کانون ایرانیان

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

جوک، اس ام اس و شایعه به جای روزنامه

این روزها دو روزنامه نگار کهنه کار ایرانی در دو اظهار نظر جداگانه، دو دیدگاه بسیار متفاوت و عمیق نسبت به نقش و جایگاه روزنامه در جامعه ابراز کرده اند. دیدگاه نخست، نوشته مسعود بهنود در شهروند امروز است با عنوان حکومت رسانه چاپی و دیدگاه دوم مصاحبه روزنامه اعتماد است با ماشاءالله شمس الواعضین تحت عنوان شايعه، قوي ترين رسانه فعلي کشور است .

مسعود بهنود با یادداشتی توصیفی در ذیل عکس صف طولانی مردم در مقابل دکه روزنامه فروشی، به تشریح نقش و جایگاه ممتاز روزنامه در سده اخیر می پردازد و آن را برنده عرصه عمومی در مقایسه با دیگر رسانه ها عنوان می کند. بهنود در ادامه به تاثیر شگرف اینترنت و فضای سایبر بر عرصه عمومی اشاره می کند و می گوید: جهان تازه به قول بیل گیت، تلویزیون را مسخره کرده و همه می دانند ده سال دیگر تلویزیون به معنای امروزی وجود نخواهد داشت. نسل تازه اینترنت جای تلویزیون می نشیند. و جای رادیو، با این تفاوت که هم اکنون هر کاربر اینترنت خود یک فرستنده رادیو و حتی تلویزیون می تواند بود.

او در پایان بر مانایی روزنامه چاپی در عصر سایبر تاکید می کند و اظهار می کند: اینترنت نمی تواند روزنامه را هم مانند رادیو و تلویزیون بخورد. نه نمی تواند. آری لطمه زده است و روزنامه های معتبر جهان را مجبور کرده که در اینترنت هم جائی برای خود دست و پا کنند، اما هنوز میراهستند امواج الکترونیک. آری می شود سندها و تصاویر را نگهداری کرد و ارشیو ساخت، اما به که باید گفت که نامه هنوز آن است که بر کاغذی نوشته می شود با قلم. روزنامه هنوز شاهد و معشوق است.

در این سوی، اما شمس الواعظین به نقش و تاثیر بسیار پایین روزنامه در عرصه عمومی می پردازد و می گوید: ارديبهشت سال 79 زماني که مطبوعات آزاد و مستقل در ايران تعطيل و توقيف شدند و تيراژ چهار ميليوني روزنامه هاي يوميه ايران به يک ميليون سقوط کرد و سه ميليون مخاطب در ايران از بين رفت. وقتي فرزندي ديگر روزنامه زير بغل پدرش نمي بيند، رغبتي به مطالعه روزنامه پيدا نمي کند. الان کمتر خانواده يي مي بينيم که مانند سال هاي 77 و 78 روزنامه خوان باشند.

وی به عدم وجود تمرکز و قدرت رسانه ای در کشور اشاره می کند و تصریح می کند: توليد پيام در کشور ما تقريباً به دست بنگاه هاي خارجي افتاده است. هر کس مي گويد نه، بيايد با من محاجه کند. از کجا اين را مي گويم. من وقتي با برخي رسانه هاي خارجي گفت و گو مي کنم، از کوچه پس کوچه گرفته تا تاکسي، مردم واکنش نشان مي دهند. اين نشان دهنده حضور قوي يک رسانه در خانه هاي مردم است. جالب است که بگويم صبح ها همين کانال ها در دفاتر بسياري از مقامات سياسي روشن است. مديران همه ماهواره دارند و نگاه مي کنند. اصلاً رسانه هاي ما در کمپ هاي تصميم ساز کشور حضور ندارند.

شمس الواعظین در بخش آخر مصاحبه خود مدعی می شود: من با مطالعه مي گويم قوي ترين رسانه ملي ما تا اطلاع ثانوي رسانه شايعه است. شايعه به سرعت نفوذ افقي حيرت آوري پيدا مي کند و حتي مي توانم بگويم نفوذش از تلويزيون هم بيشتر است.

او می گوید: گيرنده پيام ما هنوز به رسانه هاي سنتي علاقه مند و معتقد است الان بازار جوک و اس ام اس بسيار قوي است. اکنون تاثير رسانه يي به نام اس ام اس از تيراژ کل مطبوعات ايران بيشتر است.



واقعیت این است که جایگاه روزنامه در ایران امروز تحت تاثیر فضای سیاسی و نه به دلیل ظهور سایبر به شدت تنزل پیدا کرده است. تیراژ یک میلیونی تمام روزنامه ها برازنده میلیونها ایرانی نیست. باید به بهنود گفت: بهنود عزیز! دیگر در این کشور روزنامه حکومت نمی کند. حاکم بلامنازع عرصه عمومی نه روزنامه، رادیو و تلویزیون و نه حتی فضای سایبر، که جوک و اس ام اس است.

انسداد سیاسی حاکم، محدودیت بسیار بالای آزادی بیان از یک طرف، بی اعتمادی و ناامیدی ایرانیان، کثرت روزنامه های زرد اصحاب سانسور و قلت روزنامه ها و روزنامه نگاران متعهد ، همه و همه دست در دست هم داده و رسانه چاپی را از اریکه حکومت به پایین کشیده اند.

این یک فاجعه بزرگ است که روزنامه نگار برجسته کشور می گوید تاثیر اس ام اس از تیراژ همه مطبوعات ایران بیشتر است. اس ام اس نه تحلیل است، نه تحریر است، نه مستند است، نه تنویر است و تصویر، اس ام اس تنها یک یا دو عبارت کوتاه بی بنیه ، بی پایه و اساس است اما کوبنده و موثر!

روزنامه تلاشی است برای تجلی حقیقتی از واقعیتی اما اس ام اس پراکندن شایعه ها است از شایعه ها! ملتی که نمی خواهد تحلیل و تفسیر بخواند بناچار باید اطلاعات خود را از شایعه ها بگیرد و انتخاب خود را بر این اساس انجام دهد.

ایرانیان در این سالها سرمایه های زیادی را از دست داده اند. اما نابودی رسانه و ضعف فضای عمومی شاید از همه تلختر و زیان بارتر باشد. وقتی روزنامه جایگاه واقعی خود را از دست بدهد افکار عمومی منحرف می شوند. تنزیل جایگاه روزنامه به سقوط اندیشه و تفکر می انجامد. جامعه ای که روزنامه نمی خواند نمی تواند درست انتخاب کند. توده روزنامه خوان خاتمی را بر کرسی می نشاند و توده اس ام اس خان احمدی نژاد را!

برگرفته از: ابوذر آذران

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر