کانون ایرانیان

۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

درگذشت محمدظاهر شاه ـ موضوع ايجاد كنفدارسيون ايرانيان


23 ژوئيه 2007 «محمدظاهر شاه» پادشاه پيشين افغانستان در 92 سالگي در شهر كابل درگذشت. درگذشت او در پي يك بيماري طولاني دستگاه گوارش اعلام شده بود. محمدظاهر كه در نيمه اكتبر 1914 به دنيا آمده بود در سال 1933 پس از ترور پدرش، پادشاه شده بود و تا سال 1973 به مدت 40 سال بر افغانستان سلطنت كرده بود. در اين سال، سردار محمدداوود عموزاده و شوهر خواهرش كه نخست وزير افغانستان بود از غيبت كوتاه او كه به ايتاليا رفته بود استفاده كرد و با يك كودتاي بدون خونريزي نظام حكومتي افغانستان را از سلطنت به جمهوري تغيير داد و خود رئيس جمهور شد. با اين كودتا، آرامش از افغانستان رخت بربست. محمدظاهر كه چهار پسر و دو دختر از او باقي مانده اند در سال 2002 و پس از سقوط حكومت طالبان، از ايتاليا به كابل بازگشت ولي ادعاي سلطنت نكرد. او كه براي تحكيم حكومت حميد كرزاي (كه از بستگان دور او است) تلاش كرد از مجلس افغانستان لقب «پدر افغان» گرفت و اجازه يافت كه تا پايان عمر در كاخ سلطنتي زندگي كند. محمدظاهر در طول تبعيد در ايتاليا، از كمك مالي شاه وقت ايران برخوردار بود.
محمدظاهر كه در طول سلطنت خود بر بي طرفي و عدم تعهد افغانستان پاي مي فشرد يك بار تلاش كرد تا سرزمين هايي را كه انگلستان در دوران سلطه خود بر هندوستان از افغانستان جدا ساخته و اينك ضميمه پاكستان و پاتان نشين (پشتون) هستند بازگرداند از جمله منطقه خودمختار «وزيرستان» را كه در سال 2007 گفته شده است مخفيگاه بن لادن است. اين تلاش، در دهه 1960 افغانستان و پاكستان را در آستانه يك جنگ قرارداده بود كه اگر آغاز شده بود؛ گسترش مي يافت زيرا كه مسكو از افغانستان و واشنگتن از پاكستان حمايت مي كرد و دولت وقت ايران دچار سردرگمي عجيبي شده بود زيرا كه از يك طرف با پاكستان قرارداد دفاعي داشت و از سوي ديگر، افغانها را ايراني مي دانست، لذا دست به ميانجيگري زد و موفق شد. در جريان همين ميانجيگري بارديگر از ايجاد كنفدراسيون ايران و افغانستان مركب از دو كشور كاملا مستقل سخن به ميان آمد كه ايران به خواست غرب، قضيه تقسيم درآمد نفت را پيش كشيد و موضوع به تدريج منتفي شد. در آن زمان، غرب از آن بيم داشت كه پس از ايجاد كنفدراسيون، ايران مدعي بلوچستان شرقي و افغانستان مدعي مناطق پاتان نشين پاكستان شود و اين كشور كه تنها به دليل مسلمان بودن مردم آن از شبه قاره هند جدا شده و استقلال يافته فروبپاشد. مسكو هم ار آن هراس داشت كه پس از تاسيس كنفدراسيون، تاجيكهاي «فرارود» بارديگر طغيان كنند و براي پيوستن به كنفدراسيون از شوروي جدا شوند. احمدشاه مسعود در دهه 1990 (همانند پدرش در نيمه اول قرن بيستم) تلاشهايي در اين زمينه بعمل آورد كه با قتل او در سپتامبر سال 2001 قضيه مسكوت ماند
در سالهاي اخير باز تلاشهايي در اين زمينه و مخصوصا از ناحيه تاجيكها (پارسيان) بعمل آمده و تشكيل جبهه ملي افغانستان كه برادر احمدشاه و پسر محمدظاهر شاه و بسياري از تاجيكيان در آن شركت دارند ظاهرا در همين راستاست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر