کانون ایرانیان

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

اینجا چراغی روشن است!

پارلمان‌نیوز، سیدحمید متقی: روزگار غریبی است. دیروز به رسم معهود به فون بوک موبایلم مراجعه کردم تا با ارسال پیامی به دوستان همکار فرا رسیدن روز خبرنگار را تبریک بگویم. هنگامی که لیست دوستان را مرور می‌کردم به یاد بسیاری از رفقای مطبوعاتی افتادم که بنا به هر دلیلی قلم را بوسیده‌اند وعطای این شغل را به لقایش بخشیده‌اند. بعضی دیگر نیز که در این دو سال جلای وطن کرده‌اند و آن ور آب درگیر مشکلاتی از نوع دیگر هستند.در نتیجه هر سال لیست تبریک‌های این روز برایم کوتاه‌تر می‌شود. گویی دنیای این روزهای ما از تنپوشمان! هم کوچکتر شده است.

تقدیریگانه روزنامه‌نگاری در این دیار از بدو تولد تاکنون به صور مختلف در حال تکرار بوده است.اگر چه نخستین جریده  این ملک  با تایید اعلیحضرت همایونی به زیور تبع آراسته شد وحتی سلطان صاحب قران نیز از وسوسه نوشتن در امان نماند ومقالاتی با نام مستعار به زبان فرانسه برای روزنامه‌های فرنگ نوشت،اما این شرایط نیز سبب در امان ماندن این مصنوع اندیشه از دست تطاول زمانه نشد. وبنا بر قاعده‌ای کلی در اکثر قریب به اتفاق جابجایی‌های قدرت در این مرزوبوم روزنامه‌ها در محاق رقتند و خبرنگاران هم در صورت اقبال مناسب به محبس.

بسیاری از صاحبان قدرت در ادوار مختلف برای آسودگی از نقد عریان در ملاءعام، تلاش وافری را برای محدود ساختن خبرنگاران منتقد وسپردن جراید به حلقه خبرنگاران خودی به انجام رسانده‌اند.نکته جالب اینکه پس از مدتی خبرنگاران حرفه‌ای یکدست خودی، نیز آرام آرام از جایگاه مدافع تام وتمام قدرت خارج شده ودر جایگاه منتقد قرار گرفته‌اند.دلیل این روند را باید در ذات این حرفه جست وجو کرد وشاید بتوان این امر را مهمترین وجه تمایز ژورنالیسم و روابط عمومی دانست.

با نگاهی به سیر حوادث در عرصه مطبوعات، به نظر می‌رسد در یکی دو سال گذشته در بخش‌هایی از نهادهای امنیتی وفرهنگی وابسته به دولت، استراتژی جدیدی با عنوان «دو قطبی جوان-فردا» تهیه و در حال اجرا باشد. طبق این طرح با تبدیل فضای رسانه‌ای کشور به دو قطبی روزنامه«جوان» ورادیو«فردا» وحذف همه آلترناتیوها، روزنامه‌نگاران  در برابر انتخاب یکی از این دو رسانه قرارمی‌گیرند و راه سومی را برای آنها باقی نخواهد ماند.

این طرح چند هدف عمده را پی‌گیری می‌کند. نخست اینکه فضای رسانه‌ای داخلی را از انتقادات پاکسازی می‌کند و در مرحله بعد برای تبلیغات گردانندگان این طرح که منتقدین را وابسته به اجنبی معرفی می‌کردند سند تهیه می‌شود. از همه مهمتر به دست آوردن حلقه دولت یازدهم است که بنا بر اخبار رسانه‌ها حلقه یاران احمدی‌نژاد از هم اکنون برای آن برنامه‌ها چیده‌اند وحتی سکونت اصولگرایانی چون قالیباف و لاریجانی در پاستور را بر نمی‌تابند.

این طرح اگر چه فضا را برای بسیاری از خبرنگاران چنان تنگ کرده است که  یا از این حرفه دست کشیده‌اند و یا برای نیفتادن در چاه «جوان»، دست به هجرت زده‌اند وبرخی نیز سقوط در چاهی دیگر را تجربه می‌کنند، با این همه واجد یک اشکال بزرگ است وآن چیزی نیست جزبه فراموشی سپردن روح ژورنالیسم. به فرض که از فردا تنها  «جوان» با کادر حرفه‌ای در این کشور منتشر شود فکر می‌کنید این روزنامه حتی با نظم آهنین نیز می تواند به مسیر کنونی خود ادامه دهد؟ شک نکنید که در مدتی کوتاه روح ژورنالیسم ان روزنامه را هم به افسون خود مبتلا می‌کند. مگر نه اینکه بسیاری از روزنامه نگاران با سابقه ما همگی در دهه ابتدایی انقلاب در«ایرنا» فعالیت می‌کردند؟ سحرخیز وجوانفکر در حال حاضر هر کدام در کجای جغرافیای سیاست ایران سیر می‌کنند؟

بگذریم.روز خبرنگار دیگری رسید اما این بار بی‌یاورتر از سال گذشته، انجمن‌مان که با الطاف عزیزان دولت دهم پلمب شده است، «اعتماد» ،«اعتمادملی»،«بهار»،«ایراندخت» و...که در توقیف موقتند! درجه به درجه آزادی 360 درجه‌ای رئیس دولت دهم را هم که با  پوست و گوشت در حال تجربه کردنیم و...

وقتی که به فعالیت حرفه‌ای دوستانم درسال‌های اخیر که هر کدام مشعلی شده‌اند برای آگاهی ملت می‌اندیشم نا خودآگاه یاد این ترانه می افتم که:«هرجا  چراغی روشنه از ترس تنها بودنه...ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه»

View Original Article

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر