کانون ایرانیان

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

سرمقاله مردمسالاری/ دل نوشته‌ای به مناسبت روز خبرنگار

میرزا بابا مطهری نژاد: امروز 17 مرداد سالروز شهادت خبرنگار شهید محمود صارمی به دست تحجر انسانی و انجماد فکری است. شهید، شهید است، شاهد است و اوج ایثار را به نام خود ثبت کرده است، اما شهید توپخانه تحجر و انجماد فکری شهید است و شاهد هم هست و اوج ایثار را هم  دارد و علاوه بر همه اینها مظلوم است، مظلوم تر است همه مظلوم ها، شهید صارمی چنین است. یاد و نامش گرامی و مقام اش عند الله رفیع باد.

به پاس مظلومیت عظیم شهید صارمی، سالگرد شهادت او که در مزار شریف افغانستان به سال 1387 به دست طالبان نماد  تحجر و عقب ماندگی آستانه قرن بیست و یکم، اتفاق افتاد را روز خبرنگار نام نهادند تا از خبرنگاران و اصحاب رسانه تجلیل و تقدیر کنند، اما چه تقدیری بهتر از این که آزادی دیدن رویدادها را به او بدهند و امکان گزارش رویداد را آنطور که دیده و شنیده و شاهد است را برایش فراهم سازند و او مجبور نباشد برخلاف باورهای خود، قلم بزند یا کتمان دیده ها و شنیده ها را بر او تحمیل کنند.

پارادایم ها، افکار، اندیشه و باورهای هر انسانند که مانند فیلتر ذهنی عمل می کنند و داده ها و اطلاعات ورودی را بررسی و فیلتر می کنندو اجازه ورود در چارچوب معیارهای خود را به مغز می دهند ودر واقع پارادایم ها بایدها و نبایدها و تصویرهای بینشی و تصمیم های رفتاری هر فرد را تشکیل می دهند، تفاوت خبرنگار با افراد عادی وحتی نخبگان این است که او با آموزش و پایبندی به اصول، عناصر و سبک های حرفه  ای این پارادایم ها دائم نوسازی و ترمیم می کند و اجازه نمی دهند در گذشته باقی بماند و دغدغه دارد که مبادا خلاقیت و پذیرش افکار و باورهای نو را از او بگیرند، چون می داند که اگر فیلترهای ذهنی او نرمش پذیر و بی تعصب باشند، بینش و نگرش و تصمیمات او را امروزی تر و باطراوت تر نگاه می دارد و قدرت پذیرش افکار نو را در او بالا می برد و به او اجازه نوباوری، نوآوری و نواندیشی می دهد و زندانی  اندیشه های کهنه خود نمی شود.

تقدیر از خبرنگار یعنی این که فشار قرار گرفتن در پارادایم های گروهی و حزبی و فرقه ای را از او برداریم و اجازه بدهیم در خدمت تعالی انسان ها قرار گیرد و از او نخواهیم که در گذشته بماند و جامعه را نیز در گذشته نگهدارد!

دیروز در مراسمی که به مناسبت روز خبرنگار ترتیب داده شده بودو مسوولین محلی و کشوری گردآمده بودند، اتفاق عجیبی افتاد که به نظر نگارنده هیچیک با فلسفه نام گذاری روز خبرنگار سنخیت نداشت، یا حداقل از ظرفیت آن نشست در راستای تعالی خبرنگار استفاده نشد. برخی از مشکلا ت و مسایل زیستی و زیست پریشی خبرنگاران از دستمزد تا درمان سخن گفتند و برخی نیز به توانمند سازی او یعنی آموزش اشاراتی  به درستی داشتند، اما هیچ یک از محدویت هایی که خبرنگاران واقعی را از میدان به در می کند، سخن نگفتند.

کاش در روز خبرنگار خانه تکانی فرهنگی می کردیم که چه هستیم و چه باید بکنیم  و فکری برای تغییر مفاهیم و تعابیر می کردیم و برای خبر و خبرنگار فضای فعالیت  می ساختیم، که اگر چنین نکنیم سرمایه اجتماعی مردمی بودن و اعتماد مردمی را از دست خواهیم داد و هیچ هدیه و تعریفی جای آن را پر نخواهد کرد.

امروز هم قرار است خبرهای خوبی در این رابطه و به این مناسبت داده شود، خدا کند که از جنس خبرهایی که گفتم نباشد. 

View Original Article

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر