پس از مشورت و راي‌زني با والدين، انتخاب خودشان را انجام مي‌دهند.

براي نامزدي، آيين رسمي مربوط به ازدواج، روز فرخنده‌اي تعيين مي‌شود. بخش اصلي اين آيين، مبادله‌ي دوجانبه‌ي جواهرآلات، سكه‌هاي نقره، و مجموعه لباس‌هاي نو است. زنان خانواده‌هاي دختر و پسر نيز در اين آيين ترانه‌هايي را درباره‌ي عروسي مي‌خوانند و مي‌سرايند. سپس زوج جوان براي درخواست و طلب بركت از اورمزد و آتش (پسر اورمزد) و اردي‌بهشت امهرسپند، به زيارت آتشكده مي‌روند. از آن پس، نوعروس نام خانوادگي داماد را مي‌پذيرد و در آيين‌هاي ديني، هميشه نام وي با نام داماد همراه و پيوسته مي‌گردد.



* به زرتشتيان مقيم هند، «پارسي» گفته مي‌شود.

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

زرتشتيان دمشق

كهن‌ترين شواهد مربوط به حضور زرتشتيان را در دمشق، Berossus، مورخ بابلي، فراهم آورده است كه مي‌گويد دمشق يكي از شهرهاي امپراتوري هخامنشي بود كه اردشير دوم (358-404 پ.م.) تن‌ديسي از آناهيتا (Anaitis) را در آن برپا ساخته بود. معبدي كه در آن تن‌ديس ياد شده نصب گرديده بود، احتمالاً بيرون از شهر و در نزديكي يكي از رودهايي كه از كوه‌هاي لبنان جاري مي‌شد و كرانه‌هاي آن مكان مناسبي براي پرستش يك ايزد رودخانه‌اي بود، قرار داشته است.
بنيان‌گذاري پرستشگاه مذكور نشان دهنده‌ي حضور شمار فراواني از مستعمره‌نشينان پارسي در اين منطقه‌ي بارخيز و جذاب است. واقعيت ديگري كه اين موضوع را ثابت مي‌كند، آن است كه در زمان فتوح اسكندر، استثنائاً، اين بخش از سوريه تحت حاكميت يك فرمان‌دار پارسي بود و نه بومي.
سپس، Polyaenus، مورخ رومي، از نيرنگي كه شاه سلوكي، آنتيوخوس يكم، براي ربودن دمشق از كف نيروهاي بطلميوسي به كار بسته بود، سخن مي‌گويد. اين روي‌داد ممكن است در 274 پ.م. از رخ داده باشد. مي‌توان پنداشت كه آنتيوخوس، كه خود يك نيمه ايراني بود (مادرش Apamaa يك نجيب‌زاده‌ي بلخي بود) و سربازاني ايراني در سپاه خويش داشت، با جشن‌هاي بزرگ زرتشتي آشنايي داشته، و گويا يكي از آن‌ها، قرار بوده در همان زمان برگزار شود. بر اين اساس، آنتيوخوس به سپاهيان‌اش و همه‌ي ساكنان حومه‌ي شهر فرمان داد كه دست و دل‌بازانه اين جشن «پارسي» را برگزار كنند. فرمان‌ده مصريان بطلميوسي حاكم بر دمشق، با آگاهي يافتن از برگزاري اين جشن و شادماني در پشت باروهاي شهر، از هشياري و مراقبت خود كاست، كه در پي آن، آنتيوخوس قادر به غافل‌گير ساختن نيروهاي مصري و تسخير شهر شد.
مدركي در دست نيست كه نشان دهد جمعيت زرتشتي تا چه زماني در دمشق به بقاي خود ادامه داده است. اما به طور كلي آشكار است كه فرزندان مستعمره‌نشينان پارسي در سرزمين‌هاي غربي امپراتوري پيشين هخامنشي، هويت قومي و دين خويش را به طور محلي تا سده‌هاي سوم و چهارم ميلادي و در برخي مناطق حتا تا سده‌‌ي ششم ميلادي حفظ كرده بودند. *

* M. Boyce, “Damascus”, in Encyclopaedia Iranica, vol. 6, 1993, p. 626