در ادامۀ نزاع لفظی ایران با ایالات متحده، وزارت دفاع آمریکا در گزارشی به کنگره اطلاع داده بود که "لشکر قدس"، بازوی برونمرزی "سپاه پاسداران"، پایگاههایی در آمریکای لاتین به دست آورده، و به ویژه در ونزوئلا فعال است. هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا، این اتهام را به شدت رد کرد.
هوگو چاوز حضور نیروهای سپاه پاسداران در ونزوئلا را رد کرد سه شنبه (۲۷ آوریل) یک مقام بلندپایهی ارتش آمریکا اظهار داشت که حضور ایران در ونزوئلا عمدتا سیاسی و تجارتی است، نه نظامی. ژنرال داگلاس فریزر، فرمانده ستاد جنوبی ارتش ایالات متحده، به خبرنگاران گفت که جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین حضور نظامی ندارد. او افزود: «ما شاهد علاقه روزافزون ایران به آمریکای لاتین هستیم، اما هیچ نوع نفوذ نظامی دیده نشده است».
ایالات متحده پیش از این، لشکر قدس را به حمایت از نیروهای شبه نظامی در عراق و لبنان متهم کرده بود. به نظر آمریکا، این واحد سپاه پاسداران بر سیاست خارجی ایران نیز نفوذی تعیینکننده دارد.
تناقضات سیاست اتمی اوباما
باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، جهانی فارغ از سلاح هستهای را از ارکان خط مشی سیاسی خود دانسته است. کنفرانس واشنگتن که هفته پیش برگزار شد، برای یافتن راههای عملی تحقق همین شعار بود. اما بحث خلع سلاح هستهای، که با برنامه هستهای مناقشهبرانگیز ایران ابعادی تازه پیدا کرده، در آرایش نیروهای امروز به ناگزیر مسائل دیگری را به دنبال میکشد.
در منطقه خاورمیانه تنها اسرائیل به زرادخانهی اتمی مجهز است، و این طبعا به مذاق همسایگان مسلمان آن خوش نمیآید. کشورهای عربی، ترکیه و بیش از همه ایران، قصد دارند از فضای کنونی برای زیر فشار گذاشتن اسرائیل استفاده کنند. مخالفان اسرائیل در سراسر جهان تبلیغ میکنند که تهدید اصلی در خاورمیانه، نه از جانب خطر "احتمالی" ایران، بلکه از جانب "خطر واقعی" اسرائیل صادر میشود.
درست است که اسرائیل برخی از سرزمینهای عربی، مانند کرانه باختری و بلندیهای جولان را در اشغال دارد، اما این نتیجه مستقیم جنگ دفاعی این کشور است. زیرا این کشورهای عربی بودند که با هجوم به اسرائیل قصد داشتند این کشور را نه تنها اشغال، بلکه نابود کنند. باید به این واقعیت توجه کرد که از زمان جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ تا کنون، اسرائیل هرگز به دنبال بسط قلمرو خود نبوده، بلکه برعکس، قسمت عمدهی مناطق اشغالی، یعنی صحرای سینا و نوار غزه را پس داده و با کشورهای مصر و اردن قرارداد آشتی منعقد کرده است.
با وجود حضور عناصر افراطی در اسرائیل که آرزوی "اسرائیل بزرگ" را در سر میپرورانند، روشن است که رؤیای "ارض موعود" با واقعیات دنیای ما سازگار نیست، و اسرائیل دیر یا زود کرانه باختری را نیز تحویل خواهد داد.
"ایران خطرناکتر از اسرائیل"
کشورهای عرب خاورمیانه اعتقاد دارند که ایران به دنبال انرژی هستهای است، زیرا قصد دارد نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد، و تعادل و ثبات کنونی را به هم بریزد. مصر و عربستان سعودی سیستم دفاعی خود را با کمک ایالات متحده تقویت کردهاند، و به گفتهی کارشناسان غربی، این اقدام از ترس اسرائیل نیست، بلکه از بیم ایران است.
به عقیدۀ آگاهان به اوضاع منطقه که نظر برخی از آنها را سایت "دی ولت" انتشار داده، این حق ایران است که نگران امنیت و حاکمیت ملی خود باشد. واقعیت اما این است که امنیت ایران به هیچوجه از جانب اسرائیل تهدید نشده است. پیش از آنکه جمهوری اسلامی به نفرت ضدیهودی دامن بزند و نابودی اسرائیل را تبلیغ کند، دو کشور نه تنها دشمن نبودند، بلکه پیوندی استراتژیک داشتند، زیرا ناگزیر بودند در منطقهای که زیر نفوذ کشورهای عرب است، از حق موجودیت خود دفاع کنند.
به گفتهی این کارشناسان، اگر رژیمی فارغ از تعصبات اسلامی در ایران بر سر کار بیاید، بیتردید این دشمنی کینهتوزانه میان دو کشور پایان میگیرد و آنها بار دیگر بر سر منافع مشترک با هم متحد خواهند شد. اسرائیل دیگر ایران را بزرگترین تهدید برای امنیت خود نخواهد دید و ایران نیز به حمایت تسلیحاتی از پیکارجویان در فلسطین و لبنان پایان خواهد داد.
روزنامه «دی ولت» مینویسد، کشور ایران نه از جانب اسرائیل، بلکه از جانب همسایگان خود تهدید میشود. در تاریخ معاصر ایران نیز، بزرگترین حمله به این کشور از جانب عراق صورت گرفت که به جنگ خونین هشت ساله انجامید.
تردیدی نیست که با سقوط صدام حسین در عراق، ایران اینک از جانب مرزهای غربی خود امنیت بیشتری احساس میکند. جالب این که هیچ رژیمی به اندازهی ایران از حملۀ آمریکا به خاک عراق سود نبرده است. برخی کارشناسان معتقدند، ایران به جای "برخورد مسئولانه" با این موقعیت، به دنبال جاهطلبی سیاسی و بهرهگیری هرچه بیشتر از موفقیت خود است، حتی به بهای تهدید سایر کشورهای منطقه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر