کانون ایرانیان

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

روز 25 بهمن در تهران «مرده» می‌دوید و شما به دنبال‌اش!




1389/11/27





مجتبی سمیع نژاد

قمار عاشقانه


جنبش سبزی که «مرده‌اش» می‌پنداشتند و به ابزار سرکوب و زندان و شکنجه و تهدید و ارعاب خویش پایان یافته می‌خواندندش، چنان روز 25 بهمن شهر را به رنگ خویش درنوردید که خشم‌شان همراه با دروغ‌های بی‌پایان‌شان به «دستور» در رسانه‌های‌شان نمایان است. گر چه چون همیشه بر طبل این می‌کوبند که «سبزها» کم بودند و در شمارششان «صفر»ها را جا می‌اندازند و صدها هزار نفر را ۱۵۰ نفر می‌خوانند. اگر چه این‌بار زودتر برای کسانی که کشتند رسم دروغ‌شان را شروع کردند و کشته‌ها را «بسیجی» جا زدند و در رسانه‌های‌شان «کارت‌های جعلی» بسیج نمایش دادند، اما خشم رسانه‌های کودتا و هواداران کودتا به خوبی نشان می‌دهد، آن‌چه که عیان است و حاجت به بیان‌اش نیست.



نهادهای امنیتی از روز 25 بهمن تا کنون به طور گسترده‌ای با در اختیار گرفتن رسانه‌های دولتی و نیمه دولتی سعی دارند، اطلاع‌رسانی وسیعی را از دروغ پوشش بدهند، اگر در ماه‌های قبل رسانه‌های چون «کیهان، خبرگزاری فارس، رجانیوز، جهان‌نیوز و …» با ادبیاتی پرخاش‌گرانه و توهین‌آمیز دروغ می‌گفتند و مهمل می‌بافتند، از روز گذشته تا کنون این ادبیات و این روش پرخاش‌گرانه و توهین‌آمیز به دیگر رسانه‌هایی که لحن آرام‌تری داشتند تسری یافته است. نگاهی به رسانه‌ها در ایران به خوبی نشان می‌دهد که دولت و نهادهای امنیتی به طور وسیعی این رسانه‌ها را در اختیار گرفته و خبرهای منتشر شده در آن‌ها خبرهایی است که «دیکته» شده است.



خبرگزاری‌هایی چون «مهر، ایسنا، ایلنا» از دوشنبه شب تا کنون، نمونه‌های بسیاری از این خبرها را منتشر کرده اند [۱ ,۲ , ۳ , ۴ , ۵ , ۶۷۸, ۹, ۱۰]. خبرهایی که بنا بر سابقه‌ی این خبرگزاری‌ها با روش و ادبیات‌شان کاملا تفاوت داشته و به خوبی مشخص است که این نوع خبرها در آن‌ها به اجبار و یا دستور منتشر شده است.



نیازی نیست، صدها فیلم و عکس و گزارش هزاران شاهد را بخوانیم و ببینیم تا بفهمیم که روز 25 بهمن سبزها آن چه که باید می‌کرده‌اند را انجام داده‌اند و به مقصود رسیده‌اند یا خیر، تنها کافی است، خشم و وحشت رسانه‌هایی وابسته به دولت را دید و سخنان آن‌ها را شنید. صفحه اول خبرگزاری فارس به تمامی علیه موسوی و کروبی است و گزارش‌هایی در مورد «فتنه‌گران» و دروغ‌بافی در مورد دو کشته شده‌ی دوشنبه که قصد مصادره آن‌ها را دارد. خبرگزاری فارس با خشمی غیرقابل وصف چنان سریع دروغ می‌گوید که در پی عاقبت کار نبوده و نیست. شاید گمان نمی‌برد که برای مثال محمد مختاریفیسبوکی داشته باشد به رنگ سبز و صانع ژاله را ارادتی باشد به آیت‌الله منتظری.



سردار رادان که مسئول توجیه خشونت نیروهای انتظامی و عدم دفاع از شهروندان در مقابل بسیجیان مسلح است است می‌گوید که تنها ۱۵۰ نفر در غرب تهران تجمع کوچکی برگزار شده و بعد خبر می‌دهد که ۱۵۰ نفر را در سطح تهران بازداشت کرده‌اند.



نمایندگان مجلس نیز روز سه شنبه به وضوح مهر تأییدی زدند بر زنده بودن جنبش سبز، بر جنبشی که اصرار و ابرام داشتند «مرده» است. نمایندگانی که قرار بود پاس‌دار حقوق ملت باشند و از حق آنان دفاع کنند، آنها آن‌چنان «سر به زیر» و گوش به فرمان «غلام حلقه به گوش» دیکتاتوری در ایران شدند، که در خانه‌ی «ملت» رساله‌ی کاملی از بی‌غیرتی را با چند شعار به یادگار گذاشتند.



و آیا این همان «جنبش سبزی» نبود که «مرده‌اش» می‌پنداشتند؟ اگر مرده بود، چرا میخ تابوت‌اش آن‌چنان که باید محکم کوبیده نشده بود که روز 25 بهمن در تهران «مرده» می‌دوید و شما به دنبال‌اش. مرده‌ای که امروز رسانه‌های‌تان از فرط خشم، خبر پشت خبر برای‌اش تنظیم کردید، نه خبر آگهی فوت و نه خبر پایان یک «مرده»، خبرهایی که خواهان برخورد با همان «مرده» شده بود! کجا رفت «۹ دی» و آن خشم میلیونی که از آن دم می‌ِدمیدند؟



این خشم شما «ستودنی» است، بیش‌تر از این خشم‌گین باشید که ما ملت همین می‌خواهیم و بس. می‌خواهیم خشم‌گین باشید و در «هراس». دیکتاتور رفتنی است، چه حسنی مبارک مصری، چه سید علی خامنه‌ای. خامنه‌ای باید برود.

View Original Article

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر