مذاكرات جلسه تفهيم اتهامات به صدام حسين و دستيارانش كه از تلويزيون عراق و تلويزيونهاي عربي پخش شده بود، دوم ژوئيه 2004 هم در صدر اخبار رسانه هاي قرارداشت و برخي خبرنگاران كه در عراق بودند نظر پاره اي از عوام الناس عراقي را در اين زمينه پرسيده و مخابره كرده بودند.
براي مثال:
يكي از مصاحبه شدگان به نام محمدكاظم گفته بود: تا آنجا كه من مي دانم صدام كساني را اذيت مي كرد كه به عراق آسيب مي زدند و قصد خيانت به ملت را داشتند.
محمد مهدي كارمند هتل اظهار نظر كرده بود كه اين محاكمه مسائل عراق را حل نمي كند. مسائل ما هر روز ابعاد بيشتري پيدا مي كند.
دو نفر ديگر گفته بودند كه آمريكاييان دست کم در آخرين لحظه عاقلانه عمل کردند که لباس خوب بر تن صدام پوشاندند و باعث گسترش خشم هواداران او نشدند. اگر آمريكاييان آن طور که مدعي هستند بيم ندارند، چرا اعلام نمي كنند كه صدام را در كجا زنداني كرده اند. تلفات آمريكا در عراق به افسانه شكست ناپذيري اش پايان داد و متوجه شد كه با مردم عادي نمي تواند بجنگد. خودش را اينجا گرفتار كرد، كشورهاي ديگر با خاطري آسوده دارند جلو مي افتند.
يك روحاني سني در اظهار نظر خود گفته بود كه گناه بزرگ صدام اين بود كه به حرف آمريكا گوش كرد و با ايران به جنگ پرداخت و همه مشكلات از همين جنگ شروع شد. صدام در آن زمان با آمريكا خوب بود. اسرائيل عراق را بيش از هر كشور عربي ديگر مخالف خود مي دانست و آمريكا را تحريك مي كرد. البته نفت هم در اشغال نظامي عراق كه خدا داند به كجا بيانجامد دخيل بود.
محمد عايش الخميصي چنين ابراز نظر كرده بود: ما تا زماني كه سرباز آمريكايي در اينجا باشد هيچ دادگاهي را نمي پذيريم. محمد البكر اظهارداشته بود: چرا سران آمريكا كه در ويتنام بمب شيميايي «ايجنت آرنج» فرو ريختند و هنوز ويتنامي ها از اين بابت قرباني مي دهند محاكمه نشده اند. در اين مدتي كه آمريكائيان در اينجا هستند (تا زمان جمع آوري اين اظهار نظرها؛ 15 ماه) ده برابر زمان صدام آدم كشته شده است. چرا به محل جشن عروسي بمب انداختند، به همين دليل هم صدام براي برقراي نظم و امنيت سخت گيري مي كرد. خشونت صدام در زندان ابوغريب بدتر از شكنجه هاي آمريكاييان در همين زندان نبود.
عودي فالح در پاسخ به پرسش خبرنگاران گفته بود که اظهار نظر کردن درباره محاکمه صدام براي او کاري آسان نيست.
سليمان الزيد، عراقي ديگر گفته بود: آيا جرم صدام بيشتر است يا جرم آمريكا كه بدون جهت به يك كشور دوردست كه امنيت و منافع آن را هم به خطر نيانداخته بود تجاوز كرد و همه دستاوردهايش را برباد داد و به نام دمكراسي، رئيس جمهوري و ساير مقاماتش را به بند كشيد و اسم خودش را هم آزاديبخش گذاشت. اگر آزاديبخش است چرا سربازانش جرات نمي كنند در خيابان آزادانه راه بروند و از مغازه ها خريد كنند و در رستورانها غذا بخورند. چرا دنيا خفقان گرفته و اعتراض نمي كند. از لندن براي ما نخست وزير وارد مي كنند و حرف از دمكراسي مي زنند!. چرا زير نظر دولت بي طرف هند يك انتخابات منصفانه برگذار نمي كنند تا در آن از عراقي ها بپرسند كه چه دولتي و چه فردي را مي خواهند؟. اتهاماتي كه به دولت صدام وارد كرده اند به هر دولتي در سراسر جهان مي شود وارد ساخت. اصلا به ديگران چه مربوط است دخالت كنند آن هم با سرباز و تانك .اين آدمهايي را كه آمريكا آورده يك عده فراري بودند. در اينجا پرونده دارند و محال است كه عراقي ها آنها را از ته قلب قبول كنند. عراق كشوري است كه بي سواد ندارد و مردمش از زمان عبدالكريم قاسم توي سياست بودندو فريب نمي خورند.
بانو زبيده كه حاضر نشده بود نام خانوادگيش را بگويد به خبرنگاران گفته بود كه لشكركشي آمريكا زير سر دولت كويت و دولت سعودي است. آمريکا نفت ما را مي خواهد، و مي توانست بدون لشکرکشي و جنگ، ضمن سازش با صدام به اين هدف خود برسد و حتي در عراق پايگاه نظامي به دست آورد. «خالد موفق» اظهار داشته بود: فقط صدام مي دانست كه چگونه مي توان عراق را اداره و امن كرد. در زمان او ما امن بوديم. او مجازات مي كرد فقط آنهايي را كه مملكت را مي چاپيدند، خيانت مي كردند، قصد تجزيه داشتند و يا با «سيا» تماس مي گرفتند. صدام فقط حاضر به دست برداشتن از مخالفت با اسرائيل نبود و ريشه اشغال نظامي ما در همينجا بود و انحصار نفت.
البته عده اي نظرات ديگري ابراز داشته بودند كه عمدتا از ساكنان مناطق كردنشين بودند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر