عزتالله سحابی، در رنجنامهای سرگشاده با عنوان «درد این دختران و پسرانم را به کجا ببرم؟» از «فشارهای روحی وجسمی» علیه زندانیان انتقاد کرد.
وی با اشاره به بازجويیهای مکرر از زنان زندانی، همچون بدرالسادات مفيدی، هنگامه شهيدی و شيوا نظرآهاری، و «توهين و افترا به آنان برای شکستن روحيهشان» نوشته است: «اين برخوردها تا آن حد بوده است که برخی از اين بانوان از خدا طلب مرگ کردهاند.»
آقای سحابی با اشاره به نامهای زیدآبادی، اصالنو و برخی زندانیان سیاسی دیگر افزوده است: «آنان برخلاف همه عرفهای اخلاقی و قانونی مبتنی بر طبقهبندی زندانیان، به زندانهای دیگری مملو از مجرمانی با جرایم سنگین جنایی تبعید شدهاند.»
سحابی با ابراز تأسف از اینکه زمامداران کنونی ایران «تمام اصول دینی و اخلاقی را زیر پا گذاشتهاند و برای حفظ قدرت دو روزهی دنیایی این طور قید هرگونه اخلاق و مذهب را زدهاند» افزوده است که آنان «از هر روش و ابزاری برای ادامهی قدرت خود استفاده میکنند.»
آقای سحابی در پایان این نامه می نویسد: آنچه حاکمیت ما به نام دین علی انجام میدهد آسانگیری و گذشت از هر فساد و تباهی سیاسی و اقتصادی و قتل و غارتی است که بعضی از خودیها در بانک و شرکت و بازار و یا کوی دانشگاه و زندان اوین و کهریزک انجام میدهند و سختگیری و فشار، آن هم با به کارگیری انواع فشارها علیه زنان و مردان دستبسته و چشمبسته و بیگناهی است که اهداف و آمال و وعدههای همان انقلاب را مطالبه میکنند. ای خدای بزرگ، ای تغییر دهنده قلبها و فکرها، یا حال و روز ما را دگرگون کن یا مرگ مرا برسان.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر