کانون ایرانیان

۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

ایران به غرب نسبت به حمله نظامی به لیبی هشدار داد

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، به آمریکا و متحدانش درباره حمله نظامی به لیبی هشدار داد. آقای احمدی نژاد امروز (چهارشنبه) در یک سخنرانی در لرستان با اشاره به حمله آمریکا و متحدانش به عراق و افغانستان گفت: " اگر اين بار در شمال آفريقا و خاورميانه دخالت نظامي كنيد ملت هاي منطقه بپا خواهند خاست و گور سربازان شما را خواهند كَند." کشورهای غربی اعلام کرده‌اند که موضوع حمله نظامی به لیبی را برای حمایت از مردم آن کشور در مقابل سرکوب از سوی حکومت قذافی مورد بررسی قرار می دهند.

View Original Article

رهبر لیبی می گوید تا آخرین نفر به مبارزه با مخالفان ادامه می دهد

معمر قذافی، رهبر لیبی، می گوید تا آخرین نفر به مبارزه با مخالفان ادامه می دهد. آقای قذافی امروز (چهارشنبه) با حضور در تلویزیون لیبی بار دیگر القاعده را عامل شورش در کشورش معرفی کرد و از ناتو و سازمان ملل خواست تا رویدادهای این کشور را بررسی کنند. مخالفان رهبر لیبی هم اکنون بیشتر مناطق شرقی این کشور را تحت کنترل دارند و نیروهای وفادار به قذافی در طرابلس، پایتخت لیبی، سنگر گرفته اند.

View Original Article

سپاه کوفه در جماران چه می کند؟

غلامعلی رجایی


روز دفن داماد امام –یک شنبه – به دلیل حرفهایی که از جناب سیدحسن خمینی درباره اهانتهای رکیک عده ای اوباش که خود راتا درب منزل هاشمی در جماران رسانده بودند  و از آقامجیدانصاری در همین مورد ودرموردبیانات منتشرنشده آیت الله هاشمی درصحن مجمع خبرگان شنیدم که نمی توانم نقل کنم برای من روز تکاندهنده ای بود.


جناب سیدحسن می گفت وقتی عده ای از- مثلا – لباس شخصیها به جماران آمدند من درمنزل ایستاده بودم و.فحشهای بسیار رکیکشان رابه آقای هاشمی می شنیدم. به گوش خود شنیدم آنها درکمال..به آقای هاشمی خطاب می کردند که میدانی همسرت…است.


آقای مجیدانصاری هم می گفت پس ازختم جلسه مجمع دو برادرلاریجانی- علی وصادق را – به کناری کشیده و با ذکر صحنه هایی که خود شاهد آنهابودم گفتم من شاهد فححشهایی که آن روز درجلوی منزل هاشمی به خانواده اش می دادند بودم. بعدمثالی زدم وگفتم اگر شما شنیده باشید درهمسایگی شما رفتگری زندگی میکند وعده ای بیایند وبدترین فحشهای ناموسی را جلوی چشم همه به اوبدهند چه عکس العملی از خودنشان می دهید؟ وچه اقدامی می کنید؟ حالا فرض کنید این فرد که آنهمه به اوفحش رکیک جلوی همه داده اندهاشمی رییس مجمع ورییس مجلس خبرگان ومعتمدامام نیست.


کس دیگری برایم تعریف می کرد که درجلسه ای درمسجد ارک که دوستان حزب الله! درآنجا تشکیل جلسه می دهد وقتی بحث درباره عکسهای دخترمتاهل جناب مهندس موسوی مطرح شد ومن از یکی از این برادران! حزب الله پرسیدم ماجرای این عکسهاچیه؟ با صدای بلند وبدون توجه به حرمت خانه خدا داد زد  (با پوزش از خانواده مظلوم موسوی) فلانی، عکسهای این فا..شه رابیاور بهش بده بره باهاشون ح. ال کنه.


من نمی دانم اینهایی که این همه ادعای دینداری و ولایتمداری د ارند چرا به تعبیرسیدالشهداء(ع) لااقل آزاده نیستند.


گیرم اینها با هاشمی دشمن خونی اند، به همسر محترمه او چکار دارند؟ به شهادت تمام مقاتل، اهل کوفه که فاجعه کربلا را آفریدند تا امام زنده بود اهانتی به خانواده وحرم او نکردند اینها دیگر تولیدات کدام مذهب ومکتب هستند که از سپاه کوفه بدترمی کنند؟


سپاه کوفه در جماران چه می کند؟!


آیا کسی که ذره ای مردانگی وغیرت دینی داشته باشد نباید ازشنیدن این گونه خبرها ازغصه دق کند وبمیرد؟


خوشا به حال شهدا که رفتند تا این روزهای سخت تر از مرگ را برای دوستداران انقلاب ندیدند.


این روزها به بعضی که از سر دلسوزی یا ..مرا نصیحت می کنند که تند نروم می گویم احساس می کنم قلمی که دردست من است امانتی است که شهدا و بویژه دانشجوی شهید عظیم اسدی مشکال که درکنارمن درصبح سرد ۹ فروردین سال ۱۳۵۷ در شهربانی دزفول در اثر شکنجه هایی که به ما دادند – وبه اوبیشترازما – به شهادت رسید به من سپرده اند.براین اساس، این نوشتنها حداقل کاری است که از من وامثال من برمی آید تا جلوی اتفاقی را که دارد می افتد – ومتاسفانه مثل اینکه از آن گریزی نیست -بگیریم والا من نیز رسم عافیت می دانم.


راست گفت آنکه گفت اگر خدا را از جامعه وطبیعت وهستی برداری دیگر انجام هرکاری جایز است.


آیا ایمان بخدا به این زودی از بعضیها که داعیه اصولگرایی وولایتمداری دارند رخت بربسته است؟


خدایا جرم ما چیست که دشمن همدیگر شده ایم ؟ گناه ما چیست که ما را بحال خودمان رها نموده ای؟


خدایاُ ما همدیگر رانمی بخشیم اما از تو می خواهیم بر ما ببخشی و…


منبع : وبلاگ شخصی  نویسنده




View Original Article

ابهام و تناقض گویی در تکذیب بازداشت موسوی و کروبی/ فرزندان هنوز هیچ تماسی ندارند

در حالی که حصر و حبس رهبران جنبش سبز وارد وارد هفدهمین روز خود شده است بار دیگر دادستان تهران در تکرار ادعای دیگر مسوولان رسمی اخبار مبنی بر حصر خانگی و یا انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمتیه را رد کرد و گفت: تمامی این اظهارات دروغ بوده و آنها در خانه های خود هستند.


در همین حال فرزندان کروبی و موسوی بر عدم حضور پدر و مادرشان در منزل تاکید کرده اند و منابع مستقل نیز از بازداشت آنها خبر می دهند. این اظهارات مبهم و متناقض در حالی تکرار می شود که دیروز هم دادستان کل کشور انتقال این دو همراه جنبش سبز را به زندان حشمتیه تکذیب کرد ولی نگفت پس آنها به کجا منتقل شده اند؟ و اگر به جایی منتقل نشده اند چرا اثری از آنها در خانه هایشان نیست ؟


به نظر می رسد ابهام وتناقض گویی و دروغ در کلام مسوولان به این گمانه زنی ها و اخبار دامن زده است. به عنوان مثال روزنامه کیهان نیز نوشته است که ارتباط موسوی و کروبی با اعضای خانواده اشان کاملا بر قرار است که همین دروغ خود نشان می دهد که تا چه میزان می توان به اخبار رسمی در مورد کروبی و موسوی اعتماد کرد.


خانواده موسوی و کروبی بارها اعلام کرده اند که هیچ خبری از پدر و مادرشان ندارند و شواهد قطعی نشان می دهد که آنها در منزل نیستند. همچنین با اظهار بی اطلاعی از پدران و مادران خود درخواست کمک از علما و مراجع کرده اند.


کلمه نیز پس از چند روز تحقیق و بررسی و با توجه به اطلاعات دقیق دریافتی از بازداشت کروبی و موسوی به همراه خانواده هایشان خبر داد که منجر به تکذیب مبهم اژه ای و خبر گزاری فارس شد.


پس از این، خانواده کروبی با انتشار مستنداتی بر بازداشت آنها تاکید دوباره کردند و دختران موسوی نیز ضمن تایید بازداشت پدر و مادرشان، گفتند که تنها در صورتی اخبار منتشره مربوط به بازداشت پدر و مادرشان را نادرست تلقی خواهند کرد که آنها را به صورت حضوری در منزل پدری و بدون حضور نیروهای امنیتی ملاقات کنند.


اگر چه نحوه تکذیب مسوولان بیشتر به مساله بازداشت دامن زد و به تلاش برای کمرنگ کردن تبعات بازداشت تعبیر شد اما مسوولان به راحتی می توانند با توضیح شفاف، افکار عمومی را از وضعیت موسوی وکروبی مطلع کنند اما این سوال پابرجاست که اگر مسوولان در ادعای خود صادقند چرا امکان ملاقات آنها با فرزندانشان را فراهم نمی کنند. آیا این حق بدیهی نیز از سوی مقامات عالیرتبه برای فرزندان این عزیزان منع شده است؟




View Original Article

آیا فقط افزایش حقوق کارگران تورم زاست؟

“واقعیت این است که پوشش و تامین اجتماعی کارمندان و کارگران را نباید از رویه‌هایی دنبال کنیم که پایدار نیستند. یکی از مشکلاتی که در اقتصاد ایران مزمن شده، این است که ما برای این که کارمندان را حمایت کنیم، به بهانه تورم، نرخ مزدها و حقوق را افزایش می‌دهیم، اما طولی نمی‌کشد که این موج، به موج افزایش قیمت تبدیل می‌شود و در واقع اثر مثبت افزایش حقوق مستهلک می‌شود. در این روش اگر چه نیت خیر است، ولی نتیجه راضی‌کننده نیست، پس باید رویه‌ها و رویکردها در این بخش اصلاح شود. آنچه من می‌گویم این است که با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و توزیع نقدی یارانه‌ها، ما هزینه خانوارها را جبران کردیم و به گواه آمار و ارقام، این جبران بالاتر از آثار افزایش و اصلاح قیمت‌ها بود. با این توضیح باید بیاییم به جای اینکه به سراغ افزایش دستمزدها برویم، به سراغ توسعه نظام تامین اجتماعی برویم که در قانون هدفمند کردن یارانه‌ها هم پیش‌بینی شده است. باید حمایت‌های هدفمند را جایگزین دستکاری نرخ‌ها کنیم که این روش قطعا موفقیت‌آمیزتر خواهد بود”.


شمس‌الدین حسینی این‌گونه نیات خیر دولت در تلاش برای جلوگیری از افزایش دستمزد کارگران را برای سال آینده ترسیم می‌کند، البته وزیر فعلی و کشتی‌گیر سال‌های قبل تنها فردی در هیات دولت نیست که تلاش می‌کند از افزایش دستمزد به بهانه افزایش تورم جلوگیری کند، بلکه در همان زمان که طرح تحول اقتصادی نگاشته شد و در ماده ۱۳ آن، انجماد دستمزدها طی زمان اجرای این طرح پیش‌بینی شده بود که به دلیل اعتراضات مکرر نهادهای صنفی کارگری، این ماده از قانون حذف شد.


حذف این ماده در آن روزها البته با اعتراض چندانی از سوی دولت مواجه نشد، اما معلوم بود که دولت از این موضوع چندان راضی نیست. تلاش برای جا انداختن این موضوع که دادن یارانه نقدی برابر همان افزایش دستمزدهاست، از همان روزهای ابتدایی پرداخت یارانه‌ها آغاز شد اما با رسیدن روزهای پایانی سال و نزدیک شدن به تاریخ تشکیل جلسات شورای عالی کار، این شتاب بیشتر شد. با این حال بازخوردهای جامعه نشان می‌داد که گروه‌های حقوق‌بگیر چندان با این استدلال همدل نبوده‌اند و از همین رو فاز دوم تحرکات دولتی‌ها برای جلوگیری از افزایش مزد آغاز شد.


حرکت شورای عالی کار به سمت شورایی تشریفاتی


تغییر آیین‌نامه تشکیل جلسات شورای عالی کار به نحوی که سهم دولت افزایش یافته و نیز الزام حضور نمایندگان کارگری و کارفرمایی برداشته شود، موجب شد تا دولت بتواند با حضور تنها یک ضلع از دو گروه کارگری و کارفرمایی، قادر باشد تا منویات خود را در شورا به سایر گروه‌ها دیکته کند، امری که نمایندگان کارگری و کارفرمایی از آن به تشریفاتی شدن شورای عالی کار تعبیر کنند. با این حال استدلال نمایندگان کارفرمایی مبنی بر اینکه کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران، به کاهش خرید و نهایتا زیان کارفرمایان منجر خواهد شد، سبب شد تا دولتی‌ها به این حربه نیز به عنوان راه‌کاری مطمئن برای جلوگیری از افزایش دستمزد کارگران نگاه نکنند و از همین رو، فاز سومی از تحرکات دولتی آغاز شد.


وزیر کار به عنوان کسی که از وی به عنوان نماینده کارگران در هیات دولت یاد می‌شد، اما امروز به عنوان نماینده و حافظ منافع دولت بین کارگران حضور فعالی دارد، آغازگر این فاز بود. وی با این استدلال که افزایش دستمزد، آثار تورمی در جامعه به وجود می‌آورد؛ بنابراین باید بتوانیم قدرت خرید کارگران را افزایش و نرخ دستمزد را ثابت نگه داریم، از نیت اصلی دولت که همان انجماد دستمزدها طی زمان اجرای طرح تحول اقتصادی است، پرده برداشت. عبدالرضا شیخ‌الاسلامی درباره دستمزد سال آینده کارگران می‌گوید: معمولا دستمزد در هفته پایانی سال تعیین می‌شود و شورای عالی کار پس از بحث‌های کارشناسی و جلساتی که در هفته‌ پایانی برگزار می‌کنند نظر قطعی خود را اعلام می‌کند. وی می‌افزاید: ما باید قدرت خرید کارگران را افزایش دهیم، نه اینکه پول بیشتری به آنها بدهیم؛ چون الزاما افزایش حقوق به معنی افزایش قدرت خرید نیست. چه بسا که با افزایش حقوق آثار تورمی نیز در جامعه به وجود می‌آید. وی با بیان این‌که اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها یک گام بلند در جهت افزایش قدرت خرید و درآمد کارگران بود، خاطرنشان می‌کند: همه‌ اقشار از جمله کارگران و دهک‌های پایین جامعه با دریافت حمایت‌هایی نظیر توزیع سهام عدالت و بیمه کارگران ساختمانی می‌توانند قدرت خرید خود را افزایش دهند.


معاون وزیر و رییس ستاد تحول صنایع و معادن نیز به عنوان سخنگوی دیگری از بدنه دولت می‌گوید: با توجه به این‌که در راستای اجرای قانون هدفمند سازی یارانه‌ها، پرداخت‌های مستقیم به خانوارها انجام می‌شود، دیگر ضرورت ندارد مبلغ دیگری بابت تورم برای افزایش دستمزدها در نظر گرفته شود. سیدرضا فاطمی امین تاکید می‌کند: منطق باز‌پرداخت یارانه‌ها، جبران هزینه‌های اقشار مختلف جامعه است و با توجه به بازپرداخت یارانه‌ها که بیش از تورم فعلی است، دیگر ضرورتی برای افزایش دستمزدها وجود ندارد و امسال نباید مانند سال‌های گذشته شاهد افزایش دستمزدها باشیم. رئیس ستاد تحول صنایع و معادن با بیان این‌که افزایش دستمزدها یک تیغ دو لبه است که معمولا در جهت منفی عمل می‌کند، می‌افزاید: افزایش دستمزدها از یک سو سبب افزایش تقاضا و از سوی دیگر باعث افزایش هزینه تولید می‌شود و این دو عامل به افزایش تورم می‌انجامد که در نهایت تولید و کارکنان واحدهای تولیدی آسیب می‌بینند. وی خاطر نشان می‌کند: با توجه به موارد مطرح شده، منطقی نیست که همچون سال‌های گذشته دستمزدها افزایش یابد، چرا که این امر برای تولید چالش مستقیم و برای دستمزد بگیران تاثیرات منفی غیرمستقیم خواهد داشت.


افزایش قیمت انرژی تورم‌زا نیست، اما دستمزد چرا


عضو هیئت مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران در پاسخ به اظهارات این چنینی می‌گوید: اینکه از سوی مقامات دولتی بر تقویت کمک‌های غیردولتی به جای افزایش سالیانه دستمزدها تاکید می‌کنند و عنوان می‌شود که دستمزد اصلی‌ترین دلیل افزایش نرخ تورم است، این سئوال را پیش می‌آورد که مگر دستمزد کارگران چند درصد از هزینه‌های هر بنگاه اقتصادی است؟


وی تاکید می‌کند: بررسی‌ها نشان می‌دهد که تاثیر دستمزدها بر قیمت تمام‌شده کالاها و خدمات بین ۸ تا ۱۲ درصد و به‌صورت متوسط ۱۰ درصد است و مابقی هزینه‌های یک بنگاه و واحد تولیدی مربوط به خرید مواد اولیه، بازاریابی، حمل و نقل و مسائل دیگر است. این مقام مسئول کارگری کشور، تصریح می‌کند: حال فرض کنیم حداقل دستمزد امسال کارگران رقمی بین ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش یابد که اگر ۲۰ درصد باشد فقط ۲ درصد در هزینه‌های بخش صنعت تورم نشان می‌دهد که این میزان در مقابل افزایش ۶ برابری هزینه‌های گاز و ۳ تا ۴ برابری هزینه‌های برق بنگاه‌ها در اثر هدفمندی یارانه‌ها بسیار ناچیز است.


به گفته دهقان کیا، چگونه است که وقتی هزینه‌های قیمت تمام شده کالاها و خدمات در اثر آزادسازی قیمت‌ها در بنگاه‌ها بالا می‌رود تورم‌زا نیست، ولی افزایش دستمزد کارگران تورم‌زا می‌شود؟ وی خاطر نشان می‌کند: قبول ندارم که افزایش دستمزد باعث تورم می‌شود و تاثیر آن در نوک پیکان افزایش تورم خود را نشان می‌دهد؛ بنابراین دولت بدون اینکه بخواهد اقدامات خود را توجیه کند می‌تواند کنترل واردات بی‌رویه کالاها و خدمات را در دستور کار خود قرار دهد.


البته مقامات دولتی لزومی نمی‌بینند که نحوه عدم تاثیر افزایش قیمت سوخت بر تورم و در مقابل تاثیر شدید افزایش دستمزدها بر تورم را برای جامعه تبیین کنند و همین سوالی برای فعالان جامعه کارگری و کارگران پیش آورده است که چگونه دولتی که قادر است افزایش چند صد درصدی قیمت سوخت را در تورم جامعه کنترل کند، قادر نیست که تاثیر افزایش مزد بر تورم را مهار کند؟


منبع: خبرگزاری کار (ایلنا)




View Original Article

تحصن کارگران کارخانه کیان تایر

صدها تن از کارگران کارخانه کیان تایر ( البرز تایر سابق) در روز دهم اسفند دست به تحصن زدند.به گزارش خبرنگار سحام نیوز از تهران صدها تن از کارگران کاخانه کیان تایر همراه خانواده هایشان مقابل کارخانه در حاشیه آزادراه آیت الله سعیدی متحصن شدند.


کاگران کیان تایر که ماههاست حقوق خود را دریافت نکرده اند با دردست داشتن پلاکاردهایی در حاشیه آزادراه ایت الله سعیدی نشسته بودند و نیروهای یگان ویژه نیز در نزدیکی این تحصن حضور داشتند.


به علت جمعیت زیاد متحصنان نیروهای پلیس و یگان ویژه از حمله به متحصنان و درگیری با آنها خودداری کردند و تنها با محاصره کامل متحصنان از پیوستن مردم به آنها جلوگیری میکردند.




View Original Article

واکنش مشاور کروبی به اظهارات دادستان تهران

سایت سحام نیوز در مصاحبه با مجتبی واحدی، از مشاورین مهدی کروبی؛ موضوع اظهارات صبح امروز جعفری دولت آبادی در خصوص حصر آقایان کروبی و موسوی را مورد بررسی قرار داد.


متن کامل این مصاحبه در ادامه آمده است:


سوال: جناب آقای واحدی؛ متاسفانه امروز آقای دولت آبادی، دادستان تهران در اظهار نظری اعلام نمود: “شایعات انتقال کروبی و موسوی به زندان کاملا کذب است. البته استفاده از واژه حصر خانگی صحیح نیست. آقایان موسوی و کروبی همراه با همسرانشان درخانه هستند حال اینکه شما مطرح کنید چراغ خانه‌ شان روشن است یا خاموش با خودشان است” . شما این اظهارات را چگونه تحلیل می کنید:


پاسخ: چند سال قبل حدیثی از امام معصوم (ع ) دیدم که « بیچاره ترین فرد کسی است که آخرت خود را به خاطر دنیای دیگران ، نابود می کند». روایت دیگری نیز وجود دارد که خطاب به مؤمنان می گوید« در موضوعی که زیان و ضرر آن برای تو از منفعت آن برای دوست تو بیشتراست از دوست خود پیروی نکن». امروز که مصاحبه دادستان تهران در مورد وضعیت آقایان کروبی و موسوی را خواندم احساس کردم آقای جعفری دولت آبادی، بهترین مصداق برای این دو روایت است. روزی که جعفری دولت آبادی به عنوان دادستان تهران منصوب شد با خود فکر کردم کسی که در زمان جنگ، جان خود را بر کف دست گرفته و از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی مورد علاقه خویش دفاع کرده است قطعاً تفاوت زیادی با دادستان سابق تهران دارد که بزرگترین افتخار او، دستور شکنجه و تجاوز در کهریزک است و بابت همین جنایات، به شخصیت محبوب برای احمدی نژاد تبدیل شده است. اما ظاهراً حُب جاه و مقام ، بسیار قوی تر از آنست که حتی سابقه جانبازی و ایثار بتواند پیامد های منفی آن را خنثی کند . دادستان تهران که تاکنون فقط به خاطر بی ارادگی و تبدیل به ماشین امضاء ، او را سرزنش می کردم امروز با تکذیب دستگیری آقایان کروبی و موسوی ، اعلام کرده که آقای کروبی در خانه خودش است ولابد خودش دلش نمی خواهد چراغ های خانه را روشن کند . برای من که هنوز به ایثار گران دوران جنگ – ونه میراث خواران جنگ – احترام می گذارم اصرار آقای دولت ابادی به این حد از دروغگویی ، خیلی عجیب است . نمی توانم باور کنم که او ، برای نجات احتمالی دنیای کودتاگران ، به صورت قطعی آخرت خود را خراب می کند؛ به خصوص آن که یقین دارم این گونه دروغ پردازی ها نه تها کمکی به سردمداران دروغگوی ایران نمی کند بلکه با رسوا کردن آنها در میان مردم ،سرعت سقوط این حاکمیت را افزایش می دهد . این نکته ، همان است که در روایت های فوق مورد اشاره قرار گرفته و البته آقای دولت آبادی ، ضرری را به جان می خرد که دنیای کودتاگران ایرانی را آباد نمی کند آما آخرت دادستان بی اراده تهران را به آتش می کشد ! لذا با خود فکر کردم که دو فرضیه می تواند اظهارات مشمئز کننده دولت ابادی را توجیه نماید . فرضیه نخست آنست که بپذیریم تمام آنچه از دادسرای تهران خارج می شود هنوز زیر نظر دادستان سابق است که پاداش آدم کشی های خود را با انتصاب به عنوان معاون احمدی نژاد دریافت کرده است . به موجب این فرضیه ، همانگونه که قضات دادسرای تهران و رئیس تشریفاتی آن در صدور احکام بازداشت و شکنجه ، هیچ اراده ای از خود ندارند و احکام صادره در مقر فرماندهی سپاه و دفتر احمدی نژاد را امضا می کنند در اظهار نظر ها و مصاحبه ها هم مطالبی را بیان می نمایند که متن آن از مراکز دیگر دراختیار آنها قرار کرفته است . اما فرض دیگر آنست که دادستان تهران به فکر نجات خود افتاده و در حال ارسال پیام برای مقامات اروپایی و امریکایی است که اخیرا نام او را در کنار نام جلاد بزرگ – سردار نقدی – قرار داده و محدودیت هایی در سراسر دنیا برای او ایجاد نموده اند . به موجب این فرضیه ، دادستان تهران با اظهارات مسخره اخیر ، این پیام را برای امریکا و اروپا می فرستد که از طریق دادسرای تهران ، هیچ محدودیتی برای آقای کروبی ایجاد نکرده است . اما ظاهرا اقای دولت ابادی فراموش کرده که اغلب مخاطبان او در داخل و خارج از کشور ، اگر مؤمن هم نباشند لااقل « آزاده » هستند و از عقل و تدبیر برخوردارند. پس او، اگرچه دنیا و آخرت خود را خراب می کند اما اظهارات او هیچ سودی برای سران مستأصل حکومت کودتایی ایران ندارد. آیا به راستی، چنین افرادی را نباید « بیچاره ترین ها »‌ نامید؟




View Original Article

استفاده از پادگان ها و مراکز دولتی برای نگهداری بازداشت شدگان دهم اسفند

به دلیل کمبود جا در بازداشتگاه های تهران، بازداشتی های روز گذشته را به مکان های متفرقه، از جمله پادگان ها برده اند.


به گزارش کلمه، به علت پر شدن بیش از حد ظرفیت زندان ها و بازداشتگاه های تحت نظر سازمان زندان ها و نیروی انتظامی، تعداد زیادی از بازداشت شدگان را به پادگان هایی مثل پادگان جی و دیگر اماکن دولتی و حکومتی برده اند.


بر اساس گزارش ها و حضور مردم در خیابان ها در روز دهم اسفند به دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید، و به دنبال آن بسیج نیروهای انتظامی، سپاهی  و لباس شخصی در مناطق تعیین شده توسط مردم و باقی میادین و خیابان های اصلی جمعیت عظیمی بازداشت شدند.


بر اساس منابع کلمه، یک شاهد عینی که برادرش شب گذشته در پادگان جی بوده است به خبرنگار کلمه می گوید: من دیشب دنبال کارهای برادرم بودم یک سر رفتم آگاهی. خیلی از بازداشتی های دیروز آنجا بودند. ولی آنها را سوار اتوبوس هایی می کردند می گفتند ببریدشان مسگرآباد.




View Original Article

آقایان! تکذیب خبر بازداشت ساده تر از این حرف هاست

کلمه: در حالی که منابع موثق خبری و شواهد متعدد از انتقال میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی به زندان خبر می‌دهند و فرزندان آن‌ها از بی‌خبری مطلق و خانهٔ خالی و چراغ‌های خاموش می‌گویند، دسته‌ای از سایتهای رسمی و نیمه رسمی، مقامات امنیتی و قضایی، بانام و بی‌نام، مواضع مبهم و متنوعی تحت عنوان تکذیبیه در این باره اتخاذ کرده‌اند.


نخستین مقام رسمی که در خصوص موضوع بازداشت سران سبز وادار به واکنش شد رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس بود. بروجردی در مصاحبه با یک روزنامه ایتالیایی با انکار موضوع حبس خانگی می‌گوید «اینطور نیست، این افراد دارای اسکورت هستند». اما دو روز بعد سخنگوی قوهٔ قضائیه از «مسدود شدن رفت و آمد و ارتباطات تلفنی و غیرتلفنی» خبر داد و روز بعد در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا صرفاً «انتقال به زندان حشمتیه» را تکذیب کرد و دو روز بعد هم گفت «آن‌ها در منازلشان هستند ولی محدودیت‌هایی در ارتباطات آن‌ها ایجاد شده است». سایت تابناک به نقل از یک مقام امنیتی خبر بازداشت را «فضا‌سازی و شیطنت برای دستیابی به اهداف پلید» و سایت فارس به نقل از یک مقام قضایی ضمن تکذیب خبر بازداشت آقایان موسوی و کروبی اعلام کرد «این دو در حال حاضر در منازل خود به سر می‌برند و تنها محدودیت‌هایی در تماس‌های آنان با عناصر مشکوک اعمال شده است.». روزنامه دولتی کیهان هم که مسئولیت آن با نماینده ولی فقیه است پا را از تکذیب بازداشت فرا‌تر گذاشته و به نقل از منابع امنیتی خود نوشته است «موسوی و کروبی در خانه‌هایشان قرار دارند و اجازه دیدار با بستگان درجه اول خود را… نیز دارند». وزیر امور خارجه نیز موضوع را اساس انکار کرده است. علی اکبر صالحی که گویا ادبیات دولت احمدی‌نژاد را به سرعت آموخته است در پاسخی شگفت انگیز به خبرنگار یورونیوز می‌گوید «آقایان موسوی و کروبی آزاد هستند!». و سرانجام دادستان تهران هم در اولین واکنش خود به موضوع بازداشت با اشاره به اینکه «دروغگویی حد و حساب دارد» گفته است «شایعات انتقال کروبی و موسوی به زندان کاملا کذب است. البته استفاده از واژه حصر خانگی صحیح نیست. آقایان موسوی و کروبی همراه با همسرانشان درخانه هستند حال اینکه شما مطرح کنید چراغ خانه‌شان روشن است یا خاموش با خودشان است».


مروری بر واکنش‌ها این واقعیت را آشکار می‌کند که مسئولان از افشای اصل خبر بیم داشته است و قوه قضائیه درصدد است خبر دستگیری و انتقال به زندان حشمتیه را از افکار عمومی پنهان کند و به زعم خود از پاسخگویی در خصوص نحوه دستگیری آقایان موسوی و کروبی به همراه همسرانشان طفره برود . استفاده محسنی اژه‌ای از عبارت‌های مبهمی چون «اعمال محدودیت‌ها و قطع ارتباطات تلفنی و غیر تلفنی»، توجیه نادر و جواب کودکانهٔ دادستان تهران که روزی به وی امید بود در «خصوص خاموش بودن چراغ‌های خانه»، انکار شگفت انگیز علی اکبر صالحی و دروغ بزرگ کیهان در خصوص «ارتباط با بستگان» همه و همه نشان می‌دهد که متولیان این عمل غیر قانونی، نه تنها از حضور رهبران سبز در میان مردم هراسان‌اند بلکه از ارائهٔ هر گونه خبر صحیح در خصوص موقعیت و وضعیت آنان نیز عاجراند.


این گونه تکذیبیه‌های متناقض و مبهم نه تنها خبر بازداشت را تائید می‌کند بلکه نشان دهندهٔ ترس حاکمان از رسانه‌ای شدن این موضوع و یادآور تکذیبیه دولت مبارک در خصوص حصر البرادعی و خبر رسانی قذافی دربارهٔ ناپدید شدن امام موسی صدر است.


در وضعیتی که مدعی اصلی رهبران سبز مقامات امنیتی و قضایی هستند، انتشار هرگونه تکذیبیه تنها پنهانکاری حاکمیت را درباره ی اعمال غیر قانونی می‌رساند و در این حال افکار عمومی خواهند پرسید در کشوری که قانون اساسی دارد و مسئولین موظف به تبعیت از قانون هستند، دلیل این همه پنهانکاری چیست؟ مردم نامحرم‌اند یا حاکمیت از آشکار شدن رفتار خود در پیشگاه مردم شرم دارد؟


تکذیب بازداشت رهبران جنبش اگر واقعی باشد، ساده‌تر از این حرف هاست و راه‌های روشنی دارد. مگر آقای موسوی و کروبی خدای ناکرده قدرت تکلم خود را از دست داده‌اند و یا فرزندان و بستگانی ندارند که بخواهند به آن‌ها وضعیت خود را خبر دهند؟ راستی چرا دو هفته است از آنان خبری نیست؟ راستی مگر حق داشتن وکیل در تمام قوانین مدنی به رسمیت شناخته نشده است؟ مگر دختران موسوی نگفته‌اند «تن‌ها هنگامی عدم صحت خبر بازداشت پدر و مادرمان برای ما مشخص و قابل باور خواهد شد که فورا آن‌ها را در خانه پدری خود و بدون تهدید یا حضور نیروهای امنیتی یا نظامی در صحت و سلامت کامل فیزیکی و روحی همانگونه که تا پیش از ناپدید شدن بوده‌اند، دیدار کنیم.» مگر پسر کروبی ننوشته است «از وضعیت آنان هیچ خبری در دست نیست و خدا می‌داند در چه وضعیتی هستند»؟


در این وضعیت سوال بنیادی این است: حاکمیت «چه چیزی» را تکذیب می‌کند؟ اصل بازداشت را یا محل بازداشت را؟ و مهم‌تر از آن حاکمیت برای «چه کسی» تکذیب می‌کند برای فرزندان موسوی و کروبی و کسانی که دل نگران وضعیت آن‌ها هستند یا برای فریب افکار عمومی؟ معلوم است که اصل بازداشت مقدم بر مکان بازداشت است و معلوم است که تا فرد بازداشت شده و یا بستگان درجه اول او وضعیتش را باور نبینند و صدایش را نشوند مدعای متناقض صاحب اسیران و خانه خدیان را باورنخواهند کرد.


ربایندگان به جای آنکه همکاران دست چندم و همیاران نام آشنای خود را به عرصه بفرستد بهتر است پیش از هر چیز شهامتی نداشته به خرج دهد و حقوق اولیهٔ گمشدگان سبز را به آن‌ها بازگرداند، اگرنه به صراحت اعلام کند که به هیچ آئین و مرام و مسلکی پای بند نیست و قانون و اسلام و اخلاق را ابزاری برای چند روز حکومت بیشتر می‌خواهد.




View Original Article

مطهری: ریشه این پرده دری ها را در مناظره های انتخاباتی می دانم

دکتر علی مطهری در نامه​اش به آیت​الله صادق آملی لاریجانی از هتاکی به دختر و نوه آیت​الله هاشمی انتقاد کرده و خواستار برخورد از سوی مراجع صالحه قضایی شد.


به گزارش خبرآنلاین، متن کامل این نامه به قرار زیر است:


ریاست محترم قوه قضائیه


آیت الله صادق لاریجانی دامت برکاته


با اهداء سلام و آرزوی توفیق، حادثه هتاکی و دشنامهای ناموسی به خانم فائزه هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی چیزی نیست که بتوان از کنار آن گذشت. به تعبیر امیرالمومنین علی علیه السلام اگر مسلمان از غم این حادثه دق کند و بمیرد مورد ملامت نیست بلکه سزاوار است.


حادثه از این قرار است که در حالی که خانم فائزه هاشمی و پسر خواهرشان پس از تشییع جنازه یکی از اقوام نزدیک خود در شهر ری به سوی خودروی خود در حال حرکت بودند، چند تن از اراذل سیاسی بی بصیرت به وی نزدیک شده و دشنام​هایی به ایشان و پدر بزرگوارشان می​دهند که قابل ذکر نیست و بی تردید مصداق حد قذف یعنی هشتاد ضربه شلاق است.


گذشته از اینکه باید بررسی شود که چرا انقلاب اسلامی ما به این انحطاط کشیده شده است و بنده ریشه این پرده دری​ها را در مناظرات انتخاباتی می​دانم، با توجه به اینکه فیلم این حادثه منتشر شده و افراد هتاک شناسایی شده​اند، مستدعی است دستور اقدام عاجل در خصوص اجرای حکم در ملا عام پس از اثبات جرم در دادگاه صالح، صادر فرمایید.


اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند. قبلا از حسن توجه جناب عالی سپاسگزارم.


با تقدیم احترام


علی مطهری




View Original Article