پارلماننیوز، علیرضا خامسیان: اگر بعد از خرداد،ماهی را بخواهیم كه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد انتخاب كنیم بیشك مرداد را انتخاب خواهیم كرد چه آنكه سالگرد مشروطه و روز خبرنگار در فاصله سه روز از هم در مرداد ماه خودنمایی می كند كه البته ارتباط وثیقی هم با هم دارند خبرنگاری در عصر مشوطه بسان خبرنگاری در جامعه امروز است البته با تغییر ذائقه حاكمان در برابر خبرنگاران. در عصر مشروطه هم خبرنگاران مستقل از حاشیه امنی برخوردار نبودند امری كه امروز هم جامعه خبرنگاران مستقل از آن بی بهرهاند.
بی شك امروز كمتر كسی است كه در مقطع فعلی بخواهد خبرنگار شود و مصائب آن را نداند دنیای خبرنگاری اگرچه دنیای جذاب و فریبندهای است اما اگر بخواهی مستقل بمانی و وامدار گروهها وحاكمان نباشی میبایست پوستین زخمی بر تن كنی تا از هجمه نا اهلان آسیبی به تو نرسد.
آری، دنیای این روزهای من دنیای غریبی است. آن هنگام كه میدانی و میگویند نمیدانی و پس نباید بنویسی ،دنیایی كه ماهها صندلی همكارت خالی است چه آنكه باید 6 سال حبس را تحمل كند به جرم..... دنیایی كه مدیران غیر رسانهای بر رسانهها حكم فرما میشوند و به خبرنگار به دیده غلام حلقه به گوشی نگاه میكنند كه باید مطامع او را تامین كنی، دنیایی كه به خاطر نبود رسانههای مستقل باید در رسانههای زنجیرهای سردارانی كار كنی كه به خاطر اینكه سالها سودای ریاست جمهوری را در سر میپروانند به راحتی ریخت و پاشهای آنچنانی می كنند و خبرنگارانی را جذب خود میكنند كه به خاطر درد معیشت مجبور به همكاری با آنها میشوند، دنیایی كه حتی در روزی كه متعلق به خودت هم هست باید سانسور شوی.
اما مصیبت بارتر آنكه مسئولان به ظاهر فرهنگی در روز خبرنگار بخواهند تو را با پول تشویقت كنند در حالیه كه آقایان باید بدانند خبرنگار نه سهام عدالت میخواهد و نه وامهای آنچنانی. خبرنگار عدالت می خواهد.عدالت میخواهد تا بتواند به راحتی بپرسد وبنویسد عدالت می خواهد كه به جرم استفاده نكردن از لفظ ”دكتر“ برای فلان شخصیت مملكتی در خبر،در لیست سیاه قرار نگیرد.
آری دنیای این روزهای من دنیای افسوس دورانی است كه در خلق آن بی تاثیر نبودی و امروز باید با یاد آن روزها صبح را شب كنی تا باشد ایامی كه دوباره كرامت و شانیت تو حفظ شود.
به امید آن روز
بی شك امروز كمتر كسی است كه در مقطع فعلی بخواهد خبرنگار شود و مصائب آن را نداند دنیای خبرنگاری اگرچه دنیای جذاب و فریبندهای است اما اگر بخواهی مستقل بمانی و وامدار گروهها وحاكمان نباشی میبایست پوستین زخمی بر تن كنی تا از هجمه نا اهلان آسیبی به تو نرسد.
آری، دنیای این روزهای من دنیای غریبی است. آن هنگام كه میدانی و میگویند نمیدانی و پس نباید بنویسی ،دنیایی كه ماهها صندلی همكارت خالی است چه آنكه باید 6 سال حبس را تحمل كند به جرم..... دنیایی كه مدیران غیر رسانهای بر رسانهها حكم فرما میشوند و به خبرنگار به دیده غلام حلقه به گوشی نگاه میكنند كه باید مطامع او را تامین كنی، دنیایی كه به خاطر نبود رسانههای مستقل باید در رسانههای زنجیرهای سردارانی كار كنی كه به خاطر اینكه سالها سودای ریاست جمهوری را در سر میپروانند به راحتی ریخت و پاشهای آنچنانی می كنند و خبرنگارانی را جذب خود میكنند كه به خاطر درد معیشت مجبور به همكاری با آنها میشوند، دنیایی كه حتی در روزی كه متعلق به خودت هم هست باید سانسور شوی.
اما مصیبت بارتر آنكه مسئولان به ظاهر فرهنگی در روز خبرنگار بخواهند تو را با پول تشویقت كنند در حالیه كه آقایان باید بدانند خبرنگار نه سهام عدالت میخواهد و نه وامهای آنچنانی. خبرنگار عدالت می خواهد.عدالت میخواهد تا بتواند به راحتی بپرسد وبنویسد عدالت می خواهد كه به جرم استفاده نكردن از لفظ ”دكتر“ برای فلان شخصیت مملكتی در خبر،در لیست سیاه قرار نگیرد.
آری دنیای این روزهای من دنیای افسوس دورانی است كه در خلق آن بی تاثیر نبودی و امروز باید با یاد آن روزها صبح را شب كنی تا باشد ایامی كه دوباره كرامت و شانیت تو حفظ شود.
به امید آن روز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر