بيستم ژوئيه 1973 كنگره آمريكا با تصويب قانون اختيارات جنگ تحت عنوان«War Powers Act» اختيار رئيس جمهور در مورد آغاز جنگ را محدود كرد. اين قانون تاكيد دارد: رئيس جمهور آمريكا تنها درصورتي مي تواند در خارج از كشور نيرو وارد جنگ كند كه قبلا مجوز آن را از كنگره دريافت كرده باشد و همچنين درصورتي كه آمريكا مورد حمله نظامي قرارگرفته و يا تهديد نظامي بسيار جدّي باشد. در اين صورت نيز رئيس جمهور بايد ظرف 48 ساعت كنگره را از اقدام خود آگاه سازد و نمي تواند بدون دريافت مجوز اعلان جنگ دهد و يا بيش از 60 روز نيروها را در جنگ نگهدارد.
اين قانون در پي مشاهده نارضايتي مردم آمريكا از جنگ ويتنام به تصويب كنگره اين كشور رسيد. اعضاي كنگره طرح آن را به صورت يك قطعنامه فوري به كنگره داده بودند.
فقر و گدايي در افغانستان در تابستان 2008
با توجه به همين محدوديت بود كه دولت جورج بوش براي حمله نظامي به عراق، به دادن گزارش هايي به كنگره مجبور شد كه بعدا معلوم شد نادرست و احيانا ساختگي بوده اند و دولت وقت عراق تهديدي براي آمريكا نبود و سلاح كشتار جمعي نداشت و قادر به توليد آن هم نبود. اصحاب نظر گفته اند كه تشديد عمليات نظامي در افغانستان هم اگر پيچيده تر شود و شدت بيشتري يابد با موانع قانوني (در آمريكا و سطح جهان) رو به رو خواهد شد. به اظهار اين صاحبنظران كه گفته هايشان در رسانه ها منعكس شده است، اگر هدف از عمليات نظامي در افغانستان دفع بن لادن و گروه او ـ القاعده باشد؛ اين كار طبق موازين بين المللي امري داخلي و از وظايف پليس كشور مربوط (افغانستان) است و نياز به لشكر كشي «ناتو» ندارد كه چنين عمليات باعث وارد آمدن تلفات به غيرنظاميان و ويراني تدريجي كشور خواهد شد. بهانه دولت مسكو در دهه 1980 از لشكركشي به افغانستان اخراج مجاهدان بود و مخالفان اصلي اين لشكركشي كه به دعوت دولت وقت كابل صورت گرفته بود همين كشورهاي عضو «ناتو» بودند. ادامه عمليات ناتو در افغانستان مشروعيت دولت كابل را زير سئوال خواهد برد. اين استدلال كه عوامل بن لادن حوادث 11 سپتامبر 2001 را در آمريكا بوجود آوردند و آمريكا حق دارد در كشور فقر و جنگزده افغانستان كه گفته شده است بن لادن درآنجا پنهان شده است وارد عمليات نظامي شود مبناي حقوقي ندارد. بيشتر كساني كه حوادث 11 سپتامبر را به وجود آوردند اتباع دولت سعودي بودند؛ با اين استدلال پس آمريكا بايد در كشور سعودي هم وارد عمليات نظامي مشابه شود. در طول تاريخ و به ويژه در قرن بيستم اتباع بسياري از دولتها در كشور ديگر دست به ترور زدند، ولي لشكر كشي صورت نگرفت. شبكه اي كه در روسيه فعاليت داشت در ساير كشورها چند مقام ارشد ازجمله رئيس جمهور فرانسه را ترور كرد ولي قشون كشي مشاهده نشد. در يك مورد تقريبا مشابه در شهر سرايوو، كه دولت اتريش در صدد مداخله برآمد ديديم كه منجر به جنگ جهاني اول شد.
ترديد است که هدف واقعي «ناتو» از استقرار نظامي در افغانستان گرفتن «بن لادن» باشد! که وظيفه پليس محلي است، نه تانک و هلي کوپتر هاي نيروي خارجي
بيستم ژوئيه 1960 و درپي ورود چند واحد سرباز بلژيكي به كنگو، پاتريس لومومبا رئيس دولت كنگو از دولت شوروي خواست كه براي اخراج بلژيكي ها نيرو به آن كشور بفرستد. كنگو كه مستعمره بلژيك بود تازه كسب استقلال كرده بود و هنور داراي ارتش نشده بود و صاحبان بلژيكي معادن الماس فرمانداران يكي ـ دو ايالت كنگو را كه داراي الماس بودند وادار به نافرماني كرده و اين معارضه به دولت بلژيك بهانه داده بود تا به كنگو نيرو بفرستد. دولت هاي عضو «ناتو» پس از دريافت اين خبر كه لومومبا از مسكو درخواست فرستادن نيرو كرده است چنان برآشفتند و نماينده به مسكو فرستادند كه جهان نگران برخورد شرق و غرب شد. دولت وقت مسكو كه نسبت به گذشته روش ملايمتري در پيش گرفته بود به جاي سرباز، به لومومبا وعده ارسال اسلحه و مستشار نظامي داد كه چين در اين مورد پيشدستي كرد و اسلحه مورد نياز لومومبا را تامين كرد. اما، به محض اينكه غرب اطمينان حاصل كرد كه مسكو به كنگو سرباز نخواهد فرستاد، بناي مداخله در كنگو را گذارد كه سرآغاز مسائل آفريقا پس از استقلال يافتن كشورهايش شد، مسئله اي كه هنوز در همه جاي آفريقا حل نشده است.
افغانستان عراق نيست. افغانستان به دريا راه ندارد و بمانند عراق، همسايگانش دوستان «ناتو» نيستند. مناطق شمال غربي پاكستان پاتان نشين (پشتون ـ افغان نشين) هستند كه رابطه چندان حسنه با دولت اسلام آباد ندارند. فراموش نشود كه چين همسايه ديوار به ديوار افغانستان است و پيش بيني شده است كه پس از انجام بازيهاي المپيك، در قبال تشديد مداخله نظامي غرب بي واكنش باقي نخواهد ماند. همچنين لازم است كه اعضاي ناتو قرارداد پاريس (مربوط به تجزيه هرات از ايران) و شرايط آن را به دقت بخوانند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر