کانون ایرانیان

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

قانون اساسی، و راهکار برای عبور از بحران موجود






حبیب الله امیری






»بسم الله الرّحمن الرّحیم. من یکسب خطیئة أو إثما ً ثم یرم به بریأ ً فقد احتمل بهتانا ً و إثما ً مبینا ً » (نساء / 112)

و کسی که خود مرتکب خطا یا گناهی می شود، سپس آن را به گردن بی گناهی می اندازد، بهتان و گناهی آَشکار گردن گرفته است.

در خرداد ماه 1388 دوره‌ی دهم ریاست جمهوری فقط به 4 نفر کاندیدا اجازه داده شد تا در رقابت انتخاباتی شرکت کنند که پس از اعلام نتایج انتخابات، 3 نفر از آنان نسبت به شیوه‌ی برگزاری انتخابات اعتراض کردند. در تاریخ 25 خرداد 88 طبق اصل 27 قانون اساسی قشرهای کثیری از ملت به ویژه در تهران نسبت به شیوه‌ی برگزاری انتخابات در یک راهپیمایی آرام اعتراض خود را نشان دادند که متأسفانه حکومت به شدیدترین وجه ممکن با این ملت فهیم و مظلوم برخورد نمود و عدّه ای را به خاک و خون کشید و نیز عدّه ای دستگیر و زندانی شدند.

جمهوری اسلامی ایران با ملت معترض خود نسبت به شیوه‌ی برگزاری اتنتخابات سال 88 توسط نیروهای خود با شدّت تمام و کاملا ً بی رحمانه و خشن برخورد نمود. لکن در کشورهای منطقه مثل تونس و مصر و یمن وبحرین و... که ادّعای آزادی و جمهوریّت و اسلامیّت ایران را ندارند، شاهد بودیم نیروهای آن کشورها چنین خشونتی که حکومت ایران با ملت معترض خود برخورد کرد، هرگز با ملت معترض خود برخورد نکردند.به عنوان مثال مردم معترض مصر چندین شبانه روز در میدان بزرگ قاهره به عنوان اعتراض به هیئت حاکمه‌ی خویش دست به تحصن زدند، آیا حکومت ایران تحمل چنین تحصنی را از جانب مردم معترض خود دارد؟

در تاریخ 26 خرداد 88 حضرت آیة الله العظمی منتظری (ره) پیامی بسیار به جا و شیوا صادر کردند که در قسمتی از آن پیام آمده بود: «... با اعلام نتایجی که هیچ عقل سلیمی آن را نمی پذیرد و براساس شواهد موثق، تغییرات عمده ای در آرای مردم داده شده است...» انتظار ملت ایران با همه‌ی سوابق درخشان از حکام خود این است که حدّاقل مثل کشورهای منطقه که از آزادی های نسبی برخوردارند ملت ایران نیز مثل ملت همان کشورها از آزادی نسبی برخوردار باشند.

باید بگویم آیا این است سزای ملتی که به روحانیّت و مرجعیّت اعتماد کرد و در مقابل دشمنان اسلام و قرآن سینه سپر نمود و جانانه دفاع کرد تا جمهوری اسلامی تشکیل شد؟ آیا این است سزای ملتی که در مقابل آن همه توطئه های داخلی و در مقابل آن هجوم ناجوانمردانه‌ی لشگریان صدام از همه‌ی هستی خویش گذشت و نگذاشت یک وجب از خاک میهن اسلامی اشغال شود؟ آیا این است تکریم و تعظیم از آن همه شهدای والا مقامی که برای دفاع از اسلام وانسانیّت جان های شیرین خویش را به جانان تسلیم نمودند؟

نمی دانم چرا بسیاری از اصول قانون اساسی را که عصاره‌ی آن قول های حضرت امام خمینی (ره) (صحیفه‌ی نور جلد 1 تا 5 ) به مردم و اهداف مقدّس شهدا می باشد، به طور رسمی نقض می کنند.

نمی دانم چرا اصل 37 آن که می‌گوید: «اصل، برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر این که جرم او در دادگاه ثابت گردد.» را در مورد جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای کروبی نقض می کنند و قبل از تشکیل دادگاه و قبل از ثابت شدن جرم آقایان در دادگاه، به طور رسمی در صدا و سیما و در محافل حکومتی به عنوان سران فتنه و ضد انقلاب متهم و محکوم می شوند.

نمی دانم چرا اصل هشتم آن را بی پروا و بدون توجّه به اصل 32 و35 و159 و....به راحتی نقض و این آقایان به همراه همسرانشان در مکان نا معلومی در حبس هستند.

نمی دانم چرا به دنبال اعتراض به شیوه‌ی انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 با توجّه به این که جهانیان می دانند که همه‌ی هستی ملت ایران با حادثه‌ی عاشورای حسینی عجین است، لکن از سوی حکومت آن انبوه جمعیّت معترض را متهم به ضد عاشورای حسینی و متهم به ضد انقلاب و متهم به ارتباط با بیگانگان و گروهک ها نمودند.

مگر مسئولین نظام با این گونه نقض اصول قانون اساسی به دنبال بدنام کردن اسلام و به دنبال سقوط جمهوری اسلامی هستند؟ مگر اوضاع حساس منطقه را اطلاع ندارند؟ چرا بسیاری از مواد اعلامیّه‌ی حقوق بشر در ایران رسما ً نقض می شود؟ چرا ماده‌ی نهم آن «هیچ کس را نباید خودسرانه دستگیر، توقیف یا تبعید کرد» نقض می شود؟ چرا مصوبات ژنو راجع به حقوق زندانیان در ایران که باید در عمل به آن قوانین الگوی همه‌ی جهانیان باشد، در روز روشن نقض و با حیثیّت اسلام و ایران بازی می شود؟

با توجّه به وضعیّت بسیار حساس منطقه و با توجّه به این که بایستی هر گونه بهانه ای از بیگانگان گرفته شود، اگر واقعا ً به دنبال حاکمیّت قانون اساسی و قانون گرایی در کشور هستید، اگر واقعا ً به دنبال پیشرفت اسلام و قرآن و مملکت و نظام و توصیه های حضرت امام خمینی (ره) هستید، اگر آموزه های قرآن و تاریخ اسلام را در مورد نیکان و بدان حکام گذشته قبول دارید، اگر قضاوت نسل آینده را می خواهید ملاک عمل خویش قرار دهید، اگر به دنبال نجات از این بحران خطرناک برای موجودیّت جمهوری اسلامی و مملکت هستید، می توانید از این دو گزینه یکی را انتخاب کنید:

الف: هیأتی به عنوان " حَکم " متشکل از چند نفر از سوی مهندس میرحسین موسوی و جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای کروبی و نیز به همان تعداد از سوی حکومت افرادی انتخاب و مجموعا ً با تشکیل جلسه و یا جلساتی هرچه تصویب کردند، طرفین ملزم به اجرای آن مصوبات باشند و کوشش شود از دامن زدن و عنوان نمودن پیروزی و شکست هر جناح برای حفظ وحدت و انسجام ملت پرهیز شود.

ب : با توجّه به درخواست رسمی آقایان موسوی و کروبی که خواستار تشکیل دادگاه علنی برای خویش شده اند و طبق اصل یازدهم قانون اساسی مسئولیّت تشکیل دادگاه با قوّه‌ی قضاییه است و در اصل سی و چهارم آن آمده است (دادخواهی حقّ مسلم هر فرد است...) و در اصل یک صد و شصت و پنجم آن آمده است (محاکمات علنی انجام می شود...) و در اصل یک صد وشصت وهشتم آن آمده است (رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است...) اگر واقعا ً به دنبال ختم بحران در مملکت هستید و قبول دارید که قانون اساسی ثمره‌ی خون هزاران شهید است و باید اجرا شود، پس نسبت به درخواست آقایان با تشکیل دادگاه علنی هر چه سریع تر موافقت شود. البته علنی بودن دادگاه به این است که همه‌ی مردم بتوانند به طور مستقیم آن را پیگیری نمایند، همانگونه که در مناظره های انتخاباتی انجام شد.

امیدوارم همه‌ی دوستان و دو طرف گفتگو با اخلاق اسلامی و از خود گذشتگی بتوانند مسائل را حل کنند و الگوی یک ایرانی مسلمان باشند.




*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

View Original Article

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر