. با برآمدن هخامنشيان، به طور كلي، و داريوش يكم ، به ويژه، شوش توانست عظمت پيشين خود را [كه در پي تهاجم آشور از دست داده بود،] بازيابد. اما ايلام طبعاً استقلال خود را از دست داد و پس از پارس و ماد مبدل به سومين «استان» امپراتوري شد. هرچند در منابع آن دوران اين كشور «ايلام» (به ايلامي Hatamtu) خوانده ميشد، اما به طور عجيبي در متون پارسي باستان اين سرزمين Uja (= شوش) ناميده شده است. در عصر هخامنشي، شوش ديگر پايتختهاي امپراتوري، مانند انشان و پاسارگاد روزگار كورش، و حتا تخت جمشيد، كه خود داريوش بنيان نهاده بود، و همدان را تحت الشعاع قرار داد. براي نمونه، جالب توجه است كه مأموران دولتي عازم به مقاصدي دور چون مصر، هند، يا آرخوزيا از شوش راهي ميشدند و به شوش باز ميگشتند، چنان كه الواح پرشمار آرشيوي يافته شده در تخت جمشيد مؤيد اين موضوعاند. از اين گذشته، اين اسناد اداري به زبان ايلامي نبشته شدهاند، گويي كه داريوش خواهان استفاده از طبقهي دبيران متعلق به يك دستگاه ديواني و اداري از پيشْ موجود بوده است. بخش عمدهاي از سنگنبشتههاي شاهانهي هخامنشي به سه زبان پارسي باستان، اكدي، و ايلامي نبشته شدهاند، اما زبان ايلامي در آن هنگام تأثيرات ايراني بسياري را پذيرفته بود. خدايان ايلامي پس از بهره جستن از احياي ديني پاياني خود در زمان داريوش و خشايارشا، براي هميشه از اسناد اداري تخت جمشيد ناپديد شدند. ايلام ديگر جذب امپراتوري جديدي شد كه چهرهي جهان متمدن آن روزگار را دگرگون ساخت. (فرانسوا والا).
2. پيدايش امپراتوري هخامنشي به موجوديت ايلام به عنوان يك قدرت سياسي مستقل پايان داد، اما نه به عنوان يك نهاد فرهنگي. سنتهاي بومي ايلامي (مانند استفادهي كورش بزرگ از لقب «شاه انشان»؛ «رداي ايلامي»اي كه بنا به اظهار گاهنامهي نبونيد، كمبوجيه پوشيده بود و بر تن فرشتهي بالدار معروف واقع در پاسارگاد نيز ديده ميشود؛ برخي سبكهاي مربوط به هنر حكاكي؛ استفاده از زبان ايلامي به عنوان نخستين زبان رسمي امپراتوري؛ و پابرجا بودن كاركنان و آيينهاي ديني ايلامي مورد حمايت پادشاهي) بخش اصلي فرهنگ نوخاستهي هخامنشي را در فارس تشكيل ميداد. با وجود اين، كاربرد سنتهاي نو- ايلامي در سفالينههاي خانگي، فلزكاري، و حكاكي، دست كم تا حدود 520 پ.م.، آن گاه داريوش يكم شوش را فروگفت، ادامه داشت. در زمان داريوش تمام شهر شوش بازسازي شد، و هرچند برخي سنتهاي ايلامي، مانند استفادهي گسترده از قابهاي آجري لعابدار قالبزده شده و استفاده از زبان ايلامي در سنگنبشتههاي رسمي و دستگاه اداري پايدار ماندند، اما اين سنتها ديگر عنصر كوچكي در ميان سبكهاي شاهنشاهانهي جديدتر و جهانيتر هخامنشي بودند. (اليزابت كارتر)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر