بيست سال پيش از امضاى قرارداد تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ (ميان انگلستان و روسيه) در سن پترزبورگ كه مورخان متفق القول از آن به عنوان شرم آورترين معاهده قرن ۲۰ ياد كرده اند، انگلستان و روسيه چهارم جولای ۱۸۸۷ در زمينه سرنوشت خراسان بزرگتر و ایران خاوری به توافق رسيدند كه اين توافق نيز بر ضد تماميت تاريخى ايران بود. طبق اين توافق، انگلستان سلطه روسيه بر منطقه «فرارود ـ امروزه شامل سه کشور و قسمت هایی از دو کشور دیگر» را برسميت شناخت و روسيه نفوذ انگلستان را بر مابقی آن (ایران خاوری شامل خراسان شرقی، زابلستان، سیستان و ... = افغانستان امروز). به اين ترتيب، خراسان بزرگ (که امپراتوری های اسلامی ازجمله عباسیان ـ با اینکه خراسان پاسدار زبان پارسی و تمدن و فرهنگ ایرانی بود ـ از تقسیم آن خودداری کرده بودند) به سه بخش تقسیم شد که بخش غربی آن ـ آن هم به دلیل حسّاسیت ایرانیان شیعه نسبت به شهر مشهد برای دولت تهران باقی ماند و ايران رسما و عملا تا حدّ امروز كوچكتر شد!. آن قسمت از خراسان که در شمال آمودریا (جیحون) بود سهم روسیه و جنوب این قسمت در کنترل خوانین پشتون تحت نفوذ انگلستان قرارگرفت (تاجیکها تمایل بیشتری نسبت به دولت تهران داشته اند). هرات حاکم نشین خراسان در طول قرون در منطقه نفوذ لندن واقع شد. در کتابهاي تاريخ و جغرافياي دوران امپراتوري اسلامي و تا قرن نوزدهم؛ نيشابو، بلخ، بخارا، مرو، سمرقند و ... شهرهاي بزرگ خراسان بشمارآورده شده اند. انگلیسی ها به زادگاه رستم زال و کیانیان با آن همه تاریخچه و داستان نیز اعتنا نکردند و از پیکر ایران (پرشیا) جدا ساختند. دولت لندن در سه دهه نخست قرن نوزدهم با واسطه گری میان ایران و روسیه که دو جنگ طولانی و پرتلفات با هم داشتند کمک کرده بود که قفقاز (اینک شامل سه کشور و چند منطقه خودمختار دیگر) به روسیه داده شود. رقابت هاى استعمارى انگلستان و روسيه در قرون ۱۹ دو دهه اول قرن 20 دشوارى هاى متعدد براى ايران و ایرانیان به بار آورده است که فصلی طولانی از تاریخ عمومی را تشکیل می دهد ـ فصلی که ادامه دارد. طمع دولت لندن به منطقه خلیج فارس و بین النهرین (مزوپتومیا) از قرن شانزدهم و سپس مداخله و استعمار آنها در قرن 19 و پس از جنگ جهانی اول و نیز تقسیم بلوچستان با دوز و کلک، مسائل دنباله دار دیگری برای ایران بوجودآورده است که به تدریج مشکل جهانی شده اند. در دهه یکم قرن 21 مناطق پیرامونی جداشده از ایران به صورت کانون چند بحران جهانی و جنگ و جدال درآمده اند.
سرزمين كليدي افغانستان نيز به خاطر موقع جغرافيايي خود در رنج و گرفتاري است. مشكلات جاري افغانستان از سوم ژوئيه 1979 شدت گرفته است كه در اين روز جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا دستورالعمل محرمانه كمك همه جانبه را به مخالفان دولت كمونيست كابل كه دست نشانده مسكو بود امضاء كرد و .... گفته شده است كه همين دستور العمل سرانجام به پيدايش طالبان و القاعده انجاميد و ....
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر