کانون ایرانیان

‏نمایش پست‌ها با برچسب سنگ‌نبشته‌. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سنگ‌نبشته‌. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

سنگ‌نبشته‌ي آرامگاه داريوش

بخش فوقاني آرامگاه داريوش بزرگ در «نقش رستم» داراي دو سنگ‌نبشته‌ي 60 سطري به زبان پارسي باستان است (معروف به سنگ‌نبشته‌هاي DNa و DNb). برگردان فارسي دومين بخش اين سنگ‌نبشته (DNb)، پيش از اين در گفتاري به نام "حكمت و حكومت از زبان داريوش" عرضه گرديده بود. در گفتار حاضر ترجمه‌ي فارسي نخستين بخش از سنگ‌نبشته‌ي آرامگاه داريوش كبير در نقش رستم فارس (DNa)‏، ارائه مي‌گردد. اين نبشته‌ي داريوش مشتمل است بر: ستايش اهوره مزدا، معرفي داريوش، بر شمردن سرزمين‌هاي خراج‌گزار شاهنشاهي پارس، فرونشاندن شورش‌ها و برقراري قانون و امنيت، سپاس‌گزاري از اهوره مزدا و دعا براي خود و خانواده‌اش، اندرز به مردمان.

بند 1. خداي بزرگ است اهوره مزدا، كه اين زمين را آفريد، كه آن آسمان را آفريد، كه براي انسان شادي آفريد، كه داريوش را شاه كرد، يك شاه از ميان بسيار، يك فرمان‌روا از ميان بسيار.
بند 2. من‌ام داريوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهاي دربردارنده‌ي همه‌ي تبارها، شاه در اين زمين بزرگ دوركران، پسر ويشتاسپ، يك هخامنشي، يك پارسي، پسر پارسي، يك آريايي، از تبار آريايي.
بند 3. داريوش شاه مي‌گويد: اين‌ها كشورهايي هستند كه من، به خواست اهوره مزدا، بيرون از پارس به دست آوردم؛ من بر آنان فرمان‌روايم؛ آنان براي من باج مي‌آورند؛ آن چه به آنان مي‌گويم، آن را مي‌كنند؛ [اين] قانون من است كه آنان را استوار نگاه مي‌دارد: ماد، ايلام، پارت، هرات، باختر، سغد، خوارزم، زرنگ، آرخوزيا، ستگيديا، گندرَ، سند، سكاهاي هئومه ورگه، سكاهاي تيگره خئوده، بابل، آشور، عربيه، مصر، ارمنستان، كاپادوكيه، ليديه، يونيه، سكاهاي فراسوي دريا، تراكيه، يوني‌هاي تَكه‌بر، ليبي‌ها، اتيوپي‌ها، مردمان مكران، كاري‌ها.
بند 4. داريوش شاه مي‌گويد: اهوره مزدا، هنگامي كه اين زمين را در آشوب ديد، آن گاه اين را به من سپرد، مرا شاه ساخت. من شاه‌ام. به خواست اهوره مزدا اين را در جايگاه خود نشاندم؛ آن چه را به آنان مي‌گفتم، آن را مي كردند، چنان كه خواست من بود. اما اگر مي‌انديشي كه: "چند كشور بودند كه داريوش شاه داشت؟"، بنگر به پيكره‌هايي كه تخت را مي‌برند، پس درخواهي يافت، پس اين بر تو دانسته خواهد شد: "نيزه‌ي مرد پارسي بسي دور فرارفته است"؛ پس اين بر تو دانسته خواهد شد: "مرد پارسي بسي دور از پارس دشمن را فرو زده است".
بند 5. داريوش شاه مي‌گويد: آن چه كرده شده است، همه‌ي آن را به خواست اهوره مزدا من كرده‌ام. اهوره مزدا مرا ياري داد، تا [اين] كار را كردم. باشد كه اهوره مزدا مرا از گزند بپايد، و خاندان‌ام را، و اين كشور را. اين [مرحمت] را از اهوره مزدا خواستارم؛ باشد كه اهوره مزدا اين را به من ارزاني دارد.
بند 6: اي مرد! مگذار فرمان اهوره مزدا بر تو زشت نموده شود؛ راه راست را رها مكن! آشوب‌گر مباش!

سنگ‌نبشته‌ي شاپور در حاجي آباد

كتيبه‌ي حاجي آباد، سنگ‌نبشته‌اي دو زبانه از شاپور يكم (70-239 م.) پادشاه ساساني است بر ديواره‌ي غار حاجي آباد. سنگ‌نبشته‌ي حاجي آباد را "رابرت كارپوتر" در 1818 م. در غار حاجي آباد، واقع در چند كيلومتري شمال تخت جمشيد، در محلي به نام شيخ علي يا تنگ شاه سروان، در مقابل روستاي حاجي آباد، كه نام اين متون از آن گرفته شده، كشف كرد. ارنست هرتسفلد در 1924 ترانوشت اين سنگ‌نبشته، و هنريك نيبرگ در 1945 ويرايش هر دو نگارش پارتي و پارسي ميانه‌ي آن را فراهم نمود.
متن اين سنگ‌نبشته، كه تيراندازي برجسته‌ي شاپورشاه را وصف مي‌كند، با يادآوري القاب كامل پادشاه آغاز مي‌گردد. در حضور شاهان و شاه‌زادگان و بزرگان و آزادگان، شاه شاهان تيري را به آن سوي توده‌سنگي كه دور از ديدرس و به عنوان آماج برپا شده بود، پرتاب مي‌كند و با وجود اين، تير را به هدف مي‌زند. پادشاه پس از آن بي‌درنگ فرمان مي‌دهد كه دومين توده‌سنگ در جهت معيني برپا شود. سپس اشخاص نيرومند را براي افكندن تيري به سوي آن توده‌سنگ، به هماوردي فرا مي‌خواند. اين كار نمايان شاه، كه فهم آن به ويژه از متن كوتاه چهارده سطري آن به پارتي و پانزده سطري آن به پارسي ميانه دشوار مي‌نمايد، مي‌بايست تأثير كلاني را بر دربار و اطرافيان آن نهاده باشد؛ چرا كه پادشاه فرمان داد هر دو نگارش اين سنگ‌نبشته در جايي ديگر، در حدود يك‌صد كيلومتري نخستين محل، در "تنگ براق"، بر صخره‌ي يك غار كنده‌كاري شود. اين دومين نبشته در 1956 كشف شد.*

در ادامه، ترجمه‌ي فارسي اين متن را بر اساس برگردان انگليسي ديويد مكنزي (BSOAS 41/3, 1978: 499-507) مي‌خوانيد:
«اين [شرح] تيرافكني من است: مزداپرست، خدايگان، شاپور، شاه شاهان ايرها [= آريايي‌ها] و انيرها، كه تبارش از ايزدان است؛ پسر مزداپرست، خدايگان، اردشير، شاه شاهان ايرها، كه تبارش از ايزدان است؛ نوه‌ي خدايگان، پاپك، شاه. و هنگامي كه ما اين تير را افكنديم، پس ما اين را در پيشگاه شاهان و شاه‌زادگان و بزرگان و آزادگان انداختيم. و ما پاهاي‌مان را بر اين شكاف [متن پارتي: صخره] نهاديم و تير را فراسوي آن توده‌سنگ افكنديم. ولي آن محلي كه تير [بدان جا] انداخته شده بود، جايي بود نه هم‌چو اين، چه، [اين] توده‌سنگي چيده و برپا شده بود، [و] اين [از] بيرون آشكار بود (؟). پس ما فرمان داديم كه توده‌سنگي ديگر در اين راستا چيده شود. [اينك] هر كه قوي‌دست بُوَد، بيايد پاي بر اين شكاف [صخره] بگذارد و تيري به سوي آن توده‌سنگ بيافكند. پس هر كه تيري را به آن توده‌سنگ بيافكند، [به راستي] قوي‌دست است».

* P. Gignoux, s.v. "Hajiabad I. The inscriptions", in: Encyclopaedia Iranica, vol. XI/5, 2003


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ هر نوع اقتباس يا نقل قول از مطالب اين تارنما بدون ذكر منبع و مأخذ آن (نام و نشاني تارنما و پديد آورنده‌ي آن) خلاف اصول اخلاقي و مدني است. بكوشيم با احترام گزاري به حق مالكيت معنوي پديد آورندگان آثار فرهنگي و هنري، شعورمندي، بلوغ فكري و مدنيت خود را احراز و اثبات كنيم.

۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

سنگ‌نبشته‌ي داريوش در شوش

سنگ‌نبشته‌ي پارسي باستان معروف به DSe، بنانبشته‌اي متعلق به كاخ داريوش كبير در شوش است. محتواي اين نبشته‌ي ارزشمند، وجوه بسيار جالب توجهي را از منش فردي، اصول درخشان جهان‌داري، و انديشه‌هاي مردم‌دارانه‌ي سياسي داريوش بزرگ به نمايش مي‌گذارد و خواننده را با انديشه‌ و كردار ستايش‌برانگيز و بي‌مانند بزرگ‌ترين پادشاه تاريخ ايران آگاه مي‌سازد.
ترجمه‌ي فارسي اين سنگ‌نبشته، برپايه‌ي برگردان انگليسي "رولند كنت" و مقابله با متن پارسي باستان آن فراهم آمده است:

7-1: خداي بزرگ است اهوره مزدا، كه اين زمين را آفريد، كه آن آسمان را آفريد، كه شادي را براي انسان آفريد، كه داريوش را شاه كرد، يك شاه از [ميان] بسيار، يك فرمان‌روا از [ميان] بسيار.
14-7: منم داريوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهاي دربردارنده‌ي همه‌ي نژادها، شاه در اين زمين بزرگ دوركران، پسر ويشتاسپ، يك هخامنشي، يك پارسي، پسر پارسي، يك آريايي، از تبار آريايي.
30-15: داريوش شاه مي‌گويد: اين‌ها كشورهايي هستند كه من، به خواست اهوره مزدا، بيرون از پارس فروگرفته‌ام؛ من بر آنان پادشاه‌ام؛ آنان براي‌ام خراج مي‌آورند؛ آن چه را بدانان مي‌گويم، همان را مي‌كنند؛ قانون من، كه آنان را پاس مي‌دارد، [چنين است]؛
ماد، ايلام، پارت، هرات، باختر، سغد، خوارزم، زرنگ، آرخوزيا، ستگيديا، مكران، هند، [سرزمين] سكاهاي هوم‌ستا، [سرزمين] سكاهاي تيزخود، بابل، آشور، عربيه، مصر، ارمنستان، كاپادوكيه، لوديه، [سرزمين] ايونيه‌اي هاي كنار دريا و آن سوي دريا، تراكيه، ليبي، اتيوپي، كاريه.
41-30: داريوش شاه مي‌گويد: بدكاري‌هاي بسياري بود كه نيكو ساختم. كشورها در آشوب بودند. يكي، ديگري را مي‌زد. سپس به خواست اهوره مزدا چنان كردم كه يكي، ديگري را هرگز نزند. [اينك] هر كسي در جايگاه خويش است. قانون من - كه [خطاكاران] از آن مي‌ترسند - چنان است كه توانا، ناتوان را نزند و نكُشد.
49-41: داريوش شاه مي‌گويد: دست‌ساخته‌ها (= بناها) ي بسياري را كه پيش‌تر از جايگاه‌شان برون آمده بودند، به خواست اهوره مزدا، در جايگاه خود نهادم. شهركي به نام [++++]، باروي آن به سبب كهنگي فروريخته بود، [و] پيش از اين بازسازي نشده بود، از آن [زمان] تاكنون، پس من باروي ديگري را ساختم.
52-49: داريوش شاه مي‌گويد: باشد كه اهوره مزدا و ديگر ايزدان، مرا و خاندان مرا، و آن چه را كه نبشته‌ام بپايد.