کانون ایرانیان

‏نمایش پست‌ها با برچسب گويش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گويش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

گويش اردستانی

"اردستاني"، گويشي كه در شهر كوچك اردستان (واقع در استان اصفهان) بدان سخن گفته مي‌شود، به گروه گويش‌هاي مركزي ايران تعلق دارد، اما به نظر مي‌رسد كه اين گويش جايگاهي انتقالي در ميان گويش‌هاي شمالي (از كاشان تا نطنز) و گويش‌هاي جنوبي ايران (از نايين تا يزد) دارد.

+ نمونه‌هاي از واژگان گويش اردستاني: (aa = آ)
ro: روز ut: آرد mur: مار
kut: كارد je: زير rij: ريختن
jen: زن ye: جو orosh: فروش
huk: خاك holle: عقاب xol: خاكستر
faaiz: پاييز pelu: پل vaaju: بازار
sunna: سوزاندن meli: گربه jaaj: پيله
dot: دختر lorch: شعله aanne: جمعه
kue: سگ lu: روباه ereshnid: شنيدن
hilok: گودال veshe: گرسنه marji: عدس
viye: پروانه maar: مادر viyu: جدا
lart: چراگاه varang: برنج xuaar: خواهر
zumu: داماد tanandu: عنكبوت uz: گردو
dilaa: عروسي

گويش اورماني

گويش "اورمان/ Avroman" (منطقه‌اي كوهستاني در مرز غربي استان كردستان)، به كردي: Hawraami، كهن‌وش ترين گويش گروه "گوراني" است. همه‌ي گويش‌هاي گوراني شماري اشكال آواشناختي نشان مي‌دهند كه آن‌ها را به گويش‌هاي مركزي ايران پيوند مي‌دهد و از زبان كردي متفاوت مي‌سازد. در حالي كه منطقه‌ي اصلي زبان گوراني، در غرب كرمانشاه، جزيره‌اي در ميان دريايي از گويش‌هاي گسترده‌ي كردي است، اينك هورامان (Hawraamaan) جزيره‌ي مستقل كوچكي را در جنوب اين پهنه تشكيل مي‌دهد. با وجود اين، آشكار است كه گويش‌هاي كردي مجاور، به منطقه‌ي بسيار پهناورتر گوراني نفوذ و رخنه كرده‌اند و آن را به طور چشم‌گيري، به مرور، تحت تأثير قرار داده و واژگان بسياري را با هم مبادله و داد و ستد كرده‌اند.

+ نمونه‌هاي از واژگان گويش اورماني: (aa = آ؛ zh = ژ)
yama: جو waa: باد wahaar: بهار
wis: بيست waarday: خوردن waastay: خواستن
witay / us: خوابيدن we: خود yaage: جا
yaaw: رسيدن haana: چشمه bara: در
aasin: آهن aaska: آهو zaanaay: دانستن
zamaa: داماد zhani: زن zhiw: زيستن
soch: سوختن waach: سخن گفتن wech: بيختن
siaaw: سياه

گويش به‌ دينان

گويش "به‌دينان" يكي از گويش‌هاي مركزي ايران است كه "به‌دينان" (= مردم نيك‌دين)، يعني زرتشتياني كه در يزد و كرمان و شهرك‌ها و روستاهاي پيرامون آن زندگي مي‌كنند، يا از آن منطقه آمده‌اند، بدان سخن مي‌گويند. اين گويش را خود به‌دينان "دري" مي‌خوانند و ديگران "گبري" (gawr در گويش به‌دينان ="مرد زرتشتي"؛ gabr در فارسي ="كافر، آتش‌پرست").
اين گويش عضوي از زنجيره‌ي گويش‌هاي مركزي ايران است اما تأثيراتي را نيز از ديگر گروه‌هاي گويشي نشان مي‌دهد، و بيش‌تر شبيه به گويش يهودي يزد و كرمان است، هر چند از اين گويش جدا و متمايز است. در گويش به‌دينان، به سبب دچار شدن به فرايند يك‌نواخت سازي متناسب با تأثيرات زبان فارسي، يا به طور مستقيم‌تر، گويش محلي جمعيت مسلمان، تفاوت‌هايي در واژگان و همه‌ي سطوح دستور زبان آن پديد آمده است. در عين حال، اين گويش دچار تغييرات تدريجي فزاينده‌اي است، و در ميان مهاجراني كه به مراكز شهري بزرگ در غرب، و هند، رفته‌اند، رو به نابودي.
تا سال 1975 حدود 25 هزار زرتشتي در ايران وجود داشت كه 19 هزار تن از آنان در تهران، و كمابيش 4 هزار نفر در يزد و پيرامون آن زندگي مي‌كردند. تا اواسط دهه‌ي 1980، جمعيت زرتشتيان به كم‌تر از 20 هزار نفر كاهش يافت و عملاً از اين شمار، كسي در كرمان باقي نماند (G. Windfuhr, EIr. IV:105).
گويش به‌دينان به طور كلي به دو گروه كرماني و يزدي تقسيم مي‌شود، كه در ادامه با برخي مشخصات آن آشنا مي‌شويد (aa = آ، x = خ):
كرماني: vaaj / يزدي: voj = گفتن
كرماني: zomaad / يزدي: zomod = داماد
كرماني: saba / يزدي: sva = سگ
كرماني - يزدي: z(o)van = زبان
كرماني: xow / يزدي: xarm = خواب
كرماني: po(o)rer / يزدي: po(o)r = پسر
كرماني: doter / يزدي: dot = دختر
كرماني: chu / يزدي: chuv = چوب
كرماني: cham / يزدي: chem = چشم
كرماني - يزدي: dasht = دست
كرماني: yen = زن
كرماني: aaw / يزدي: wow = آب
كرماني - يزدي: gosh = گوش
كرماني: braar / يزدي: d(e)ver = برادر
كرماني: estaare / يزدي: sora = ستاره
كرماني: pedar / يزدي: bder = پدر
كرماني: keda / يزدي: xda = خانه
+ ضماير:
me = من / ta = تو / in = او / mo = ما / suma = شما / iye = ايشان
+ جملات:
az yoga-sh e belend sho (از جاي‌اش بلند شد).
Osh-vot (او گفت).
Eze sho-e (من ديروز رفتم).
Mo sha shinod-im (مي‌توانيم بشنويم).
Miye ke-n-it (كي هستيد؟).

۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

گويش انارکی

"انارك" شهركي با 2100 نفر جمعيت در منطقه‌ي بيابانك، واقع در شمال شرقي شهر نايين است. گويش اناركي پيوند نزديكي با گويش نايين دارد، و هر دو اعضاي شبكه‌ي هم‌تافته‌اي از گويش‌هاي محلي هستند كه عموماً «گويش‌هاي مركزي» ايران خوانده مي‌شوند.
+ برخي از واژگان گويش اناركي (aa = آ؛ x = خ):
Ker / Kert: كردن
Keft: افتادن
Waaf / waat: گفتن
Hanik / hanikishtan: نشستن
Mali: بسيار
Engoli: انگشت
Enju: زن
Mul: گردن
Yoshnow / yoahnuft: شنيدن
Masa: بزرگ
Werf: برف
Yumu: لباس
Mallu: گربه
Ber: در
Zuma: داماد
Sibi: سگ
Zuun: زبان
Horsh: فروختن Xu: خواهر
Ko: كوه
Mer: مرد

+ ضماير:
mu : من
tu : تو
u / I : او
maa : ما
shemaa : شما
uhaa / ihaa : ايشان

+ صرف فعل win / di (= ديدن):
زمان حال:
mu I-win-I (مي‌بينم)
گذشته‌ي استمراري:
mu m-I-di (مي‌ديدم)
گذشته‌ي ساده:
mu m-I-di (ديدم)
گذشته‌ي بعيد:
mu m-I-di-y-a bi (ديده بودم)