پارلماننیوز، معصومه ستوده: نمیدانم رویم میشود بگویم خبرنگارم یا نه، آیا خبر نویسی، تنظیم اخبار و خود سانسوری را می توان خبرنگاری دانست که نیازی به تجلیل داشته باشد؟
هر چند شهادت شهید صارمی باز هم سبب خیر شد و روز خبرنگار فرارسید و تازه جماعت به یاد آورند که خبرنگاری وجود دارد که بخواهند از وی تجلیل کنند وگرنه در سراسر سال که دلیلی ندارد ازجماعت بیتعهد! قدردانی شود.
نمونه این ادعا سال پر فراز و نشیب گذشته بود. هنوزسال 88 به پایان نرسیده بود که در حکمی باور نکردنی «اعتماد» توقیف شد... « بهار» هم که در آستانه اردیبهشت جوانمرگ شد.دیگر ذهنم یارای آن را ندارد که کارنامه برخی مدیران ارشاد در حوزه رسانه را مرور کنم تا ببینم با مطبوعات چه کردهاند .... دردناک تر از این موارد زمانی بود که بعضی از همکارانمان روانه زندان میشدند و تو نه قلمی در دست داشتی تا بنویسی که چه بر سر یارانت آمده ونه یاوری در میان متولیان امورمطبوعاتی کشور، تمعاون مطبوعاتی تازه کار ارشاد، بعضی از مطبوعاتیهای دربند را زمره دزدان! به شمار میآورد .... و چه بسیار بودند یارانت که جلای وطن کرده بودند و تو متاسف که باید با خاطراتت دلخوش باشی...خاطراتی که در حد مثنوی است و تو میدانی که چه میگویم که در سال 88 چه بر سر مرغان عروسی و عزا آمد و تنها کاری که از تو ساخته بود دیدن قافلهای بود که آرام آرام تعداد یارانش رو به نقصان میگذاشت....تمام فراز و نشیبهای سال گذشته به این ختم نشد و سال گذشته سال آوارگی بسیاری از خبرنگاران بود که همچنان ادامه دارد.
دوستی را به یاد آوردم که گفت در سال گذشته چندین بار روزنامهاش تعطیل شده در مواردی که روزنامه توقیف نشده بودصاحبان سرمایه، خود صلاح دیده بودند که علاج واقعه پیش از وقوع کرده، خود روزنامه را تعطیل کنند....اس ام اس تبریک برای هم که میفرستیم همه بیکارند چون جواب می فرستند که مگر ما هنوز خبرنگاریم ؟و تو متاسف میشوی که جایی برای تبریک باقی نمانده آیا بازهم میتوان به هم تبریک گفت چون کسی به ما تبریک نمیگوید با این حال به هم تبریک می گوییم که ثابت کنیم هنوز هستیم ...
هر چند شهادت شهید صارمی باز هم سبب خیر شد و روز خبرنگار فرارسید و تازه جماعت به یاد آورند که خبرنگاری وجود دارد که بخواهند از وی تجلیل کنند وگرنه در سراسر سال که دلیلی ندارد ازجماعت بیتعهد! قدردانی شود.
نمونه این ادعا سال پر فراز و نشیب گذشته بود. هنوزسال 88 به پایان نرسیده بود که در حکمی باور نکردنی «اعتماد» توقیف شد... « بهار» هم که در آستانه اردیبهشت جوانمرگ شد.دیگر ذهنم یارای آن را ندارد که کارنامه برخی مدیران ارشاد در حوزه رسانه را مرور کنم تا ببینم با مطبوعات چه کردهاند .... دردناک تر از این موارد زمانی بود که بعضی از همکارانمان روانه زندان میشدند و تو نه قلمی در دست داشتی تا بنویسی که چه بر سر یارانت آمده ونه یاوری در میان متولیان امورمطبوعاتی کشور، تمعاون مطبوعاتی تازه کار ارشاد، بعضی از مطبوعاتیهای دربند را زمره دزدان! به شمار میآورد .... و چه بسیار بودند یارانت که جلای وطن کرده بودند و تو متاسف که باید با خاطراتت دلخوش باشی...خاطراتی که در حد مثنوی است و تو میدانی که چه میگویم که در سال 88 چه بر سر مرغان عروسی و عزا آمد و تنها کاری که از تو ساخته بود دیدن قافلهای بود که آرام آرام تعداد یارانش رو به نقصان میگذاشت....تمام فراز و نشیبهای سال گذشته به این ختم نشد و سال گذشته سال آوارگی بسیاری از خبرنگاران بود که همچنان ادامه دارد.
دوستی را به یاد آوردم که گفت در سال گذشته چندین بار روزنامهاش تعطیل شده در مواردی که روزنامه توقیف نشده بودصاحبان سرمایه، خود صلاح دیده بودند که علاج واقعه پیش از وقوع کرده، خود روزنامه را تعطیل کنند....اس ام اس تبریک برای هم که میفرستیم همه بیکارند چون جواب می فرستند که مگر ما هنوز خبرنگاریم ؟و تو متاسف میشوی که جایی برای تبریک باقی نمانده آیا بازهم میتوان به هم تبریک گفت چون کسی به ما تبریک نمیگوید با این حال به هم تبریک می گوییم که ثابت کنیم هنوز هستیم ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر