کانون ایرانیان

‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسفه فروهر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسفه فروهر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

فلسفه فروهر

در گاثاها نامياز فروهر نيامده است و تنها در يسنا‏هات 26 و در
فروردين يشت به اين نام برميخوريم. در بندهاي چهارم يسنا، ‏هات 26 از پنج بنياد يا
پنج نيروي مردمان ياد ميشود، و اين پنج نيرو: جان، دين، بوي، روان و فروهر است.


جان در اوستا،
اهو،
سرمايه زندگي است.


دين در اوستا دئنا از ريشه " دي " برآمده است و همان " ديدن " و
نگرش دروني است که مردمان به بيرون و فراخناي جهان دارند! و به سخني ديگر پيوندي
است که هر زنده و باشنده با آفرينش و جهان استوار ميکند. و اين بجز از کيش و آيين
است که فرمان آن از جهان بيرون به اندرون مغز و انديشه و روان ميآيد .


بوي همان است که از بساوايي و شنوايي و چشايي و ... بر ميآيد و کارهاي تن را سامان
ميدهد و هوش و وير
و جز آن وابسته بدان اند .


بوي در اوستا
بَئوذَ
و در پهلوي
بُوذ
(همسنگ تُند) درفارسي دري بوي (به همان سنگ) خوانده ميشده است .


روان در اوستا
اوروَن
است و گزيدن نيکي‏ها از بدي‏ها و پالايش انديشه از پليدي‏ها با او است. و همان است
که در جهان مينوي (انديشه، معنوي) بهره درستکاري‏ها يا زشتکاري‏هاي خويش را ميبيند!
پنجمين نيروي پديد آورنده مردمان، فروهر است که در اوستا
فَرَوشي
و در فارسي
فرَوَرد
است و نام فروردين و فروردينگان از آن برآمده است، و با آنکه نام فارسي آن در
نوشته‏هاي نخستين چنين است، امروزه در نزد ما همان نام پهلوي آن روان است زيرا که
موبدان و نويسندگان و گزارندگان نامه‏هاي ديني و اوستا همگان آنرا به پهلوي
مينوشتند و ميخواندند .


چنانکه ديده ميشود برخي از پديده‏هاي هستي داراي برخي از اين پنج
نيرو نيستند و از آن ميان مردمان همگي اين پنج نيرو را دارند .


درباره اين که
فروهر
چيست و چه را ميرساند سخن بسيار گفته اند. چون:

نيروي پيش برنده، نيروي پروراننده، نيروي روياننده يا بالنده،
نيروي گرونده و بارآور، نيروي پناه دهنده و نيروي نگهبان مردمان.


بدين گفتارها ميتوان اين را افزود که: بخش دوم اين واژه در پهلوي "
وهر " همان است که در فارسي بهر و بهره و بخش را ميرساند. ايرانيان از بخش و بخت
چيز ديگري را نيز ميخواستند گفت، و آن بخشي است که از دهش يزداني و جهاني بهره
مردمان ميشود و اين هنوز در واژه‏هاي
خوشبخت
و
بدبخت
آشکار است.