در تفسير و اظهار نظرها در باره فيلم مستند «فارنهايت - ناين ايلون» ساخت مايكل مور كه نمايش آن از اواخر ژوئن 2004 آغاز شده بود سخن از يك انقلاب در صنعت فيلم سينمايي به ميان آمده بود.
طبق اين تفسيرها، ابتكار «مايكل مور»، سينما و ژورناليسم را كه دو پيكر، از مجموعه رسانه هاي همگاني هستند به صورت يك رسانه واحد درآورده است و گفته شده است؛ كار او كه يك پديده تازه بود اقتباس و دنبال خواهد شد و در آينده نمونه هاي ديگر فيلمهاي سينمايي از اين دست به بازار خواهد آمد كه از تلفيق گزارشهاي مستند و مصاحبه با افراد حقيقي و نمايش صحنه هاي واقعي با هدف مشخص، و تحت عنوان يك سوژه توليد خواهند شد و اين، چيزي جز ازدواج ژورناليسم و صنعت سينما نيست و نسل نو خواهان مشاهده واقعيات است تا تخيل. اين نسل بيش از نسلهاي گذشته مشكلات سياسي ـ اجتماعي را لمس مي كند و در جستجوي يافتن ريشه آنها و شناخت مسئول و يا مسئلان است.
به اظهار برخي از اصحاب نظر، فيلم فارنهايت بازي هاي حكومت كنوني آمريكا و در نتيجه ضعف آن را منعكس ساخت. اين صاحبنظران گفته اند که اين فيلم حلقه هاي ضعيف جامعه آمريكا از جمله فقر برخي از مردم اين كشور را نشان داد و ثابت كرد كه دولت به جاي هزينه كردن و رفتن به عراق بهتر بود به فقر و حل مسئله درمان در داخل آمريكا توجه مي كرد. بنا به همين اظهار نظرها، اين فيلم با اسناد غير قابل انكار نشان داد كه يك دولتمرد (اشاره به جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا) از فرصت هاي به دست آمده ، براي اجراي نيات قديمي خود كه ارتباط زياد هم با منافع آمريكاييان ندارد استفاده كرده و موضوعهاي جدا از يكديگر را به هم بافته و بهانه جنگ با عراق و تصرف آن را به دست آورده كه موفقيت آميز نبوده است. اين فيلم، به نظر مفسران وارد در امور رسانه هاي همگاني، روش تهيه گزارشهاي مصور را هم تغيير خواهد داد و تهيه كنندگان اين گزارشها را مجبور خواهد كرد كه بيش از گذشته وارد عمق مسائل شوند و از همه جنبه هاي قضيه تصوير بگيرند تا خريدار داشته باشند و اين است درس مهمي كه فيلم فارنهايت به تصوير برداران گزارشهاي روز داده و آنان را به تامل و تغيير روش كه همانا تكامل حرفه اي است وادار كرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر