کانون ایرانیان

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

نقش ايران در شكل گيري قدرت ها و اهميت دوستي اش براي مسكو


جنگ دريايي سه روزه «چشمه» ميان ناوگان روسيه و عثماني در درياي اژه از پنجم ژوئيه (15 تيرماه) 1770 آغاز شد و آخر وقت هفتم ژوئيه اين سال با شكست سخت ناوگان عثماني پايان يافت و دولت روسيه خبر اين پيروزي را توسط يك فرستاده ويژه به دولت ايران اطلاع داد كه در تاريخ، اقدامي تعجب برانگيز توصيف شده است. در آن زمان براي سياست خارجي دولت روسيه دو هدف در اولويت قرار داشت؛ يكي گرفتن سهم در منطقه مديترانه و ديگري رسيدن به آبهاي اقيانوس هند تا در سلطه بر ملل فاقد توپ دورزن و ناو توپدار از ساير استعمارگران اروپايي عقب نماند. تزار وقت براي رسيدن به هدف يكم، ناوگان خود را براي جنگ با عثماني، از بالتيك به درياي اژه فرستاده بود كه نتيجه اش نبرد دريايي چشمه بود.
روسيه مي دانست كه بدون داشتن برتري برعثماني و ايجاد يك بيم دائمي از تعرض در دل سران اسلامبول، حضور در اژه و گسترش نفوذ رواني در مناطق شمالي درياي مرمره (مناطق بلغارنشين و اسلاونشين بالكان جنوب شرقي) نخواهد توانست به هدف خود در مديترانه دست يابد و بدون در اختيار داشتن افغانستان و غرب رود سند (بخش غربي پاكستان امروز) به اقيانوس هند برسد. روسيه همچنين مي دانست كه بدون دوستي با ايران و جلب اعتماد اين دولت نمي تواند به هدف دوم دست يابد. روسيه همچنين واقف بود كه عثماني با ايران بر سر مناطقي در قفقاز و بين النهرين (عراق امروز) اختلاف و درگيري دارند و تا اين حالت ادامه داشته باشد، دولت اسلامبول (عثماني) جرات انتقال همه نيروهايش را به جبهه احتمالي با روسيه نخواهد داشت؛ بنابراين اختلاف ايران و عثماني بايد ادامه مي يافت. با اين دو هدف، روسيه قصد تعرض به ايران را در سر نداشت؛ راه دوستي و اتحاد با ايران را جستجو مي كرد، ولي پيروزي اش در جنگ دريايي «چشمه» سبب شد كه استراتژي قبلي تغيير كند و به تدريج مدعي قفقاز ايران شود. پيدايش ناپلئون در فرانسه و درافتادن او با دولت لندن و اتحاد موقت با ايران، بي اطلاعي دولت تهران از وضعيت و واقعيت هاي وقت اروپا و بي تجربه بودن در بازي هاي ديپلماتيك (به ويژه ديپلماسي چماق و هويج = يك ساعت اخم كردن، نهيب زدن و تهديد كردن و ساعت بعد چهره بازكردن و لبخند زدن)، خاطره بد گرجي ها از انتقامي كه آغا محمدخان قاجار از آنان در پي نزديك شدن به روسيه گرفته بود و درنتيجه نااميد شدنشان از تهران سبب شدند كه دولت تزار تا سال 1828 در چند جنگ بر عثماني و ايران فائق آيد و مرزهاي ايران و عثماني (تركيه) را در آن منطقه به خطوط امروز محدود كند كه اين متصرفات تنها تا سال 1991 (فروپاشي شوروي كه برجاي امپراتوري روسيه نشسته بود) برايش باقي ماندند.
به باور تاريخدانان، از آنجا كه درپي انحلال پيمان ورشو (يكم ژوئيه 1991) كه حاصل روسها از دادن 27 ميليون كشته در جنگ با هيتلر بود و خلف وعده هاي اواخر دهه 1980 آمريكا به گورباچف و توسعه ناتو؛ ناسيوناليسم روس را بيدار ساخته و درآستانه ورود مجدد به ميدان سابق است. غرب با درك اين واقعيت، دست بكار شده و آغاز به بستن راههاي روسيه كرده است و مداخله جاري در افغانستان يكي از اين برنامه هاست. رويداد 11 سپتامبر 2001 به آمريكا اين فرصت را داد كه به بهانه مبارزه با تروريسم سريعا وارد آسياي ميانه (فرارود) شود ولي اين برنامه با حركت منفي ازبكستان موفقيت چندان نداشت. ايجاد سه سازمان اتحادي در «اوراسيا» ازجمله سازمان شانگهاي غرب را در برنامه قراردادن روسيه در يك قالب محدود، بر سر دوراهي «انصراف و سازش» و يا «ادامه برنامه» قرارداده است و گسترش مقاومت افغانها و افزايش تلفات، وضعيت را بر غرب پيچيده تر كرده است. در اين ميان، برخلاف گذشته دور، غرب اميد به جلب اعتماد و دوستي با تهران را تقريبا از دست داده است كه نقشي مهم در شكل گيري قدرت ها مي تواند داشته باشد. برخي از اين تاريخدانان، اشغال نظامي عراق توسط آمريكا را هم در رديف برنامه هاي آمريكا براي پيشگيري از بازگشت دوباره مسكو به جهان عرب مي دانند و مي گويند: صرف نظر از وعده هاي تبليغات انتخاباتي دو نامزد، هركدام از آنان كه در نوامبر 2008 رئيس جمهور آمريكا شود، اين دولت در آينده اي قابل پيش بيني عراق را تخليه نخواهد كرد و از دولت عراق كه كشور در اشغال نظامي است جز حرف خالي از عمل كاري ساخته نخواهد بود. تخليه عراق تنها با فشار قدرت هاي جهاني ديگر و يا وضعيتي نظير ويتنام دهه 1970 عملي خواهد بود.
به نظر اين تاريخدانان، غرب نه تنها ايران را به عنوان متحد و دست كم يك دوست از دست داده بلكه اينك مي كوشد كه به هر ترتيب مانع تحكيم دوستي مسكو با ايران شود كه تحكيم دوستي ايران و روسيه تا سرحد اتحاد، نقشه هاي غرب در خاور ميانه، آسياي ميانه و آسياي جنوبي را نقش بر آب مي كند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر