هر چند داريوش كبير فتوح پيشينياناش را يكپارچه نمود و بدان افزود، اما وي بزرگترين سهم خويش را در تاريخ پارس، به عنوان يك “مدير” برقرار ساخت. او سازماندهي امپراتوري را، كه كورش كبير آغازگر آن بود، در داخل ساتراپيهايي كامل نمود، و خراجهاي ساليانهي حاصل از هر ايالت را تثبيت كرد. در طي دوران فرمانروايي داريوش كبير، طرحهاي بلندپروازانه و دورانديشانهاي براي توسعه و ترقي دادوستد و بازرگاني پادشاهي به اجرا گذاشته شد. سكهزني، اوزان، و مقياسها قاعدهمند شدند و راههاي زميني و دريايي گسترش يافتند. گروهي گسيل شده به رهبري اسكولاكس كارياندايي با كشتي در رود سند به حركت درآمد و راهي دريايي را از دهانهي آن به مصر جست و جو كرد، و كانالي از رود نيل به درياي سياه – كه احتمالاً كار آن در زمان رهبر سركردگان دلتاي مصر، نَخوي يكم (سدهي 7 پ.م.)، آغاز شده بود، در زمان پادشاهي داريوش كبير بازسازي و تكميل گرديد.
بدين سان، در حالي كه اقداماتي براي متحدسازي مردمان گوناگون امپراتوري به وسيلهي يك سازمان اداري يكپارچه به انجام رسيد، داريوش الگوي كورش كبير را در حرمت نهادن به نهادهاي محلي ديني دنبال نمود. وي در مصر، شماري از القاب افتخاري مصر را پذيرفت و به طور جدي از آيينهاي مصري پشتيباني نمود. وي براي خداي آمون (Amon) در واحهي خارگه پرستشگاهي ساخت، معبدي را به ادفو (Edfu) وقف نمود، و در ديگر معابد بازسازيهايي را به انجام رساند. داريوش به مصريان اجازه داد كه آموزشكدهي پزشكي معبد ساييس (Saia) را دوباره برپا سازند، و به شهربان خود در مصر براي تدوين قوانين مصري، فرمان به مشاوره با روحانيان محلي داد. وي در سنتهاي مصري يكي از قانونگذاران و نيكوكاران بزرگ كشور به شمار آمده است. داريوش كبير در 519 پ.م.، بر طبق فرمان پيشين كورش كبير، به يهوديان اجازه داد كه معبد اورشليم را مجدداً بنا كنند. بنا به ديدگاه برخي منابع موثق، باورهاي ديني شخص داريوش، چنان كه در سنگنبشتههاي وي بازتاب يافته است، تأثيرپذيري از آموزههاي زرتشت را نشان ميدهد، و معمول سازي دين زرتشت به عنوان دين دولتي پارس، به او نسبت داده ميشود.
داريوش بزرگترين معمار شاهانهي دودمان خويش بود، و طي دوران پادشاهي او، معماري سبك و شيوهاي را به خود گرفت كه تا پايان امپراتوري پارس بدون تغيير ماند. در 521 پ.م. داريوش كبير شوش را پايتخت خود ساخت، و در آن باروهايي را بازسازي كرد و تالار بار (آپادانا) و كاخي مسكوني بنا نمود. سنگنبشتههاي بنيانگذاري كاخ داريوش در شوش توضيح ميدهند كه وي چگونه مواد و مصالح و هنرمندان را براي كار در اين مجموعه از همهي نواحي امپراتوري گرد آورد. در تخت جمشيد، در زادبوماش فارس، وي اقامتگاه شاهانهي جديدي را به منظور منتقل نمودن پايتخت پيشين در پاسارگاد، بنيان نهاد. باروها، آپادانا، تالار شورا، و كاخ مسكوني تخت جمشيد به داريوش كبير منسوباند، اگر چه اين بخشها در زمان حيات او كامل نشدند. وي بناهايي نيز در همدان و بابل برپا نمود. *
نمایش پستها با برچسب مديريت. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب مديريت. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه
ضعف مديريت يا سوء نيت ملي؟! - افشاگري شگفتي آور يك ادميرال روس و تفسيرهايي که پيرامون آن شده بود
گزارش 25 مه 2004 «نوايا گازتا» درباره افشاگري يك درياسالار روس از بي اعتنايي مقامات بالاي اين كشور به يك موضوع حساس دفاع ملي، در جهان با شگفتي خاص تلقي شده و بيشتر رسانه ها به نقل اين افشاگري پرداخته و بر آن تفسير هاي متعدد نوشته بودند.
ادميرال گنادي سوچكوف فرمانده ناوگان روسيه در درياي شمالي اين كشور ضمن اين افشاگري گفته بود: مهمترين اسلحه دفاعي ما كه قدرتمان فعلا متكي به آن است و همين قدرت هنوز باعث مراعات احوالمان از سوي ملل نيرومند مي شود، زيردريايي هاي «توفان كلاس» است كه با 27 هزار و پانصد تن وزن و هركدام داراي 20 موشك دور پرواز اتمي بزرگترين زير دريايي هاي جهان و موثرترين سلاح استراتژيك بشمار مي روند. براي ساختن هريك از اين زيردريائي ها، شوروي سابق نزديك به صد ميليون دلار از گلوي مردم بريد و هزينه كرد. ناوگان درياي شمال سه فروند از اين زيردريايي ها در اختيار دارد. دستگاه الكترونيك پرتاب هر موشك بايد دائما تبديل به احسن شود. اخيرا براي اين كار تقاضاي يك ميليون و يكصد هزار دلار اعتبار كردم. در عوض تامين اين اعتبار كوچك، درياسالار ولاديمير كورويدوف از جانب نيروي دريايي روسيه دستور داد كه اين زيرديايي هاي حياتي را از رده خارج و در گوشه اي پارك كنند كه نتيجه اش زنگ خوردن و اوراق شدن و محروم شدن روسيه از مهمترين ابزار دفاع از خود خواهد بود!.
رسانه هايي كه اين واقعيت تلخ را تفسير كرده بودند نوشته بودند كه خواندن اين خبر آنها را نسبت به آن چه كه در روسيه مي گذرد دچار ترديد كرده است. هيچ دولتي در جهان بحراني امروز از ابزارهاي دفاعي خود دست برنمي دارد مگر اين كه ماموريت خودكشي و تجزيه كشور را داشته باشد. اين درياسالار كه متهم به افشاء اسرار نظامي شده دست به عمل استثنايي زده و به خود جرات داده كه اين ضعف بزرگ مديريت را در روسيه فاش كند، ممكن است از اين قبيل اشتباهات زياد انجام شده باشد و دولت يك كشور فدرال كه به دلايل گذشته اش دشمنان بالقوه متعدد هم دارد نبايد چنين گاف كند، مگر اين كه تعمد دركار باشد.
برخي از اين مفسران با توجه به اين افشاگري، به گزارشهاي مطبوعات غرب در مورد ظهور احتمالي و مجدد ناسيوناليسم روس (پس از دهها سال تفكر انترناسيوناليسم و غير وطني) ابراز ترديد كرده و نوشته بودند كه رسانه هاي غرب به دلايلي، تجديد حيات وطندوستي در روسيه را بزرگ كرده اند.
يک مورخ در اين زمينه چنين ابراز نظر کرده بود: افشاگري درياسالار «گنادي سوچكوف» فرمانده ناوگان شمالي روسيه اين ترديد را تقويت كرده است كه هنوز در اين كشور نيروها و عواملي هستند كه نمي گذارند روسها كمر راست كنند و وطندوستي و نگران ميهن بودن در روسيه پس از 13 سال (از زمان فروپاشي شوروي) هنوز آن طور كه رسانه هاي غرب از آن با آب و تاب سخن به ميان مي آورند از خواب 70 و چند ساله بيدار نشده و فرهنگ «هركس به فكر خويش بودن» كه نتيجه ماديگري است هنوز در اين جامعه ريشه هاي خود را حفظ كرده است!
ادميرال گنادي سوچكوف فرمانده ناوگان روسيه در درياي شمالي اين كشور ضمن اين افشاگري گفته بود: مهمترين اسلحه دفاعي ما كه قدرتمان فعلا متكي به آن است و همين قدرت هنوز باعث مراعات احوالمان از سوي ملل نيرومند مي شود، زيردريايي هاي «توفان كلاس» است كه با 27 هزار و پانصد تن وزن و هركدام داراي 20 موشك دور پرواز اتمي بزرگترين زير دريايي هاي جهان و موثرترين سلاح استراتژيك بشمار مي روند. براي ساختن هريك از اين زيردريائي ها، شوروي سابق نزديك به صد ميليون دلار از گلوي مردم بريد و هزينه كرد. ناوگان درياي شمال سه فروند از اين زيردريايي ها در اختيار دارد. دستگاه الكترونيك پرتاب هر موشك بايد دائما تبديل به احسن شود. اخيرا براي اين كار تقاضاي يك ميليون و يكصد هزار دلار اعتبار كردم. در عوض تامين اين اعتبار كوچك، درياسالار ولاديمير كورويدوف از جانب نيروي دريايي روسيه دستور داد كه اين زيرديايي هاي حياتي را از رده خارج و در گوشه اي پارك كنند كه نتيجه اش زنگ خوردن و اوراق شدن و محروم شدن روسيه از مهمترين ابزار دفاع از خود خواهد بود!.
رسانه هايي كه اين واقعيت تلخ را تفسير كرده بودند نوشته بودند كه خواندن اين خبر آنها را نسبت به آن چه كه در روسيه مي گذرد دچار ترديد كرده است. هيچ دولتي در جهان بحراني امروز از ابزارهاي دفاعي خود دست برنمي دارد مگر اين كه ماموريت خودكشي و تجزيه كشور را داشته باشد. اين درياسالار كه متهم به افشاء اسرار نظامي شده دست به عمل استثنايي زده و به خود جرات داده كه اين ضعف بزرگ مديريت را در روسيه فاش كند، ممكن است از اين قبيل اشتباهات زياد انجام شده باشد و دولت يك كشور فدرال كه به دلايل گذشته اش دشمنان بالقوه متعدد هم دارد نبايد چنين گاف كند، مگر اين كه تعمد دركار باشد.
برخي از اين مفسران با توجه به اين افشاگري، به گزارشهاي مطبوعات غرب در مورد ظهور احتمالي و مجدد ناسيوناليسم روس (پس از دهها سال تفكر انترناسيوناليسم و غير وطني) ابراز ترديد كرده و نوشته بودند كه رسانه هاي غرب به دلايلي، تجديد حيات وطندوستي در روسيه را بزرگ كرده اند.
يک مورخ در اين زمينه چنين ابراز نظر کرده بود: افشاگري درياسالار «گنادي سوچكوف» فرمانده ناوگان شمالي روسيه اين ترديد را تقويت كرده است كه هنوز در اين كشور نيروها و عواملي هستند كه نمي گذارند روسها كمر راست كنند و وطندوستي و نگران ميهن بودن در روسيه پس از 13 سال (از زمان فروپاشي شوروي) هنوز آن طور كه رسانه هاي غرب از آن با آب و تاب سخن به ميان مي آورند از خواب 70 و چند ساله بيدار نشده و فرهنگ «هركس به فكر خويش بودن» كه نتيجه ماديگري است هنوز در اين جامعه ريشه هاي خود را حفظ كرده است!
اشتراک در:
پستها (Atom)