کانون ایرانیان

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

اخبار ویژه کیهان

نوكر بي اختيار دست بي بي سي و سران فتنه را رو كرد (خبر ويژه)

انگليس و آمريكا با حمايت از دولت شاپور بختيار تلاش داشتند مانع از پيروزي انقلاب اسلامي در روزهاي آخر شوند.
اين مطلب را مجيد تفرشي از حاميان ميرحسين موسوي در لندن با اشاره به اسناد وزارت خارجه انگليس عنوان كرده است. اذعان به اين واقعيت تاريخي از آن جهت حائز اهميت است كه جريان سياسي همسو با انگليس در فتنه پس از انتخابات و شبكه بي بي سي، مشتركاً تلاش دارند به القاي بيطرفي انگليس و شبكه رسانه اي آن در جريان پيروزي انقلاب بپردازند و حتي چنين ادعا كنند كه بي بي سي از انقلاب اسلامي حمايت مي كرد(!؟) بنابراين امروز همكاري با آن مباح است!
تفرشي كه در لندن اقامت دارد درباره آن بخش از اسناد وزارت خارجه انگليس كه پس از 30 سال امكان انتشار يافته، گفت: نكته برجسته در اين اسناد، تلاش دولت بختيار و البته حمايت ضمني دولت هاي آمريكا و بريتانيا براي تأخيرانداختن در ورود آيت الله خميني به ايران است. آن موقع به نظر مي آمد (الان هم ثابت شده كه آن ديدگاه درست بوده) كه هر چه ورود آيت الله خميني به تأخير بيفتد، دولت شاپور بختيار مجال بيشتري خواهد داشت كه خود را به عنوان يك نيروي مستقل تثبيت كند. بختيار تلاش مي كرد آن طور كه آيت الله خميني مي خواست، مردم بختيار را با شاه در يك كفه ترازو قرار ندهند.
وي در گفت وگو با راديو زمانه درباره اسناد ديگر وزارت خارجه انگليس افزود: وقتي سايروس ونس در بيانيه اي از دولت بختيار حمايت مي كند، بختيار برآشفته مي شود و از طريق وزير خارجه اش، آقاي ميرفندرسكي و آقاي ويليام سوليوان، سفير وقت آمريكا در تهران، پيام مي دهد كه اين حمايت ها هيچ سودي براي دولت بختيار ندارد و اصرار مي كند كه دولت آمريكا هر كاري مي خواهد بكند، بدون رسانه اي شدن اين حمايت را انجام بدهد. در وزارت خارجه آمريكا دو نفر مستقيم با ايران در ارتباط بودند؛ كاپيتان گري سيك در شوراي امنيت ملي آمريكا كه الان استاد دانشگاه است، اما آن زمان افسر بازنشسته نيروي دريايي آمريكا بود و همين طور آقاي پرشت كه رئيس ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا بود. به اين دو نفر تأكيد مي شود كه به هيچ وجه آشكارا از دولت بختيار به عنوان دولت مورد حمايت آمريكا، نام برده نشود. انگليس و آمريكا اميدوار بودند بختيار موفق بشود و سركار بماند.
وي اضافه كرد: «آمريكا و انگليس علاقمند بودند توسط بختيار ورود آيت الله خميني به ايران را به تأخير بيندازند تا بختيار بتواند ارتش را پس از خروج شاه با خود متحد كند اما عملاً اين اتفاق نيفتاد.»
شايان ذكر است حاميان انگليسي- آمريكايي محمدرضا پهلوي در كودتاي 28 مرداد 1332 چند ماه پيش از پيروزي انقلاب به حمايت از شاپور بختيار (عضو گروهك جبهه ملي كه به درستي از سوي مردم به عنوان نوكر بي اختيار معرفي شد) پرداختند و پس از انقلاب هم علي الدوام از گروهك هاي ضد انقلاب حمايت كردند، طي سال هاي اخير از طيف افراطي جريان موسوم به اصلاح طلبي جانبداري نمودند و در آستانه انتخابات و يا ماجراي امسال هم عاشق چشم و ابروي آقايان موسوي، كروبي و خاتمي شدند. پيدا كنيد پرتقال فروش را!




اكونوميست: مشكل موسوي بنيان هاي انقلاب اسلامي است (خبر ويژه)

يك نشريه انگليسي از اظهارات اخير ميرحسين موسوي به بهانه سالگرد پيروزي انقلاب استقبال كرد.
«اكونوميست» با اشاره به تكرار القائات غرب توسط موسوي مبني بر اينكه انقلاب در دستيابي به اهداف خود شكست خورده است، از تمايل وي به ساختارشكني خبر داد. با وجود تظاهر موسوي به علاقمندي به آرمان هاي انقلاب، اكونوميست نوشت: اظهارات اخير موسوي نامزد شكست خورده انتخابات نشان مي دهد او قصد دارد بنيان هاي انقلاب اسلامي را نيز به چالش بكشد.
اكونوميست با بيان اينكه «اظهارات ميرحسين موسوي به منزله تحريك رژيم در آستانه سالگرد انقلاب 57 بود» نوشت: موسوي تنها كسي نيست كه مخالفان را به حضور در خيابان و به جان خريدن خطر ترغيب مي كند. خاتمي نيز با او همراه است.
گفتني است جريان هاي ضدانقلاب در پوشش حمايت از موسوي و به دعوت وي و كروبي و خاتمي، اقدام به تعرض و هتاكي عليه اسلام، انقلاب و مباني قانون اساسي كردند و نهايتا كار را به جسارت عليه امام حسين عليه السلام و امام خميني رساندند.
موسوي در بيانيه خود نظام اسلامي را متهم به استبداد كرده و مدعي شده بود بدترين نوع استبداد، استبداد ديني است. جالب اين است كه سايت ارگان رسمي سازمان سيا (راديو فردا) روز پنج شنبه در گفتگو با شكوه- م (يكي از عناصر سلطنت طلب فراري)، عين عبارت تقليدي موسوي را تكرار كرد و نوشت: بدترين نوع ديكتاتوري ديكتاتوري مذهبي است.
متهم كردن نظام اسلامي به ديكتاتوري حربه نخ نما شده اي است كه رسانه هاي رسمي استكبار و عوامل گروهك آنها طي 31سال گذشته به كار گرفته و اين بار از زبان شماري از عناصر منافق و متظاهر به همراهي به انقلاب تكرار مي كنند.
مواضع ضدانقلابي موسوي به قدري مورد استقبال محافل ضدانقلابي قرار گرفته كه احمد سلامتيان از عناصر نزديك به بني صدر و گروهك منافقين در گفت وگو با بي بي سي اعلام كرد: اظهارات اخير موسوي در تاريخ سياسي ايران بسيار كم نظير بلكه بي نظير بود.
وي درباره تظاهر موسوي به طرفداري از قانون اساسي و مخالفت ضدانقلاب با قانون اساسي گفت: آقاي موسوي دنبال يك حركت فراگير است و نمي تواند با اتكا به نيروي نظامي و خشونت به اهداف خود برسد. بنابراين در تنظيم شعارها، بايد به دنبال وسيع ترين اجماع ها باشد.
سلامتيان در پاسخ به اين سؤال كه چگونه مي توان با توجه به اعتراض اساسي مخالفان به قانون اساسي جمهوري اسلامي، آنان را حول محور اين قانون جمع كرد، گفت: چون آقاي موسوي قصد خودكشي و همچنين شعر گفتن در فضاي خالي را ندارد، ناگزير است به دنبال راه حلي برود تا بتواند در پهنه اجتماعي حداكثر وسيعي را جلب كند.




من مزدور و تو مزدور چه در تهران، چه بيروت! (خبر ويژه)

شماري از سياستمداران و روزنامه نگاران وابسته به جريان آمريكايي 14 مارس در لبنان با صدور بيانيه اي، از فتنه سبز حمايت كردند. بيانيه اين گروه كه به دعوت موسسه سمير قصير تنظيم شد، از سوي سايت ضد انقلابي و آمريكايي جرس منتشر شد.
به دنبال ترور مشكوك سمير قصير همكار روزنامه النهار در سال 2005، كميسيون اروپا با همكاري آمريكا اقدام به راه اندازي موسسه اي به نام وي براي حمايت از جريان 14 مارس و حمايت از روزنامه نگاران طرفدار آمريكا در منطقه عربي كرد.
در بيانيه ياد شده آمده است: «ما لبنانيان دموكرات همبستگي خود را از جنبش دموكراسي و پلوراليسم در ايران اعلام مي كنيم. امروز يكدل و يكصدا از بيروت تا تهران فرياد آزاديخواهي و استبدادستيزي سر مي دهيم».
تعبير اخير از سوي شماري از سياستمداران و روزنامه نگاران لبناني وابسته به آمريكا و رژيم سعودي از آن جهت قابل تامل است كه جرج بوش رئيس جمهور پيشين آمريكا مكررا در سخنراني هاي خود با استقبال از خيانت هاي جريان تابع خويش در كشورهاي منطقه گفته بود «ما از اصلاح طلبان و دموكرات ها در جاي جاي خاورميانه از بيروت گرفته تا دمشق و از تهران تا بغداد حمايت مي كنيم». برخي سران جريان 14 مارس مستقيما در استخدام آمريكا، رژيم سعودي و حتي رژيم صهيونيستي قرار دارند.
دو ماه پيش سايت ضد انقلابي روزنت به نقل از يك روزنامه نگار فراري كه در بيروت اقامت دارد، تصريح كرده بود «مردم كشورهاي منطقه نظير لبنان و مصر و فلسطين، به اصلاح طلبان و جريان سبز به چشم افرادي لس آنجلس نشين و مزدور آمريكا نگاه مي كنند». اقدام اخير شماري از عناصر سياسي وابسته به آمريكا در لبنان نيز در تاييد همين تلقي- از زاويه مخالف- صورت گرفته است.
گفتني است شماري از عناصر ضد انقلاب فراري در لبنان اقامت گزيده و از اين كشور با رسانه هاي ضد انقلاب در آمريكا و انگليس و فرانسه و هلند و آلمان همكاري مي كنند.
حمايت علني جريان آمريكايي- صهيونيستي- سعودي 14 مارس از فتنه سبز در حالي است كه نيروهاي ميداني اين فتنه در روز جهاني قدس با خدمت به آمريكا و رژيم صهيونيستي شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران سر دادند و رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا اين شعارها را نشانه دودستگي در ايران و لزوم افزايش فشارها براي تشديد اختلاف ها عنوان كرد.




وقتي ديكتاتورهاي ناكام از اردوكشي خياباني دنده عقب مي گيرند (خبر ويژه)

ناكامي جريان نفاق ساختارشكن در دو عرصه «انتخابات» و «خيابان» آنها را به تناقض گويي بي سرانجام كشانده است.
سايت مشاركتي نوروز كه هم اكنون توسط برخي عناصر فراري خارج كشور مديريت مي شود، اخيرا در تحليلي به انكار اردوكشي خياباني افراطيون پس از انتخابات پرداخت و مدعي شد به جاي اردوكشي خياباني بايد رأي مردم حاكم باشد. نويسنده اين تحليل فاقد نام، با عنايت به هراس عميق افراطيون از قيام تاريخي ملت ايران در روز نهم دي ماه مي نويسد: تجمع نهم دي ماه يك اردوكشي خياباني بود و هرگز نمي تواند اتمام حجت باشد.
سايت وابسته به عناصر ساختارشكن كه از حاميان اردوكشي هاي خياباني بلافاصله پس از انتخابات بود، اكنون با ژست قابل تامل طرفداري از موضع رهبر انقلاب مي نويسد: برخلاف سخنان رهبري در نماز جمعه 29 خرداد كه طرفين را به پرهيز از اردوكشي خياباني دعوت كرد، آنها به اردوكشي خياباني در واكنش به واقعه عاشوراي تهران پرداختند و با تهييج احساسات ايماني و مذهبي عامه مردم درباره هتك حرمت عاشورا و پاره كردن و سوزاندن قرآن، اصرار دارند حضور افراد در آن تجمع را اتمام حجت بدانند.
ارگان افراطيون فراري در ادامه مي نويسد: با ضرس قاطع مي توان گفت اردوكشي خياباني هرگز نمي تواند معناي همه پرسي داشته باشد چرا كه هرگز تعداد دقيق افراد شركت كننده معلوم نمي شود. تكيه بر اردوكشي خياباني فقط در رژيم هاي استبدادي و توتاليتر رايج است چرا كه در نظام هاي مردم سالار، انتخابات ادواري، فصل الخطاب منازعات و رقابت هاي سياسي است(همان گونه كه رهبري در سخنان 29 خرداد به درستي يادآور اين موضوع شدند).
اين وقاحت سايت وابسته به افراطيون در حالي است كه سران فتنه، با رفتار ديكتاتوري و مستبدانه- با اطمينان به پشتوانه خارجي- در مقابل دموكراسي و انتخابات ايستادند و به خيال تمام كردن كار جمهوريت و اسلاميت(جمهوري اسلامي) يا حداقل باج گيري از نظام، اقدام به اردوكشي خياباني كردند. اين اقدام آنها ملت نجيب ايران را بر آن داشت تا تودهني دوم را در خيابان به حضرات سران فتنه بزنند و به همين دليل هم ملت فارغ از سليقه هاي سياسي، حماسه 9 دي را رقم زدند تا بگويند پاي اسلام، انقلاب، جمهوريت و امام و رهبري ايستاده اند.
هراس از حضور چند ده ميليوني ملت ايران در قيام 9 دي در حالي است كه رسانه هاي حامي فتنه، اغتشاش چند صد نفري مزدوران اجير شده گروهك ها در روز عاشورا را با آب و تاب پوشش داده بودند و البته آن روز خيال نمي كردند رفتار «بزن در رويي» با تودهني بزرگ ملت ايران مواجه شود.
گفتني است افراطيون طي 7 انتخابات اخير(انتخابات مجلس، انتخابات رياست جمهوري، انتخابات شوراي شهر و يك انتخابات خبرگان) با ناكامي مطلق مواجه شده اند.




لوموند: دولت اوباما، زوال يافته ترين دولت تاريخ آمريكاست (خبر ويژه)

مجله فرانسوي لوموند ديپلماتيك با اشاره به اوج گيري گرفتاري هاي آمريكا سياست خارجي واشنگتن را «زياده خواهي با دست هاي بسته» توصيف كرد.
اين نشريه فرانسوي نوشت: اوباما به محض بازگشت از كپنهاگ، نتايج كنفرانس سران درباره محيط زيست را نااميدكننده توصيف كرد. آنجا كه كاخ سفيد درباره پرونده هاي مهم ديگر چون جنگ افغانستان، ايجاد شهرك هاي اسرائيلي نشين در سرزمين هاي فلسطيني، وضعيت هندوراس و... از سياست خارجي جديد سخن مي گويد، در گذار از حرف به عمل بيش از آن كه قانع كننده باشد، به پرگويي مي ماند. با نگاهي به نخستين سال زمامداري اوباما به نظر مي رسد وي به چند كلاس تقويتي و آموزش اضافي نياز دارد.
لوموند ديپلماتيك در ادامه تحليل خود مي نويسد: در بررسي نخستين سال حكومت اوباما بايد به ياد بياوريم كه هيچ يك از سران آمريكا در بدو حكومت خود با موقعيتي چنين زوال يافته و رو به سقوط روبرو نبوده اند. 8 سال پيش هنگامي كه بوش رئيس جمهور شد، ايالات متحده از اقتصادي استوار و ارتشي به ظاهر پرتوان برخوردار بود و حريف جدي پيش رو نداشت. اوضاعي چنان مطلوب، اكنون از بين رفته است. تهاجم به عراق و افغانستان، همدردي و شور برآمده از 11سپتامبر را كه آمريكا برخوردار شده به هدر داد. به درازا كشيدن اين مداخلات، آن را به شكست و ناكامي فاجعه بار و پرهزينه تبديل كرده و روحيه ارتش را متزلزل ساخته است. در همان حال، دولت به مقررات مالي پشت پا زده تا وام هاي نسنجيده اي اعطا كند كه نهايتا به فروپاشي اقتصاد اين كشور انجاميده است. مبادرت به جلوگيري از زوال بيشتر، محتواي اصلي سياست دولت اوباما را تشكيل مي دهد.
لوموند با برشمردن فهرست گرفتاري ها و بحران هاي آمريكا در قبال روسيه، چين، افغانستان و عراق نوشت: شايد زماني هنوز ممكن بود كه موضوع برقراري دموكراسي در افغانستان و بهبود وضعيت زندگي مردم آن كشور را پيش كشيد. اما اكنون به نظر مي رسد كه چنين امري، دست كم با هزينه اي كه آمريكا بتواند تحمل كند، ديگر از دسترس واشنگتن بيرون باشد. ناگزير گزينه موجود ميان پيروزي ممكن طالبان و انجام عملياتي به قصد دادن فرصتي ديگر به رئيس جمهور حامد كرزاي براي جبران اشتباهات گذشته خلاصه مي شد. تشويش ديگر آن است كه نكند پيروزي طالبان در افغانستان به نيروهاي طالبان در پاكستان دل و جرئت بيشتري بخشد.
اين نشريه فرانسوي مي افزايد: وضعيت ايران نيز مبارزه طلبي دردسرساز و دست و پاگيري است. ترجيح آقاي اوباما روشن است. وي خواستار طرح ريزي شيوه برون رفتي از كشمكش بر سر تغليظ اورانيوم بر پايه مذاكره و گفتگوست. اوباما براي تحقق خواسته خويش كوشيد تا ايرانيان را به پاي ميز مذاكره بكشاند و در همان حال لزوم اعمال مجازات ها در صورت شكست اين روش را به روس ها بقبولاند. احتمال اندكي مي رود كه مجازات هاي تازه ايرانيان را به زانو درآورد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر